«به ایرانیان بنویسید که از آمریکاییها بیشتر بترسند تا از روسها و انگلیسیها. اینست حرف آخر رضاشاه…
انتشار: 2026/08/25 13:03 UTCدریافت: 2026/08/25 21:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 21:01 UTC
«به ایرانیان بنویسید که از آمریکاییها بیشتر بترسند تا از روسها و انگلیسیها. اینست حرف آخر رضاشاه و این حرف رضاشاه را هم تاریخ، مدلل خواهد داشت که آیا درست است یا نادرست»(مجله خواندنیها. شنبه ۴ شهریور ۱۳۲۳. صفحه ۴)👈 اولین کسی هم که حرف آخر رضاشاه را جدی نگرفت، پسرش بود.
پستهای تلگرام — 2Khati
هر سربازی که از زمان هخامنشیان تا امروز در جنگ با دشمنان ایران جان خود را از دست داده است، شهید راه وطن است.از سربازانی که در قادیسه و نهاوند و به خاک افتادند تا سربازان ایران در چالدران و تا شهدای جنگهای ایران و روس و تا شهدای تنگستانی در جنگ با انگلیسیها و تا مدافعان وطن در شهریور سال ۲۰ و تا شهیدان جنگ هشت ساله و تا شهدای امروز، همه تاج سر ایران هستند و تک تک آنها بیشتر از ما این سرزمین را دوست داشتند، چرا که برای حفظ این سرزمین جان خود را فدا کردند.آنکه به شهدای ایران در هر برهه از تاریخ توهین میکند، نه تنها ایرانی نیست بلکه دشمن ایران است و باید با او به مانند دشمن رفتار کرد.در سه شهریور ۱۳۲۰ سه مرزبان ایرانی به نامهای «مصیب ملک محمدی»، «سید محمد راثی هاشمی» و «عبدالله شهریاری» در اطراف پل آهنی رود ارس توانستند با عملیات تعقیب و گریز ارتش روس را برای ساعات متمادی متوقف کنند. نیروهای متفقین در نهایت با شهید شدن این سه مرزبان و استفاده از توپخانه سنگین موفق به عبور از ارس و ورود به خاک ایران شدند.یادمان این سه شهید در سال ۱۳۸۹ پس ازبازسازی در نقطه صفر مرزی ایران و باکو نصب شده است.
2Khati pinned «در شهریور سال ۱۳۲۰ ایران از جنوب و شمال غرب از سوی نیروهای متفقین (شوروی و انگلیس) مورد تهاجم گسترده قرار گرفت. در همان روزهای اول این تهاجم وحشیانه صدها تن از نظامیان و غیرنظامیان ایرانی جان خود را از دست دادند. چند روز پس از این ایران به اشغال متفقین درآمد…»
در شهریور سال ۱۳۲۰ ایران از جنوب و شمال غرب از سوی نیروهای متفقین (شوروی و انگلیس) مورد تهاجم گسترده قرار گرفت. در همان روزهای اول این تهاجم وحشیانه صدها تن از نظامیان و غیرنظامیان ایرانی جان خود را از دست دادند. چند روز پس از این ایران به اشغال متفقین درآمد و قحطی و هرج و مرج و مرگ و میر سراسر کشور را فراگرفت. ملک الشعرای بهار این غزل زیبا را به یاد شهدای ایرانی جنگ جهانی دوم سروده است:لاله خونین کفن از خاک سر آورده برونخاک مستوره قلب بشر آورده بروننیست این لالهٔ نوخیز، که از سینه خاکپنجه جنگ جهانی جگر آورده برونرمزی از نقش قتالست که نقاش سپهربر سر خامه ز دود و شرر آورده برونیاکه در صحنهٔ گیتی ز نشانهای حریقذوق صنعت اثری مختصر آورده برونمنکسف ماه و براو هالهٔ خونبار محیططرحی از فتنه دور قمر آورده بروندل ماتمزدهٔ مادر زاریست که مرگاز زمین همره داغ پسر آورده برونشعلهٔ واقعه گوییست که از روی تلالدست مخبر به نشان خبر آورده بروندست خونین زمین است که از بهر دعاصلحجویانه زکوه وکمر آورده برونآتشین آه فرو مردهٔ مدفون شده استکه زمین از دل خود شعلهور آورده برونپارههای کفن و سوختههای جگرستکزپی عبرت اهل نظر آورده برونعشق مدفون شده و آرزوی خاک شدهاستکش زمین بیخته در یکدگر آورده برونپارهها زآهن سرخست که در خاور دوررفته در خاک و سر از باختر آورده برونبس کهخوندرشکمخاکفشردهاست بهملخت لختش ز مسامات سر آورده برونراست گو که زبانهای وطن خواهانستکه جفای فلک از پشت سرآورده برونیا ظفرنامچهٔ لشگر سرخست که دهربر سر نیزه به یاد ظفر آورده برونیا به تقلید شهیدان ره آزادیطوطی سبز قبا سرخ پر آورده برونیاکه بر لوح وطن خامهٔ خونبار بهارنقشی از خون دل رنجبر آورده برون
" کسی که آزادی را از دیگران صدقه میگیرد، همچنان برده و بنده باقی خواهد ماند."(آزادی یا مرگ - کازانتزاکیس)عدهای نادان چنان به سادگی از تسلیم و پذیرش شکست سخن میگویند که انگار پذیرش شکست و تسلیم شدن هزینهای کمتر از تحمل تورم و یا احتمالا مقداری کمبود منابع انرژی، دارد.کاش این جماعت همیشه مدعی کمی اهل مطالعه بود و تصویری از تسلیم در مقابل دشمن را میفهمید.تاثیر تسلیم و شکست بر اجتماع را بهتر میخواهیم درک کنیم به سراغ سینمای پساجنگ اروپا و ژاپن برویم. تاثیر تسلیم و شکست را بهتر میخواهیم درک کنیم فیلمهای دهه پنجاه اوزو و ناروسه و میزوگوچی و کوراساوا و تاثیر جنگ بر وضعیت زنان و جامعه ژاپن را ببینیم. "آلمان سال صفر" رسلینی را ببینیم، آثار دسیکا را ببینیم.تاثیر شکست و اشغال را میخواهیم بهتر درک کنیم «جنگ و صلح» تولستوی را بخوانیم، «تپلی و مادموازل فیفی» موپاسان را بخوانیم، «شکست» امیل زولا را بخوانیم، «زیر یوغ» ایوان وازوف را بخوانیم، «آزادی یا مرگ» و دیگر آثار کازانتزاکیس را بخوانیم تا شاید کمی از این خواب خوشخیالی پذیرش تسلیم و واگذاری کشور به دشمن خارج شویم.
گوستاو فلوبر پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس و محاصره پاریس توسط آنها در نامهای به دوستاش مینویسد:«سال 1870 بسیاری از مردم را دیوانه کرد و گروهی را خرفت کرد و مابقی را به حالتی از خشم دائم درآورد. من در این گروه آخری هستم.»حوادث یکسال اخیر هم با بسیاری از مردم ایران هم اینکارها را کرد. برخی رسماً از ترس دیوانه شدهاند و به سمت دشمن غش کرده و یا کاری جز آیه یاس خواندن ندارند.برخی دیگر خرفت شدهاند و توان فهم معادلات جاری و درک درست نقشههای دشمن و تحولات میدان را ندارند.و برخی دیگر هم به حالت خشم دائمی درآمدهاند.
⏬👈 دوباره یکی به «خر ارباب یابو گفت» و این جماعت آه و فغانشان بلند شده و بازار ارز بهم ریخت و جنگ روانی به حد اعلا رسید.👈 تمام این داد و فریادها برای این است که ایران وادار به تسلیم شده و مدل ونزوئلایی و سوریهای، مدنظر آمریکا را بپذیرد.به شخصه اگر با تسلیم اوضاع کشور بهتر از امروز میشد هیچ مشکلی با تسلیمطلبی این جماعت نداشتنم اما این احمقهای بزدل نمیفهمند که هزینه تسلیم هزار بار بیشتر از مقاومت است و ایران اگر همان روز اول جنگ خواستههای آمریکا برای تسلیم بیچون و چرا را میپذیرفت، امروز نه امنیتی بود و نه آب و برق و گازی و نه همین مواد غذایی گران که در بازار موجود است.👈 به هر کسی که اندک سخنی از مقاومت میگوید، برچسب جنگطلب میزنند و هنوز نمیفهمند که ما وسط جنگ هستیم و بسیاری از زیرساختها و فرماندهان و دانشمندان و مسئولان ایران ترور شدهاند.👈 نمیفهمند که کوتاه آمدن در برابر دشمن به معنای آرامش و رفاه نیست بلکه از دست رفتن باقی زیرساختها و دویدن دنبال ماشینهای کمک سازمان ملل است.👈 نمیفهمند که تسلیم به معنای صلح نیست بلکه فروغلتیدن در ناامنی و خشونت برای دهههای متمادی است.


