من نزدیک به ۲۰ سال روی ایران کار کردهام. گزینههای ما هیچوقت عالی نبودهاند، اما هرگز اوضاع را تا…
انتشار: 2026/07/21 01:56 UTC
من نزدیک به ۲۰ سال روی ایران کار کردهام. گزینههای ما هیچوقت عالی نبودهاند، اما هرگز اوضاع را تا این حد بد ندیدهام. برای اولین بار در دوران حرفهایام، سردرگم هستم.وقتی این جنگ شروع شد، هشدار دادم که ایران احتمالاً ضعیفتر، اما تهاجمیتر و ریسکپذیرتر خواهد شد - و منطقه را در چرخهای از درگیریهای نظامی و بیثباتی مزمن گرفتار خواهد کرد. این اتفاق افتاده است. چیزی که من دست کم گرفتم، اهرمی بود که ایران از طریق تسلط خود بر تنگه هرمز به دست میآورد.برای لحظهای، تفاهمنامه یک راه خروج احتمالی ارائه داد. این تفاهمنامه عمیقاً ناقص بود، اما از جایگزینها بهتر بود. سپس شرایط مبهم و مذاکرات بیکیفیت باعث فروپاشی آن شد: ایران معتقد بود که میتواند تا حدودی کنترل خود را بر تنگه حفظ کند؛ واشنگتن معتقد بود که تنگه دوباره به روی کشتیرانی بینالمللی باز خواهد شد.اما مشکل اساسی مذاکره نبود. در وهله اول تصمیم فاجعهبار ترامپ برای شروع جنگ بود.نتیجه: افزایش قیمت نفت، شوکهای اقتصادی، کاهش ذخایر دفاع موشکی ایالات متحده، خسارات عظیم منطقهای و رنج غیرنظامیان، متحدان بیگانه و در عوض دستاورد بسیار کمی. خب حالا چه؟ما میتوانیم از طریق کاهش تحریمها، صادرات نفت و دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی به ایران غرامت بدهیم. اما پس از چهل روز جنگ، تهران عصبانی، بیاعتماد و متقاعد شده است که دست قویتر را در دست دارد. هزینه آن آنقدر بالا - و آنقدر تحقیرآمیز - است که ترامپ هرگز آن را نخواهد پذیرفت.ما میتوانیم از نظر نظامی تشدید کنیم، کاری که ایالات متحده انجام میدهد. اما بمباران امتیازات معناداری از سوی ایران به همراه نداشته است و به نظر میرسد ترامپ تمایلی به تحمل هزینههای گزینههای حداکثری ندارد. فشار بیشتر به معنای یک جنگ پرهزینه، خطرناک و بالقوه بیپایان است که خطرات جدی برای نیروهای آمریکایی و کل منطقه دارد، همانطور که این آخر هفته به طرز غمانگیزی شاهد آن بودیم. و شانس موفقیت کمی دارد.یا میتوانیم کشورهای خلیج فارس را به مذاکره برای یک توافق منطقهای تشویق کنیم. این در نهایت ممکن است امیدوارکنندهترین مسیر باشد، اما کشورهای خلیج فارس دچار اختلاف هستند، این اساساً یک درگیری ایالات متحده و ایران است و هرگونه توافقی مستلزم امتیازات عمدهای از سوی آمریکا خواهد بود، در حالی که ایران را از نظر استراتژیک قویتر از قبل از جنگ میکند. بنابراین این خیلی جذاب و رسیدن به آن نیز دشوار نیست. بنابراین محتملترین نتیجه این است که ما شاهد یک وضعیت عادی جدید هستیم: درگیریهای مکرر بین آمریکا و ایران، حملات دورهای آمریکا یا اسرائیل به برنامه هستهای ایران، کنترل ایران بر منطقه خلیج فارس، قیمتهای بالاتر نفت و حضور نظامی بزرگتر و طولانیتر آمریکا در خاورمیانه. اما از آنجایی که هزینههای تشدید همه جانبه بسیار بالاست، هر دو طرف سعی میکنند از رفتن آن به آنجا جلوگیری کنند، اگرچه همیشه خطری وجود دارد.در نهایت، با ساخت خطوط لوله توسط کشورها، تنوع بخشیدن به منابع انرژی و ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین، قدرت نفوذ ایران کاهش خواهد یافت. اما این امر میتواند سالها طول بکشد.در نهایت، خستگی ممکن است به توافق منجر شود. ایران ممکن است تصمیم بگیرد که کنترل تنگه در حالی که تحت محاصره است، پایدار نیست. واشنگتن ممکن است بپذیرد که باید پیشنهاد بیشتری ارائه دهد. کشورهای خلیج فارس ممکن است سرانجام حول یک چارچوب دیپلماتیک عملی متحد شوند. اما نه به این زودی.ترامپ موقعیتی را که گزینههای بهتری به وضوح وجود داشت، در نظر گرفت، یک جنگ غیرضروری را آغاز کرد و یک فاجعه استراتژیک ایجاد کرد که سالها طول خواهد کشید تا از آن خلاص شویم.در حال حاضر، همه ما درگیر این آشفتگی هستیم.ایان گلدربرگ💥کانال پایش امریکا را در تلگرام یا بله دنبال کنید👇🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍کانال پایش در بله @payeshusa

