
http://sharif.edu/~vahid
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 7 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/08 تا 2026/08/06
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 9 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
کتاب احمد (شهرام) شریعتی
کتاب علی رهنما
مقاله جلال متینی:
این کاری است که در کتاب اخیر احمد (شهرام) شریعتی، عضو هیئت علمی فیزیک در دانشگاه الزهرا که از پنجاه سال پیش کتاب های او را خوانده انجام شده. این کتاب البته لحن همدلانه ای ندارد و شریعتی را فارغ از دردمندی های ارزشمندش در زمانه ای که استبداد و سکوت بر همه جا سایه افکنده نقد می کند. به همین دلیل هم بسیار دقیق نوشته شده و پر است از ارجاع به متن کتابهای شریعتی و راستی آزمایی ادعاهای او. کتابی است که چه دوستداران علی شریعتی بخواهند چه نخواهند جای خود را در تمام سالهای آینده به عنوان کتابی معتبر و دقیق برای ارزیابی کارنامه شریعتی بازخواهد کرد و البته کتابی است که مثل هر نوشته دیگری به بوته نقد سپرده خواهد شد. البته اگر خواننده بخواهد زمانه شریعتی و زندگی خود او را از کودکی تا وفات اش بشناسد می تواند به کتاب « شریعتی، مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد» نوشته علی رهنما مراجعه کند. شاید پس از خواندن این کتاب، خواننده بتواند بخشی از اشتباهات شریعتی را با دیده اغماض بنگرد. اگر هم همکاران دانشگاهی ما بخواهند به آغاز و انجام کار او در دانشگاه مشهد و شیوه تدریس اش و کار حرفه ای اش نگاه کنند، مقاله جلال متینی مرجع ارزنده ای است. پی نوشت: این نوشته در باره شریعتی به عنوان یک معلم دانشگاه است. انصاف این است که هر کسی که شریعتی را به عنوان یک فعال اجتماعی نقد می کند، این را هم در نظر بگیرد که او فرصتی را که معاصرانش برای مشاهده سالهای بعد و تجدید نظر در عقایدشان پیدا کرده اند، از دست داده. این سرنوشت غم انگیز شریعتی است و به این معناست که گفته می شود شریعتی ناتمام مانده است.
نقدی جدید بر آثار علی شریعتیاخیرا موسی غنی نژاد، در مصاحبه ای شریعتی را شیاد خواند، به این دلیل که در سخنرانی هایش به کسی به اسم پروفسور شاندل استناد می کرده و حرف های خود را از زبان او می گفته برای این که دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بلافاصله موجی از انتقادها از جانب دوستداران شریعتی (عموما از نسل ما و قبل از ما) براه افتاد، که شریعتی از این گونه ابداعات ادبی و هنری زیاد کرده، کما اینکه در شعر فارسی هم شاعران بزرگ از زبان دیگران حرف های خود را می زده اند و هیچ کس بر آنها خرده نگرفته. انتقادها طیفی از اشارات کنایی مثل نوشته احمد زیدآبادی تا نامه های خیلی تند مثل نامه عبدالکریم سروش را که از موضع خیلی بالا صرفاً سرشار از ناسزاهای مسجع بود را در بر می گرفت. طبیعتا و به دلایلی قابل فهم هم عده ای از همکاران موضع شان این است که مسئله اصلی کشور ما در این روزها پیدا کردن راهی برای برون رفت از خطر جنگ و ویرانی کشور و مقابله با تندروهایی است که درک درستی از منافع ملی و رنج مردم ندارند، و بنابراین پرداختن به نقد شریعتی و در کنار او مصدق که این روزها انتقاد از او هم رواج یافته و دوستدارانش را آزرده کرده است، بیش از آنکه به اصلاح کشور کمک کند، آبی است که به آسیاب تندروان و ضد اصلاح طلبان ریخته می شود. به گمان این همکاران می توان صبر کرد تا کشور از این دوران حساس گذر کرده باشد و بعد با فراغ بال و با درک زمانه ای که این افراد در آن می زیستند به انتقاد از آنها پرداخت. سخن قابل تاملی است، اما من فکر می کنم کشور ما هیچگاه حتی وقتی از این دوران حساس عبور کند، به آن درجه از آرامشی که مد نظر همکاران است نخواهد رسید و فرصت نقد فراهم نخواهد شد مگر اینکه نقد را همیشگی کنیم و از همین حالا نقادی بی ملاحظه و صریح و روشن را متوجه همه افراد و جریان ها کنیم. جهل و نادانی امری نیست که به یکباره از جامعه ای رخت بربندد. باید صراحت داشته باشیم، از هیچ کس چه گذشتگان و چه آنها که حاضرند بت نسازیم، مقهور قدرت سیاسی و یا محبوبیت آنها نزد گروهی از مردم نشویم. اشتباهات شریعتی، مصدق، شاه، و کل نظریه های سلطنت و ولایت فقیه را بدون برچسب های ناشایست، البته با زبانی صریح و روشن ذکر کنیم تا نقادی و تفکر در جامعه ما جای شور و اشتیاق و ارادت ورزی را بگیرد. آنگاه است که شاید پس از چند دهه جامعه ما قدم در جاده اصلاح بگذارد. خوشبختانه در ۵۰ سال اخیر جامعه دانشگاهی ما علیرغم تمام کاستی ها و محرومیت های مادی اش، روشی را در ارزیابی افراد دنبال کرده که می تواند برای جبران اشتباهات گذشته راهگشا باشد. اگر از خیل عظیم مدارکی که بنا به ملاحظات سیاسی نصیب مسئولین می شود بگذریم و توجه خود را به جوانان درس خوانده متقاضی استخدام در دانشگاه معطوف کنیم، فرایند استخدام و ارتقا چنین چیزی است: برای استخدام هر کسی در دانشگاه کارنامه علمی اش ، مقاله ها و ارجاعاتش ، برنامه آینده اش، دوره هایی را که به عنوان پسادکتری طی کرده، توصیه نامه ها از استادانش و حتی ریز نمراتش را بررسی می کنند و پس از گذراندن این کارنامه از کمیته های گوناگون تصمیم به استخدام او می گیرند. سپس سال به سال و پس از بررسی سیر پژوهشی و آموزشی اش مراتب ارتقای او طی می شود. ای کاش آن موقع که دکتر شریعتی به ایران آمد نیز چنین دقت هایی اعمال می شد، ظاهرا در ان زمان در دانشگاه مشهد، جایی که شریعتی استخدام شده، چیزی شبیه به این روند و البته خیلی کمرنگ وجود داشته ولی به دلیل شور و هیجان اعتراضی و انقلابی ای که سخنرانی های او در دانشجویان، آن هم در نبود آزادی سیاسی در رژیم شاه پدید می آورده، این روند نادیده گرفته شده. ای کاش غلبه شور و هیجان انقلابی گری جای خود را به اصلاح طولانی مدت و پایدار می داد و کسی مثل دکتر شریعتی می توانست با آرامش خاطر یک رساله دکتری واقعا در رشته جامعه شناسی که خود را متخصص آن می دانست بنویسد و نسلی از دانشجویان مستعد کشور را در رشته جامعه شناسی تربیت کند. ای کاش فضای فکری استبداد زده جامعه ما اینقدر فقیر نبود. به هر حال امروز که جامعه دانشگاهی ما پیشرفت کرده فرصتی یافت شده که شریعتی را بدون ارادت ورزی تنها به مدد مطالعه و نقادی دقیق و خط به خط آثارش بشناسیم.
از قرار معلوم سایت مکتبخونه تمامی درسهای ارائه شده توسط همکاران ما را که به صورت رایگان در اختیار همه دانشجویان دانشگاههای ایران بود، از سایت خود برداشته است. ادعای این سایت این است که این کار به درخواست دانشگاه انجام شده. علی القاعده دانشگاه باید روش جایگزینی را در نظر داشته باشد که بتواند این کار غیرقابل فهم خود را جبران کند. من که شخصا در تعجبم که چرا سایت مکتبخونه چنین چیزی را قبول کرده است، چون مدرسان این درسها در مالکیت معنوی و فکری آنها سهم دارند و قبل از هر چیز می بایست موافقت مدرسان جلب می شد.