محققان آزمایشگاه رسانه MIT فناوریای تحولآفرین به نام AlterEgo را توسعه دادهاند؛ یک رابط عصبی پوشیدنی که فرصتی بینظیر برای ارتقای تعاملات انسانی و هوش مصنوعی فراهم میکند. این نوآوری به کاربران این امکان را میدهد که بدون نیاز به صحبت کردن یا حرکت دادن لبها، تنها با «بیان درونی کلمات»، ارتباطی عمیق و کارآمد با رایانه و هوش مصنوعی برقرار کنند. این دستاورد در ترازوی اولویتهای ما برای آیندهای پویا و نوآورانه قرار دارد و نشاندهنده تعهد ما به رشد و توسعه فناوریهای پیشرفته است. دنیای آینده، دنیای ارتباط ذهنی با فناوری است؟__@TheCourageToChange
یک مثال از آگاهی کاذبپذیرشِ «سلسلهمراتب جنسیتی» به عنوان کرامت زنزنانی که مدافع سرسخت قوانینی هستند که حقوق آنها را محدود میکند (مثلاً قانون ارث، حق سفر یا حجاب اجباری) و آن را «حفاظت از حرمت زن» یا «ارزشهای خانوادگی» مینامند.تحلیل آگاهی کاذب: این نمونه بارز «هژمونی ایدئولوژیک» است. زبانِ قدرت (پدرسالاری مذهبی-سیاسی) چنان در ذهن سوژه درونی شده که او زنجیرِ خود را به عنوان مدالِ افتخار میبیند. در اینجا یک «پیشفرضِ غیرعقلانی» (نابرابری ذاتی) در لباس یک «ارزشِ اخلاقی» عرضه شده است. آگاهی کاذب مانع از آن میشود که این زنان وارد یک «گفتگوی رها از سلطه» شوند تا بفهمند چگونه این مفاهیم، صرفاً برای حفظ ساختار سنتی قدرت تولید شدهاند.__@TheCourageToChange
چگونه میلیاردر شویمآگاهی کاذبدر رهیافت هابرماسی، آگاهی کاذب صرفاً یک «اشتباه منطقی» نیست، بلکه نتیجه ارتباطات نظاممند تحریفشده است. یعنی سیستم (قدرت و ثروت) چنان زبان و مفاهیم ذهنی ما را تسخیر میکند که ما نابرابری یا سرکوب را به عنوان «امر طبیعی»، «امر مقدس» یا «انتخاب شخصی» میپذیریم. در واقع، ما از زبان قدرت برای توجیه محرومیتِ خودمان استفاده میکنیم.یک مثال میزنیم:توهم «موفقیت فردی» در ساختار رانتی (روانشناسی زرد و پکیجفروشی)پدیده عینی: رواج گسترده سمینارهای موفقیت، قانون جذب و پکیجهای «چگونه میلیاردر شویم» در میانه بحران اقتصادی ایران.تحلیل آگاهی کاذب: در حالی که ساختار اقتصادی ایران به شدت «رانتمحور» است و تورم و سیاستهای کلان مانع اصلی پیشرفت هستند، بسیاری از جوانان دچار این آگاهی کاذب میشوند که: اگر فقیر هستم، چون ذهنم ثروتمند نیست یا به اندازه کافی تلاش نکردهام.منطق هابرماسی: اینجا سیستم (اقتصاد فاسد) مسئولیت ناکارآمدی خود را به گردن زیستجهان (فرد و ذهنیت او) میاندازد. فرد به جای نقد ساختار قدرت و مطالبهگری (کنش ارتباطی)، به درون خود عقبنشینی میکند. این «فردگرایی افراطی» نوعی آگاهی کاذب است که مانع از شکلگیری نقد علیه مسببان اصلی وضع موجود میشود.__@TheCourageToChange