تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:28 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
ایدی جهت ارتباط با ادمین@Parssssssssssssse
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 20 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
24_ نیروی برتر من چه مشخصه هایی دارد ؟ ما نمیخواهیم کسی به ما باوری یا چیزی را تحمیل کند ، چون ما در گذشته تجربه خوبی از اینگونه تحمیل ها نداریم ، هر چند منکر بد و یا منفی بودن آنها نیستیم ، اما این گونه تحمیل ها علیرغم پتانسیل های خوبی که داشتند برای ما کارآیی نداشتند ، زیرا در گذشته یکی از علتهای که ما نمیتوانستیم از آنها جواب بگیریم و همیشه در سراب های بی آب علف سرگردان بودیم و با تظاهر کردن و ریا کردن زندگی میکردیم به این دلیل بود ، که یا به ما ، باور و یا خدایی را القاء میکردند ویا آنرا منتقل میدادند و یا نهایتاً آنرا بما دیکته میکردند و به همین سبب میل و سلیقه و نظر ما اهمیت نداشت و لذا بقول آن بزگواری که میگفت ؛ سالها مذهبی بودم بدون اینکه خدایی داشته باشم ! بنابراین ما در برهوتی زندگی کردیم که نمیتوانستیم پذیرای یک نیروی برترخود باشیم و با او صداقت داشته باشیم ، زیرا که بعضی از مشخصه هایی آن با طرز فکر ما و یا ایده آل های ما همخوانی و برای ما جذابیتی نداشت و بنظر ما منطقی نمی آمد و لذا نه تنها با او صداقت نداشتیم بلکه یک حالت هجومی و نافرمانی و ناهنجاری ، را هم در پیش میگرفتیم ، اما اینک در مرحله نوینی قرار گرفته ایم و میخواهیم نیروی برتر خود را آنچنان که آنرا گرامی میداریم و برایمان جذاب و مطابق ایده آلهای ماست و ما میتوانیم با آن راحت و صادق باشیم خودمان انتخاب کنیم ، زیرا منبعد زندگی ما با نیروی برتر در هم پیچیده و درهم گره میخورد ، ما میخواهیم بدانگونه " یک نیروی برتر " را که خود درک میکنیم در ذهنیت خود بوجود بیاوریم تا بتوانیم با چنین نیروی ارتباط صادقانه و صمیمانه و عاشقانه برقرار کنیم ، هر چند وجود نیروی برتر یک حقیقت محض است و خارج از ذهن و فکر ما وجود مطلق دارد ، اما ما بطور ذهنی مشخصه های آنرا به جهت اینکه بتوانیم با او ارتباط صادقانه و عاشقانه و راحت داشته باشیم در تصور و ذهن خود بوجود میاوریم .[ نیروی برتر من مهم نیست که کیست و چیست اما بطور قطع کسی است که این مشخصه ها را داشته باشد ]- رئوف باشد - خوش قلب باشد - جذاب باشد - روشنفکر باشد - مهربان باشد - خوش خو باشد - صبور باشد - ازادیخواه باشد- بخشنده باشد - امیدوار باشد - منصف باشد - لارژ باشد- فروتن باشد - امین باشد - خوشرو باشد - جوانمرد باشد- نترس باشد - سخی باشد - خوشبین باشد - چشم پاک باشد- وفادار باشد - مهر جو باشد - هادی باشد - سینه سوخته باشد- دمکرات باشد - منظم باشد - منعطف باشد - درد آشنا باشد- صلح دوست باشد - دادگر باشد - شریف باشد - مورد اطمینان باشد- بی توقع باشد - متشوق باشد - لطیف باشد - مورد اعتماد باشد- قادر باشد - شجاع باشد - هنرمند باشد - اهل دل باشد- پویا باشد - باز و اوپن باشد - با احساس باشد - چشم پاک باشد- حق شناس باشد - شوخ طبع باشد - دانا باشد - قدر دان باشد- با عشق باشد - نجیب باشد - با گذشت باشد - نمک شناس باشد- یاری دهند باشد - رزاق باشد - عیب پوش باشد - هنر دوست باشد- صادق باشد - زیبا باشد - دل رحم بشد - متفکر باشد- آرامش دهنده باشد - انرژی دهنده باشد - توانا و کامل باشد - خدمت کننده باشد(این لیست باید همیشه باز باشد ممکن است در روند بهبودی ما به مرتبه و یا ارتقائی برسیم که بخواهیم چیزهای را به این لیست اضافه کنیم یا اینکه برعکس مشخصه ایی را پاک کنیم .)نکته قابل تامل در این سوال و سوال قبلی نوع انگیزشی و یا چند وجهی بودن آن است ، ( شاید ) این دو سوال اخیر میخواهد از این نقطه نظر ، ذهن و تفکر ما را تحریک کند که ما با بیان مخشصه های منفی و مثبتی که ذکر کردیم در واقع مشخصه های تیره و روشن و دوگانگی های خود را به گونه ایی آشکار کرده و با نقاط ضعف و قوت خود و سیاه و سپیدی های درونی خود بیشتر آشنا شویم ! . . .قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
23_ نیروی برتر من چه مشخصه هایی ندارد ؟ اینک که ما در آستانه مسیر بهبودی قرار گرفته ایم لازم است تا درک شفاف تری از نیروی برتر خود داشته باشیم زیرا منبعد نقش نیروی برتر در زندگی ما پرنگتر خواهد شد و لذا ما هرچقدر چیزهای که از نظر ما منفی هستند و یا مطابق میل و سلیقه ما نیستند و لذا احساس میکنیم که ، موانعی هستند که ما را از نیروی برتر خود دل آزرده و یا دور میسازد ، بیان میکنیم ، بطور مثال ؛ [ نیروی برتر من مهم نیست که کیست و چیست اما بطور قطع کسی است که این مشخصه ها را نداشته باشد ]- خشمگین نباشد - ناامید نباشد - کنترل کننده نباشد - مخوف نباشد- متکبر نباشد - قهرو نباشد - وسواسی نباشد - جهنم نداشته باشد - ترسو // - خسیس نباشد - هوس ران نباشد- بی وفا // - کینه جو نباشد - بدبین نباشه- جبار و زورگو نباشد - نامنظم نباشد - منت گذار نباشه- جنگ طلب نباشد - ظالم نباشد - بیرحم نباشه- کیفر دهنده نباشد - خود رای نباشد - بد اخلاق نباشد- متوقع نباشد - خودمحور نباشد - مردد نباشد- سرزنش کننده نباشد - انتقامجو نباشد - بی شرف نباشد- مقایسه کننده نباشد - تنبیح گر نباشد - خشک وعبوس نباشد - ضعیف نباشد - سخت گیر نباشد - خشن نباشد- تنبل نباشد نامهربان نباشد - دگم و بسته نباشد - نادان نباشد- حق ناشناس نباشد - عجول نباشد - افراطی نباشد- حسود نباشد - بی انصاف نباشد - تفریطی نباشد- بخیل نباشد - ترسناک نباشد - نا متعادل نباشداین لیست باید همیشه باز باشد ممکن است در روند بهبودی ما به مرتبه و یا ارتقائی برسیم که بخواهیم چیزهای را به این لیست اضافه کنیم یا اینکه برعکس مشخصه ایی را پاک کنیم . قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
22_ چه شواهدی دارم که نیروی برتر در زندگی من کارکرد دارد ؟ دگرگونی ها و تغییرات مثبت فراوانی در زندگی ما اتفاق افتاده که تمام آنها را مرهون حمایت های نیروی برتر میدانیم بطور مثال به تعدادی از این شواهد اشاره میکنیم ؛پاک از مواد مخدر هستیم - امیدواری – اعتماد به نفس - ایمان - فروتنی – صداقت – روشن بینی – دوری از خوآزاری و دیگرآزاری - اعتبار و اعتماد و اطمینان ، بین خانواده و دوستان و جامعه را بدست آوردن – برگشت سلامت عقل – خدامحوری – کار – پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی و معنوی و . . .تمامی این شواهد نشان دهنده این است که کمک های نیروی برتر در زندگی ما کارآیی دارد .قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
21_ آیا یک نیروی برتر از خودم می تواند به من کمک کند تا بهبودی پیدا کنم ؟ چگونه ؟ همانطور که وقتی تمایل به پاکی پیدا کردیم کمک های نیروی برتر را دریافتیم و پاک ماندیم ، بنابراین ، طریق بهبودی هم به همین صورت و با همین فرمول ، امکان کمک های نیروی برتر را برای ما میسر میگرداند ، یعنی کمک های نیروی برتر در بهبودی ، بستگی به میزان تمایل ما دارد . چگونگی کمک های نیروی برتر در رابطه با فرایند بهبودی برای ما در گستره های مختلفی رو میدهد ، از جلسات بهبودی گرفته تا پیامها و الهامات که دریافت میکنیم بنابراین ، ما وقتی تمایل به بهبودی پیدا کردیم ، کمک های یک نیروی برتر را کاملاً در خود احساس و مشاهده کردیم ، نیروی برتر ؛ کسی و یا چیزی و یا قوه ایست که در درونمان آنرا احساس میکنیم اما نمیتوانیم تعریف خاص و یا جامعی برای آن قائل شویم اما بطور قطع میدانیم که این نیرو از بیماری ما قویتراست ، و همچنین بخشنده و مهربان است ، و از ما بزرگتر است و لذا وقتی در شرایط تمایل درونی قرار میگیریم و فرکانس گیرنده خود را بر اساس موج او تنظیم میکنیم ، پیامهای او از طرق مختلف به ما رسانده میشود و همیشه در قلب ما ، و در دسترس ، و بما نزدیک است ، بله یک نیروی برتر بدون شک دارد بما کمک میکند و ما واقعاً این نیرو احساس میکنیم ، حالا آن نیرو را هر چه میخواهیم بنامیم مهم نیست ، مهم این است که درک و حمایت او را انکار نکنیم ، بقول آنکه گفت ؛کیست این پنهان مرا در جان و تنکز زبان من همی گوید سخناینکه گوید از لب من راز کیستبنگرید این صاحب آواز کیست همانطوریکه در سوال قبلی گفتیم ما در گذشته محالترین چیز را پاکی و عدم مصرف میدانستیم و اساساً اینکه بتوانیم مثل دیگران بدون مصرف مواد زندگی کنیم این نوع نگرش برایمان رویاپردازی و یک افسانه بنظر میرسید ، اما محالتر از آن که حتی برایمان قابل تصور هم نبود و یک فرا افسانه بنظر میرسید اینبود که روزی شخصیت و رفتارهایمان و باورهایمان تغییر کند ، این معجزات و تغییرات را ما احساس میکنیم و همه و همه ی اینها را مرهون کمک های نیروی برتر میدانیم . قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
20_ آیا نیروی برتر از خودم می تواند به من کمک کند تا پاک بمانم ؟ چگونه ؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 قبل از اینکه بخواهیم به این سوال جواب بدهیم لازم است به این نکته توجه کنیم که بسیاری ازما معتقدیم ، منظور از یک نیروی برتر الزاماً به معنا یکنفر و یا یک چیز نمی باشد ، بلکه منظور از کلمه ( یک ) میتواند اینگونه معنا بدهد که ؛ مجموعه متکثری از عوامل خیر و بهبودی هستند که در یک خط و در یک امتداد و دریک راستا قرار گرفته اند که در نقطه ای متلاقی شده و مجموعه واحدی را بوجود آورده اند و در اثر این اتحاد تلاقی ، انرژی مثبت بی پایان روحانی ای برای ما متظاهر گشته که ما با تمرکز به آن نقطه " یک نیروی برتر " خود را درک میکنیم .[ هرچند تعریف فوق از یک نیروی برتر به هیچ عنوان تعریف قطعی نیست در کل و در واقع فهم ما از یک نیروی برتر یک درک شخصی میباشد ] . بنا براین ، ما با تمایل برای ارتباط برقرار کردن به هرعاملی که در رابطه با شاخصه های نیروی برتر است میکوشیم تا این کمک را دریافت کنیم ، در واقع ما وقتی با تمایل درونی برای پاک ماندن قدم پیش نهادیم کمک و حمایت های نیروی برتر را با پوست و استخوان درک کردیم .بله این نیروی برتر مادامیکه ما در شرایط تمایل باشیم به ما کمک میکند ، ما در گذشته بجای رسیده بودیم که محالترین چیز دنیا را پاکی میدانستیم ، در واقع ما بجای رسیده بودیم که دیگر پاک شدن خود را فقط یک افسانه میپنداشتیم ، هرچند آموزه های انجمن را در پاکی خود موثر میدانیم اما در ته دل خود احساس میکنیم ، چیزی ، یا کسی ، یا نیروی ما را در این راه حمایت میکند که ما با کمک آن توانسته ایم پاک بمانیم ، که ما به آن نیروی برتر میگویم . بنابراین ما موقعی میتوانیم از این کمک بهره مند باشیم که تمایلمان درونی باشد و لذا بخاطر همین است که در سنت سوم میگوید تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به پاکی است ، برای اینکه وقتی ما با تمایل درونی بهم ملحق میشویم در اثر این اتفاق و این اتحاد کاملاً کمک های نیروی برتر را احساس و مشاهده میکنیم . قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
19_ بعضی از چیزهایی که قدرتمندتر از خودتان هستند را نام ببرید ؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 قدرتمندترین چیزی را که می شناسیم بیماری اعتیاد است که در همه قسمت های زندگی ما سایه افکنده و همیشه زندگی ما را تیره و تار کرده است ، و درهر بعد و شاخصه ایی که فعال شود قدرتش از خودمان بیشتر میشود و لذا ما در کنترل کردن و مقابله با آنها عاجز هستیم ، بطور مثال بعضی از آنها را نام میبریم ؛ خودمحوریها – ترسها – دیوانگیها - هواهای نفسانی - نواقص ها – موادهای اعتیاد آور و . . . . اما قدرتمندتر از بیماری اعتیاد ، اصول روحانی بهبودی است ، که با همراهی نیروی برتر میتوانیم آنرا متوقف کنیم ، در واقع متوقف کردن بیماری یعنی پیروزی بر بیماری ، بنابراین اصول روحانی بهبودی قدرتمندتر از بیماری اعتیاد ماست ، بطور مثال بعضی از آنها را نام میبریم ؛ اصول روحانی صداقت ، روشن بینی ، تمایل ، فروتنی ، پذیرش ، جلسات ، راهنما ، دوستان بهبودی ، کمک از نیروی برتر و . . . ما تا زمانیکه با هم باشیم و در راستای اصول روحانی و بخصوص همراه با نیروی برتر باشیم و از او استمداد بطلبیم قدرتمند ترینم .قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
18_ آیا من برای پذیرش نیرویی برتر از خود مشکل دارم ؟👇👇👇👇👇👇👇👇 کلمه ( مشکل دارم ) در این سوال معنایش این است که من مشکل دارم و در واقع نیروی برتر فی الذاته مشکلی ندارد . اینکه ما برای پذیرش نیروی برتر از خود مشکل پیدا میکنیم ، بیشتر بعلت سردرگمی و گاهاً سوء تعبیر از مفاهیم نیروی برتر می باشد ، و لذا ما ابتداء که در مسیر بهبودی قرار گرفتیم وقتی صحبت از نیروی برتر میشد ، فکر ها و ایده آلهای در ذهنمان از نیروی برتر متجلی میشد ، بطور مثال میخواستیم آنرا بطور فلسفی بشکافیم و یا از نقطه نظر عرفانی به آن نگاه کنیم و یا تمرکز خود را به ذات آن نیرو معطوف میکردیم ، مثلاً میگفتیم ؛ نیروی برتر باید قدیس باشد ، یا اینکه نیروی برتر ما باید کامل و بی عیب و نقص باشد و . . . .هرچند این نوع نگرشها خوب و ایده آل میباشند اما این خواسته ها در این شرایط برای ما بصورت بالقوه وجود دارند و لذا ما با پذیرش نیروی برتر مشکل پیدا میکنیم ، در حالیکه ما اینک و در این مقطع نیاز به نیروی برتری داریم که او را در کنار خود احساس کنیم و از کمک های بالفعل او استفاده کرده تا به پاکی خود ادامه بدهیم ، نیروی که با او در تماس هستیم و در دسترس ما میباشد و لذا این نیرو برای ما در حال حاضر کارآیی دارد . همانطوریکه قبلاً در مورد باورها متوجه شدیم ، روند و مسیر بهبودی میتواند باورهایمان را رشد و آنها را عمیق تر کنند ، بنابراین درک از پذیرش نیروی برتر هم در فرایند بهبودی ارتقاء و رشد پیدا میکنند و بسیاری از مشکلات ما در رابطه با پذیرش یک نیروی برتر برطرف میشود . بطور کلی نیروی برتر در حال حاضر ، عامل و یا عواملی هستند که به ما کمک کرده تا پاک بمانیم و بهبودی حاصل کنیم .قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
17_ ایمان من از شروع بهبودیم چگونه رشد کرده ؟👇👇👇👇👇👇👇👇 بسیاری از ما وقتی وارد انجمن معتادان گمنام شدیم فکر میکردیم مشکل ما فقط مصرف مواد مخدر است و لذا با این اندیشه که فقط بتوانیم مواد خود را ترک کنیم از روی ناچاری وارد انجمن شدیم اما با حضور مرتب در جلسات متوجه شدیم که ما بیماریم و مشکل ما فقط مواد مخدر نیست بلکه مشکل اساسی ما بیماری اعتیاد است و با کارکردن قدم یک عمیقاً این باور را همراه با اقرار به بیماری پذیرفتیم ، در واقع اعتراف به بیماری و پذیرفتن آن اولین استارت ما از شروع بهبودی را رقم زد ، درواقع ریشه نونهال بهبودی ما را پذیرش بیماری شکل داد بنابراین پذیرش بیماری نقطه آغاز بهبودی ما بود ، ما با استمرار در روند بهبودی و با کارکرد قدم و با آگاهی از شاخصه های بیماری ، لحظه به لحظه ، نهال بهبودی خود را آبیاری کردیم و با پذیرش کامل به تسلیم کامل رسیدیم و در این نقطه بود که بهترین شرایط را برای رشد بهبودی خود فراهم کردیم ، اما رشد هم مثل بهبودی یک فرایند است و از مهمترین عامل های تاثیرگذار بر آن گذشت زمان است که ما باید نهایت استفاده از زمانی که فقط برای امروز در اختیارمان گذاشته شده است ، در جهت ارتقاء دانش و آگاهی توام با عملکرد بهرمند سازیم .تعریف رشد ؛ مجموعه عواملی پیشرونده از تغییرات که دارای ماهیت کمی و کیفی منظم است ، و در جهت پویایی و تکامل فرد یا هر چیز در مراحل مختلف و بر اساس گذشت زمان رخ میدهد .قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
16_ به چه چیز ایمان دارم ؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 آنچه را که ما امروز عمیقاً به آن باور داریم در کل این است که این برنامه تا این مقطع برای ما کارآیی داشته ، یعنی تا این لحظه نه تنها مواد مصرف نکرده ایم بلکه رفتارهایمان نیز به اندازه شناخت از بیماریمان از ناهنجار به هنجار تبدیل شده است ، آنچه را که ما باور داریم این است که ، بیماریم و نیاز به کمک داریم ، از نداشتن سلامت عقل همیشه در رنجیم ، و باور داریم که با کمک نیروی برتر میتوانیم به سلامت عقل برسیم و هرچند بیماری ما ناعلاج است ، اما ما با فعال کردن بهبودی میتوانیم آنرا متوقف کنیم و همچنین باور داریم که به تنهایی نمتوانیم بیماری خود را متوقف و یا بر آن پیروز شویم و باید دست در دست هم داشته باشیم . و اعتماد به نیروی برتر و مشورت کردن را در امور و سرلوحه زندگی خود قرار بدهیم .یکی از نشانه های برگشت سلامت عقل در ما ، قبل از تصمیم و اقدام به هرکاری مشورت کردن با اهل همان فن است .قدم دوم🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
15_ چه تجاربی از دیگر معتادان در حال بهبودی در مورد فرآیند ایمان آوری شنیده ام ؟ آیا هیچ یک از آنها را در زندگی خود امتحان کرده ام ؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 قسمت اول سوال - مهمترین تجارب همدردان در حال بهبودی که در مورد فرایند به باور رسیدن به آنها کمک کرده و به آنها اشاره نموده اند که بشرح ذیل است ؛صبوری کردن - حرف گوش کردن - صداقت داشتن - قدمها را مرتب کار کردن - جلسات را منظم رفتن - راهنما گرفتن – به برنامه اعتماد کردن - مطالعه نشریات - دعا کردن - خدمت کردن بخود و دیگران - تعادل در مثلث بهبودی - مشورت کردن - و . . . قسمت دوم سوال - بله ما چون خواهان رسیدن به این باور هستیم ، لذا سعی میکنیم که تجارب بهبودی دیگر معتادان را امتحان کنیم بخصوص در شرایط فعلی کارکردن قدمها از الویتهاست ، هر چند گاهی مسامحه میکنیم و از روی سهل انگاری در رابطه با عمل کردن به این تجارب تنبلی میکنیم ولی چون برنامه ما یک برنامه روزانه است باز خود را در مسیر این تجارب قرار میدهیم .همانطوریکه دانش ما کم کم ارتقاء پیدا میکند ، بنابراین باورهای ما هم با دانش و آگاهی و شناخت ما عمیق تر میشوند در واقع بخاطر همین است که میگویم ( فرایند باور ) در واقع فرایند یعنی ؛مجموعه عواملی که برای کامل کردن یک هدف خاص در کنار هم و در یک امتداد قرار میگرند فرایند نامیده میشود .باورهای ما مثل یک نهال است و ما باید برای آنها شرایطی مناسب را فراهم کنیم تا رشد کنند تا سرانجام ثمر و میوه بدهند . قدم دوم: 🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 14 آیا هرگز چیزی را باور داشته ام ، بدون اینکه برای اثبات آن چیز دلیل و مدرک مشهودی وجود داشته باشد ؟ آن چگونه تجربه ای بود؟ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇یکی از شاخصه های بیماری ما ریشه در شخصیت متزلزل و چندگانه ما داشت و لذا ثباتی در شخصیت خود نداشتیم وبه همین دلیل بسیار تائید طلب و همیشه میل به ناهنجارها داشتیم . به علت عدم سلامت عقل و آگاهی ، متاسفانه الگوهای ما اصولاً کسانی بودن که سمبل ، بلاهت ، شرارت ، سفاهت ، و یا حماقت بودند ، و به همین دلیل ما اصولاً در زندگی با کاراکتر آنها زندگی میکردم یعنی داری شخصیت های گوناگونی بودیم که هیچکدامشان مال خود ما نبودند ، ما فقط نقش آنها را بازی میکردیم و بر همین پایه سعی میکردیم نه تنها با شخصیت آنها زندگی کنیم بلکه با ، باورهائی که آنها دارند زندگی کنیم ، بنابراین تقلید از باورهای دیگران را نمیشود باور نامید و لذا اینگونه باورها برای ما همیشه سست و بی پایه و بنیان است و بدیهیست هرگز بجز ، رنج و درد نمیتوانستیم از این باورهای تقلیدی نتیجه دیگری بگیریم ، گاهی جو زده میشدیم و سعی میکردیم نقش انسانهای مومن ومتدین را در بیاوریم و لذا با کمال ناصداقتی ادای باورهای آنها را در می آوردیم در حالیکه خودمان به آنها باوری نداشتیم ، در واقع اینطور باورها چه خوب و چه بد بیشتر ادا بازی و نقش بازی کردنهای ناصادقانه بود و لذا ارمغان و ره آورد اینچنین باورهای تقلیدی برای ما چیز جز شخصیت های کاذب و پوشالی نبود ، به بیان دیگر اینگونه باورها مال ما نبودند و مربوط به دیگران بودند و لذا تجربه های ما از اینگونه باورهای آبکی حاصلی جز سردرگمی و پریشانی نمی آورد ، به عبارت دیگر ما در انتخاب باورها بیشتر متقلد بودیم ، نه متقاعد . بنا براین اینگونه باورهای تقلیدی ( نه تحقیقی ) بعلت عدم دلایل منطقی و مشاهدات عینی ، فاقد ظرفیت ها و پتانسیل های لازم برای پذیرفتن یک باور عمیق درما بودند ، بدیهیست اینگونه باورها برای ما نمیتوانست نتیجه مثمرثمر به همراه بیاورد حتی اگر آن باورها برای دیگران کارایی داشته باشند . ما اکنون به این درک رسیده ایم که برای انتخاب یک باور ابتدا باید در باره آن تحقیق کنیم در واقع باورهای تقلیدی دیروز ما ، عاقبت زندگی ما را جهنمی کرد و باورهای سازنده و تحقیقی ، امروز ما میتواند فردای ما را بهشتی کند . باوری که ما در انجمن به آن دست یافتیم یک باور سالم و منطقی و دارای همه ویژه گیهایست که یک باور کامل میتواند داشته باشد ، چون ؛اولاً ؛ با دلیل و مدرک است یعنی استدلالی و عقلانی است .ثانیاً ؛ شهودیست ، یعنی ما به چشم و عینه آنرا می بینیم. قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 13جمله ((به مرور ایمان آوردیم .......)) برای من چه مفهومی دارد؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 اگر دقت کنیم متوجه میشویم که این جمله بصورت فعل جمع صادر شده است ، یعنی به این معناست که اعضاء دیگر که مثل ما گرفتار باورهای غلط و نداشتن سلامت عقل بودند و قبل از ما مسیر بهبودی را طی کرده اند ، متوجه شده اند و به این باور رسیده اند که با کمک یک نیروی برتر توانسته اند به سلامت عقل برسند و لذا چون ما از گذشته آنها مطلع بودیم یا مطلع شدیم با مشاهده آنها ، ما هم به این باور رسیدیم که میتوانیم با کمک نیروی برتر به سلامت عقل برسیم . جمله فوق ضمن اینکه میتواند ، مفاهیم گسترده دیگری داشته باشد ، اما یکی از باز تاب هایش بعنوان عاملی که میتواند محرکی باشد برای مصمم شدن و دلگرمی ما در مسیر بهبودی و همینطور برگشت سلامت عقل ما فوق العاده تاثیرگذار باشد . ضمن اینکه ، میدانیم که جملات و کلمات دارای نیروهای شگرفی هستند ، ای بسا کسانی که فقط با شنیدن یک جمله و یا یک پیام بهبودی زندگیشان بطور کلی دگرگون و سرنوشت خود را عوض کرده اند ، در زندگی روزمره ممکن است به جملاتی بربخوریم که کاهنده انرژی و پیام و تاثیرشان برای ما یاس و ناامیدی و حرمان باشد ، اما در زندگی جملاتی هستند که انرژی زا ، امیدوار کننده و حتی شفا بخش میتوانند باشند ، جملاتی که میتوانند زندگی ما را ، سرنوشت ما را تغییر دهند ، جملاتی که میتوانند ما را به آینده روشن ، توام با برگشت سلامت عقل و آرامش در زندگی امیدوار کنند ، مثل این جمله که بما میگوید ؛قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 12آیا موانعی بر سر راه من وجود دارد که ایمان آوردن را برایم مشکل می سازد؟ آنها چه هستند؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇در راه رسیدن به این باور ، موانعی که بصورت واقعی وجود داشته باشند نیست ، آنچه برسر راه ما بصورت مانع وجود دارد در واقع موانعی هستند که که ما خود آنها را بوجود می آوریم از قبیل ؛پیش داوری کردنها ، مثلاً اینکه بگویم ؛ برنامه انجمن معتادان گمنام بمن جواب نمی دهد ، و یا اینکه بگویم نیروی برتر نمیتواند بمن کمک کند ، و از این دست پیش داوریها که در واقع از انحراف فکری معتادگونه ما و از قضاوتهای ناآگاهانه سر میزنند .- احساس تفاوت کردن ، مثلاً بگویم ؛ من تحصیلکرده هستم ، من خودم بیشتر از اینها میدونم و یا اینکه من سنم از اینها بالاتر است ...... ، و یا من تخریبم از اینها بیشتر بوده و من نمیتوانم ........ و یا اینکه من سواد ندارم و حرفهای اینها را درک نمیکنم ، و . . .در هر صورت موانع برای رسیدن به این باور ساخته و پرداخته ذهن بیمار خودمان است و خارج از فکر ما واقعیت ندارد . در واقع بیماری برای ماندگاری خود با تمام قوا میخواهد برای ما ، در رسیدن به این باور سازنده اشکال تراشی و با سوءظن و عدم اعتماد به نیروی برتر و همچنین ارسال سیگنالهای ناامید کننده ، برای ما موانع بوجود بیاورد . در حقیقت موانع اصلی ما همان شاخصه های گوناگون بیماریست که باید از آنها دست برداریم . بی اعتمادی به نیروی برتر بزرگترین مانع رسیدن به این باور است قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 11آیا در مورد ایمان آوردن ترسی دارم ؟ آنها چه هستند.👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇اینکه ما از باور کردن ( منظورسوال ؛ باور نیروی برتر و پیدا کردن سلامت عقل است )میترسیم بیشتر به این علت است که از تغییر کردن میترسیم ، اصولاً هرگاه ما در آستانه هر تغییری قرار میگریم ترسی ناشناخته ما را فرا میگرد ، ما همیشه با عدم سلامت عقل سعی میکنیم شرایط هر چقدر هم که وخیم باشد آنرا حفظ کنیم ، زیرا میدانستیم که ما با روی آوردن به باور سازنده جدید ، الزاماً در مسیری قرار میگریم که باید تغییراتی در خود ایجاد کنیم بنابراین بعلت ترس از تغییرات دفع الوقت میکردیم ، مثلاً می گفتیم ؛ حالا یک کارش میکنم . . . . . یا اینکه ببینم بعداً چی پیش میاید ، و . . . !ما در اثر نداشتن سلامت عقل و عدم روشن بینی درواقع ، ثبات در آشفتگی در قفس باورهای مخرب را به یک باور جدید و سازنده ترجیح میدادیم .اما دلایل دیگری هم بودند که این ترس را محکمتر میکردند ، بطور نمونه ؛ ترس از مسئولیت پذیری - ترس از اطمینان کردن - ترس از اعتماد کردن - ترس از نیروی برتر - ترس از ، دست برداشتن از نواقص و لذتهای افراطی و بیمارگونه ، و . . قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 10احساسات و افکار من ، قبل از اینکه علیرغم آگاهی از نتیجه به کاری از روی وسوسه دست بزنم ، چه بوده اند؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇همانطوریکه میدانیم وسوسه ، میل مجدد به تکرار یک لذت منفی است که در ذهن ما نقش بسته ، یا اینکه تجربه یک لذت منفی جدید که با افکارمان به آن بهاء میدهیم ، علیرغم اینکه میدانیم پیامدش برای ما ندامت است . . . . ، اما حقیقتاً بر اساس چه معیاری اقدام به عمل از روی وسوسه ای میکنیم در حالیکه به مضرات و حال خرابیهای آن واقفیم ، چرا به وسوسه ای عمل میکنیم که میدانیم پشیمانی و هزینه در پی دارد . اگر خاطرمان باشد یکی از ابعاد بیماری ما احساسی می باشد ، یعنی قوه ای که در احساسات ما نهفته است نسبت به دیگران فعالتر و حساستر است ، بنابراین وقتی احساسات ما تحریک میشوند مثل سیلی می ماند که به خروش می آید و این سیل از مجاریهای عصب حسی به ذهن و فکر ما منتقل میشود ، در آنجا اتفاقی که میافتد این است که بعلت عدم توانایی های عقلانی و عدم شناخت ودرکل نداشتن سلامت عقل بجای اینکه آب روی آتش بریزیم برعکس به این جریان توسط افکارمان پروبال میدهیم ، یعنی اینکه خروش احساسات را بجای اینکه مدیریت کنیم تا به بیرون از خودمان هدایت کنیم ، بر عکس به آن بهاء میدهیم در واقع بجای آب بنزین روی آتش میریزیم یعنی با افکارمان بدتر این احساسها را تحریک میکنیم و با تصویرسازیهای ذهنی اغوا کننده ، طعم لذت و عطش دستیابی به آن وسوسه و لذت را درخود شعله ورتر میکنیم و در حقیقت سیل خروشان حسها و لذایذ منفی را به یک سونامی ویرانگر مبدل میسازیم ، بدیهیست در چنین شرایطی جزء تسلیم در مقابل وسوسه ها دیگر کاری از دستمان برنمی آید و آگاهی ما از پیامدهای منفی آن وسوسه عملاً کارگشا نمیباشد . اما از دیگر عوامل بسیار مهم که سبب می شود ما نسبت به انجام وسوسه هایمان علیرغم آگاهی از نتایج آن بی تفاوت باشیم و به وسوسه های خود بها بدهیم برمیگردد به نحوه ارزشگذاریهای قبلی و ذهنی ما در رابطه با انجام آن وسوسه ، در واقع حظ بردن از لذت یک وسوسه را به هزینه ها و پیامدهایش ترجیح بدهیم . ( " آگاهی از نتیجه " در این سوال یعنی قبول پرداخت هزینه وسوسه های خود ، از ندامت و پشیمانی گرفته تا هزینه های دیگر ) . بنا براین ، ما زمانی به وسوسه های خود بهاء میدهیم که از قبل در معیارهای ارزشگذاری در ذهنمان به انجام آن وسوسه نمره کم داده باشیم ، و لذا در ارزشگذاری ذهنی چون انجام مواردی برایمان کم ارزش است بنابراین با این استدلال ، پرداخت هزینه آن برایمان ممکن و سهل بنظر میرسد و در نتیجه به آن وسوسه بهاء و سپس عمل میکنیم . بطور مثال کسی که هزینه و خسارت حاصل از لغزش خود را صدهزار تومان در ذهن خود ارزشگذاری کرده نسبت به کسی که پنج میلیون تومان در ذهن خود ارزشگذاری کرده بیشتر وسوسه مصرف میشود ، هرچقدر ارزشگذاری ما نسبت به عوامل و لذتهای منفی وهزینه های در برگرفته آن کم باشد در آن مورد بیشتر وسوسه میشویم و سپس با بهاء دادن به آن وسوسه آنرا عمل میکنیم ، . . . چرا ؟ ! . . . چون در نهایت عدم سلامت عقل فکر میکنیم هزینه لذت بردن از این وسوسه به پرداخت هزینه ناچیز آن که در ذهن خود ارزشگذاری کرده ایم ناچیز است و لذا توان پرداخت آنرا داریم . اینکه ما به انجام وسوسه های خود تن درمیدهیم به این علت است که از روی سهل انگاری و عدم سلامت عقل آنها را کوچک و لذا پرداخت هزینه های انها را ناچیز میشماریم . بطور کلی ما زمانی به سلامت عقل نزدیک میشویم که متوجه باشیم ؛ کمترین هزینه برای انجام وسوسه ای حتی خیلی کوچک در واقع بیشترین هزینه ای است که پرداخت میکنیم . از حکیمی پرسیدند ؛ بزرگترین گناه چیست ؟ در جواب گفت : کوچک شمردن گناهان کوچک . . . قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 9آیا قسمتی از نداشتن سلامت عقل من ،این باور است که اعتیاد من ( به چه صورت مواد مخدر، چه به هر شکل دیگر ) تنها مشکل من است ؟👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 همانطوریکه میدانیم اعتیاد دارای ابعاد مختلف ، و ابعاد آن میتواند شکل ها و فرمهای مختلف و بسیار گسترده ای داشته باشد ، بنابراین نداشتن سلامت عقل و باورهای غلط یکی از آنهاست و لذا نمیتوانیم بگویم ما فقط در فرم و شکل خاصی از بیماری اعتیاد مشکل داریم ، در واقع اگر ما بیماری اعتیاد را شرطی بپذیریم نمیتوانیم به سلامت عقل برسیم . آنچه که میتواند مسیر سلامت عقل را برای ما میسر بگرداند این باور است که مشکل ما بیماری اعتیاد است نه مواد مخدر و نه رفتارهای ما بلکه فقط بیماری اعتیاد مشکل ما است .قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 8از چه راه هایی ، نداشتن سلامت عقل به من می گوید که چیزی خارج از خودم می تواند مرا کامل کند و مشکلاتم را حل نماید ؟ مصرف مواد مخدر ؟ قمار ، سکس ، یا غذا خوردن ؟ یا چیزهای دیگر ؟ما بعنوان یک انسان همیشه خواهان کامل شدن هستیم ( چه در زمانی که شاد هستیم و زندگی ما توام با رفاه و آسایش است ، و چه زمانی که در غم وماتم وغرق در مشکلات هستیم ) و لذا برای این کامل شدن دست به تجربه های گوناگونی میزنیم و در اثر نداشتن سلامت عقل فکر میکنیم با پناه بردن به یک عامل و یا متاع بیرونی مثل - مشروبات الکلی - مواد مخدر - و یا سکس و یا ثروت و یا قدرت و یا پرخوری و . . . میتوانیم مسائل و یا مشکلات خود را تخفیف و یا برعکس در زمان اینکه حتی انرژی ما فول است آنها را افزایش و آنها را سوپر فول کنیم و به عبارتی دیگر خود را کامل کنیم ، در هر صورت پناه بردن ما به اینگونه موادهای خارجی نه تنها مسائل ما را حل نکرد بلکه تجربه استفاده از اینگونه روش ها سرانجام باعث وابستگی شدید در ما شد وعاقبت زندگی ما را غیر قابل اداره کرد و لذا نه تنها ، نتوانستیم با این چیزها و متاع ها مشکلات و مسائل خود را حل کنیم بلکه مشکلات خود را بغرنجتر و بقول معروف سرانجام ، قوز بالا قوز شدیم .ما باید متوجه بشویم که اعظم مشکلات ما در اثر نداشتن سلامت عقل است ، اینکه ما فکر کنیم چیزی خارج از خودمان میتواند مشکلات ما از را قبیل ؛ ناامیدی - ترس – پوچ گرایی - مشکلات اقتصادی - امنیت های اجتماعی - احساسات ناخوشایند - بغض های روانی - کمبودها و ضعف های اخلاقی - جوابهای منطقی برای پیدا نکردن سوال های که در افکار خود داریم ، و . . . حل کند نشانگر عدم سلامت عقل در ماست . ما امروز متوجه شده ایم که باید با واقعیت های زندگی و مشکلات آن بطور منطقی و با روشن بینی روبرو شویم و در رابطه با مشکلات و مسائل خود با صاحبنظران مشورت کنیم . مشکلات ما عموماٌ درونیست و ما هرگز با استفاده از ابزارهای شهوانی و یا موادی نمیتوانیم آنها را سرکوب و یا تغییر و یا برطرف کنیم . ما امروز به این نتیجه رسیده ایم ؛ چیزی که میتواند ما را کامل کند سلامت عقل و سلامت نفس وادامه روند بهبودی است .قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 7تعادل زندگی من چگونه بر هم خورده است؟تعادل از کلمه عدل و عدالت ریشه میگیرد . ما موقعی که قادر نباشیم در رعایت عوامل و یا روابط مختلف در هر زمینه ایی میزان و تعدیل بوجود بیاوریم زندگی ما گرفتار چالش و نامیزانی میشود ، در گذشته یکی از عواملی که باعث شد زندگیمان غیر قابل اداره بشود هیمن عدم تعادل در بخشهای مختلف زندگیمان بود و تا زمانی که متمرکز به روی بهبودی نباشیم همیشه درمعرض خطر نداشتن تعادل در زندگی هستیم ، ما برای اینکه بتوانیم در تمام زوایا و یا همه عوامل و چیزهای که در زندگی ما نقش دارند تعادل برقرار کنیملاجرم ابتدا باید دست از افراط و تفریط برداریم و سعی کنیم در همه امور زندگی میانه رو باشیم ، یکی دیگر از مسائلی که میتواند امروز در تعادل زندگی ما نقش مهم و کاربردی داشته باشد ، ایجاد تعادل در رابطه با مثلث بهبودی ( کار – خانواده - جلسه ) میباشد .ما موقعی میتوانیم در امور زندگی به تعادل کامل برسیم که بین ( روح ، روان ، جسم ، و احساسات ) خود یک شرایط میزان و تعدیل بوجود بیاوریم ، در واقع بتوانیم بین این ابعاد نوعی هماهنگی و تراز بوجود بیاوریم و لذا برای دست یافتن به این امر مهم باید ابتدا به سلامت عقل برسیم ، برای اینکه بتوانیم به سلامت عقل برسیم لازم است قدمها را با جدیت کار کنیم و حضور مرتب در جلسات بهبودی را در اولویت ها قرار بدهیم . درک از مفاهیم تعادل ، و نقش آن در به آرامش رساندن زندگی بسیار گسترده میباشد و برای شناخت هر چه بیشتر در عوامل و ارکان تاثیر گذار در رابطه با تعادل باید کوشا باشیم ، لذا باید سطح دانش و آگاهیهای خود را از این مهم بالا ببریم . ما وقتی به تعادل برسیم به آزادی خواهیم رسید .ما وقتی به تعادل و آزادی برسیم به بیداری روحانی میرسیم . قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 6چگونه در برابرمسا ئل و چیز های مختلف ، عکس العمل افراطی یا تفریطی از خود بروز داده ام؟ما در برابر مسائل و چیزهای مختلف در زندگی بطور کلی دو نوع عکس العمل از خود نشان میدادیم ، این عکس العمل ها یا افراطی بودن یا تفریطی ، یعنی اینکه یا زیاده روی میکردیم یا کم روی ، در هر صورت رفتارها و عکس العمل های ما غیر طبیعی و از نقطه تعادل خارج بودند و در مواجه با مسائل مختلف بی جنبه بودیم ، جنبه یعنی جایگاه طبیعی خود را نداشتیم ، جنبه یعنی نقطه تعادل و میانه ، که ما همیشه از آن دور بودیم بقول معروف یا زنگی زنگی بودیم یا رومی ، رومی ، و لذا متوجه شدیم که انسان طبیعی یعنی عادی نیستیم ، نداشتن تعادل در زندگی نشانگر عدم سلامت عقل و فعال بودن بیماری می باشد .افراط یعنی ؛ زیاده روی در هرکاری ، چه خوب و چه بد ، که از نداشتن سلامت عقل و بیماری ریشه میگیرد وهمیشه بدون حاصل و پیامدهای منفی را در پی دارد ، ما اصولاً در مواردی بیشتر دست به افراط میزنیم که طبق خوشایند و ایده آلهای بیماری است و لذا در مواردی که به لذتهای بیمارگونه از نواقص خود میباشد بیشتر افراط میکنیم . تفریط یعنی ؛ کم روی و کم کاری در هرکار خوب ، تفریط معنا میدهد که از نداشتن سلامت عقل و بیماری ریشه میگیرد وهمیشه بدون حاصل و پیامدهای منفی را در پی دارد ، ما اصولاً در مواردی بیشتر دست به تفریط میزنیم که طبق خوشایند و ایده آلهای بهبودی است و لذا در مواردی که توام با مسئولیت است و به شاخصه های بهبودی مربوط میشود تفریط و کم کاری میکنیم .ما اکثراً با رفتارها و اعمالمان در برابر مسائل مختلف عکس العمل های افراطی و یا تفریطی از خود نشان میدهیم ، بطور نمونه ؛یا آنقدر سخاوتمند میشویم که منافع خود را بخطر می اندازیم و یا بقدری خسیس میشویم که اطرافیان خود را آزرده میکنیم یا انقدرد در مهربانی افراط میکنیم که باعث دلزده گی میشویم یا برعکس بقدری بدخلق میشویم که باعث رنجش دیگران میشویم .- در زمان بیماری فعال ، بقدری افراط کردیم تا از همه جا رانده شدیم و در بهبودی تمام اوقات خود را به جلسات و قدم و رهجو و انجمن اختصاص دادیم تا شورش را در آوردیم و یا اینکه برعکس بقدری در جلسات حضور پیدا نکردیم تا عاقبت بیماریمان باز از زوایای دیگر فعال شد . در دنیا همیشه خوب نتیجه خوب میدهد ، فقط در یک صورت است که خوب نتیجه بد میدهد آنهم زمانی است که ما افراط و یا تفریط میکنیم . در هرصورت تمام افراط و تفریط های ما در زندگی به علت نداشتن سلامت عقل صورت میگیرد ، بنا براین ، ما برای اینکه بسلامت عقل نزدیک شویم در همه امور زندگی باید میانه روی کنیم ، میانه روی در هر کاری برای ما ضمن اینکه سلامت عقل میاورد ، ما را متعادل میسازد .قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob
سوال 5آیا در زمان مصرف به خود یا دیگران صدمه جسمی و فیزیکی رسانده ام؟ما در زمان مصرف در اثر نداشتن سلامت عقل ، بخود صدماتی زدیم که بعضی از آنها دیگر قابل ترمیم و بازگشت نیستند ، بطور مثال ؛ خراب شدن دندانها - صدمات ریوی - صدمات گوارشی -بیماریهای کبدی - تابلو شدن چهره و فرسودگی جسمی و . . در اثر مصرف نه تنها بخودمان صدمه جسمی زدیم ، بلکه به دیگران بخصوص خانواده و اطرافیان نیز صدمه جسمی و فیزیکی رساندیم ، صدمه ها ی جسمی و فیزیکی که به دیگران زدیم دو نوع است ، بطور مثال 'اول ؛ بطور مستقیم ( فیزیکی ) ؛ یعنی اینکه در اثر عدم تعادل در زمان مصرف ، و یا از روی خماری و یا افراط در مصرف ، مثلاً در زمان خماری بدخلق و عصبی مزاج میشدیم و زن و بچه را میزدیم و یا با درو همسایه نزاع و دعوا میکردیم و به آنها صدمه میزدیم و تشنج آفرینی میکردیم ، و یا ، برعکس ، دراثر افراط در مصرف تمرکز خود را از دست میدادیم و پشت فرمان ماشین خوابمان میبرد و لذا منجر به تصادف و صدمه به دیگران میشدیم و . .دوم ، بطور غیر مستقیم ( جسمی ) ؛ صدمه جسمی و فیزیکی فقط این نیست که ما با چاقو کسی را مجروح کنیم ، ما وقتی به روح و روان کسی ضربه میزنیم این صدمات بازتاب های گسترده جسمی و فیزیکی را نیز به همراه میاورند یعنی اینکه در اثر مصرف و عوارض آن و آشفتگیهای آن پیامدهای بوجود میایند که گرچه ظاهراً جسمی و فیزیکی نیستند ، اما واقعیت این است که بازتاب رفتارهای ما تاثیرات مخرب جسمی را برای دیگران در پی دارد ، بطور مثال - بیماری فشار خون که بیشتر مواقع در اثر تشنجات عصبی رخ میدهند و گاهی منجر به سکته قلبی و یا مغزی میشودبیماری زخم معده - سردرهای عصبی - اسپاسم های عصبی عظلانی - حتی بعضی از سرطانها منشاء عصبی دارند ، و . . رفتارها و صدمات گذشته ما ، چه بخود و چه به دیگران بعلت فعال بودن بیماری و نداشتن تعادل در زندگی است و لذا صدمات جدی که بخود و دیگران وارد میکردیم ، صرف نظر از بیماری بیانگر وخامت دیوانگیها و نداشتن سلامت عقل در ما بوده است .قدم دوم:🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰🌹🔰کانال قدم ها جهانی👇👇👇👇🆔@thjrob