امروز توی کافه یه اتفاق عجیب برام افتاد...نشسته بودم قهوهم رو میخوردم که یه نفر اومد سمتم، منو بغ…
انتشار: 2026/08/18 15:06 UTCدریافت: 2026/08/18 18:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 18:00 UTC
امروز توی کافه یه اتفاق عجیب برام افتاد...نشسته بودم قهوهم رو میخوردم که یه نفر اومد سمتم، منو بغل کرد و صورتم رو بوسید.گفتم: «ببخشید، من شما رو میشناسم؟»گفت: «شما مادر منو احیا کردید و رسوندید بیمارستان.»خشکم زد.گفت مادرش الان توی ماشین منتظرشه و حالش خوبه.بعد کلی تشکر کرد و رفت...وقتی خواستم حساب کنم، فهمیدم قهوه من و خودش رو هم حساب کرده.شاید برای خیلیها فقط یک قهوه بود، اما برای من یادآوری شد که بعضی کارهایی که وسط یک شیفت معمولی انجام میدیم، ممکنه برای یک خانواده، بزرگترین اتفاق زندگیشون باشه./امید@Tweety_offical
