#یادداشت / بگذار رسوا شوندخبر آمد. دلهامان تیره شد. آسمان تیره بود. جمع شدیم تا دلهای داغدیدهی هم را در آغوش بگیریم و تسکینِ همدگر باشیم. همانجا پیمان بستیم؛ با پدرِ شهیدمان، با غمِ دلهامان، با خیابان.حقیقتِ بعثت تابید و آسمان روشن شد. اشکهایمان را پاک کردیم تا چشمِ هرز طمع نکند. ماندیم. با یقین ماندیم؛ با ایمان به خدا. میدانستیم ارادهاش بر یاریِ ماست. ماندیم تا یاریاش کنیم؛ که «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ». بعد هم همانطور که وعده داده بود به «وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»، گامهایمان را بر خیابان استوار کرد. ارادهی او بود. ما وسیله شدیم تا آیههای خداوند جاری شود.آمدیم و آمدیم و آمدیم. و آمارش از دستمان در رفت. با یقین آمدیم. با مشت گرهکرده و پرچمِ سرخ آمدیم. از عمقِ جان فَفَرِّجْ عَنّا خواندیم. الله اکبرمان را بلندتر گفتیم و حیدرحیدر ذکر لبهایمان شد.ما پایبندِ خیابانِ دلبند شدهایم. غمِ از دست دادن، جنگ، حفظ امنیت، مقاومت.. نه، نه.. دلیلش که اینها نبود. وجود امامِ زمان(عج) دلمان را بندِ خیابان کرد. درست همانجا. جایی میان جمعیت. او هم هر شب میآید، دستی بر شانههای خستهی مردم میکشد و میگذرد. و عِطر ملیحش میماند و ما میمانیم و خیابان.حالا زمزمههایی میآید. از سمتی دور از خیابان. خیلی دور. خواستهای دارد. کمی زیاده از حدش. زیاده از توانش. اما بگذار بگوید و خود را رسوا کند. بگذار پرده بدرد. که این روزها، روزهای غربال است. هیچکدام نمیدانیم تا چه وقت در جبههی حق و در سمت درست تاریخ میمانیم. اما میدانیم که ماندن ما در خیابان و تعهد به متحد بودن، درستترین کاریست که از ما برمیآید.اصلا باشد. بگذار جمع شود. مداحان و مجریان بروند. موکبها برچیده شوند. نورپردازی هم نباشد. امامِ عصر(عج) که آنجاست. و تا وقتی او هست -که همیشه هست- و تا وقتی حکمِ نائبش بر ما جاریست، ما هم هستیم. جمعِ ما را که نمیشود جمع کرد. بگذار رسوا شوند.✍🏼هاله جدّی؛ دبیر تشکیلات و پذیرش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی📲 انجمن اسلامی دانشجویان محقق اردبیلی در فضای مجازی:@uma_anjoman_eslami