#التماس_تفکربدعادتیپدری برای فرزندش تعریف میکرد که:گدایی بود که هر روز صبح وقتی از این کافه ی نزدیک…
انتشار: 2026/08/18 02:35 UTCدریافت: 2026/08/18 12:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 12:01 UTC
#التماس_تفکربدعادتیپدری برای فرزندش تعریف میکرد که:گدایی بود که هر روز صبح وقتی از این کافه ی نزدیک دفترم میاومدم بیرون، جلویم را میگرفت.هر روز یک بیست و پنج سنتی میدادم بهش... هر روز. منظورم اینه که اون قدر روزمره شده بود که گدائه حتی به خودش زحمت نمیداد پول رو طلب کنه. فقط براش یه بیست و پنج سنتی میانداختم.چند روزی مریض شدم و چند هفته ای زدم بیرون و وقتی دوباره به اون جا برگشتم میدونی بهم چی گفت؟پسر پرسید: چه گفت پدر؟میگوید: «سه دلار و پنجاه سنت بهم بدهکاری...!»بعضی از خوبی ها و محبت ها، باعث بدعادتی و سوءاستفاده میشه!@towzlunews


