اصل رویکرد کیوساکی روشن است: اگرچه اشتغال ممکن است درآمدی ثابت فراهم کند، ثروت واقعی از رشد دارایی…
انتشار: 2026/08/01 05:43 UTCدریافت: 2026/08/15 04:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:42 UTC
اصل رویکرد کیوساکی روشن است: اگرچه اشتغال ممکن است درآمدی ثابت فراهم کند، ثروت واقعی از رشد دارایی ناشی میشود. حقوق شما به تنهایی، حتی با افزایشها یا پاداشهای گاهبهگاه، بعید است که شما را به سمت ثروت قابلتوجهی سوق دهد. در عوض، این داراییهایی هستند که با درآمد خود به دست میآورید که پتانسیل ثروتمند کردن مالی شما را دارند.به بیان ساده، درس روشن است: بین حرفه و کسبوکار خود تفاوت قائل شوید، زیرا فقط دومی ظرفیت هدایت شما را به سمت فراوانی مالی دارد. انتخاب با شماست.---فصل ۴ از ۱۰(عنوان در اسکرینشات به اشتباه «رئیس جمهوری اسلامی ایران» درج شده بود که ظاهراً خطای نرمافزاری است؛ عنوان اصلی ادامهٔ درسهای کتاب است.)تسلط بر مالیات و خلأهای قانونی، ثروتمندان را جلو میاندازددر دوران مدرسه، رابرت مجذوب افسانهٔ رابینهود شده بود که معروف بود از ثروتمندان میگرفت و به فقرا میداد. با این حال، پدر پولدارش رابینهود را یک جنایتکار میدانست نه یک قهرمان. به نظر او، داستان رابینهود به طور غیرمستقیم بر سیستم مالیاتی تأثیر گذاشته بود که او از آن بیزار بود.پدر پولدار معتقد بود که سیستم مالیاتی، برخلاف هدفش برای بازتوزیع ثروت، به جای ثروتمندان، به طور ناعادلانهای طبقهٔ متوسط را تحت فشار قرار میدهد. او استدلال میکرد که ثروتمندان، با بهرهگیری از هوش و منابع خود، به طرز ماهرانهای از طریق استراتژیهای پیچیده از مالیات فرار میکنند.یکی از این استراتژیهایی که ثروتمندان به کار میبرند، استفاده از شرکتها برای محافظت از داراییهایشان در برابر مالیات است. برخلاف افرادی که بر اساس کل درآمد خود قبل از هزینه کردن مالیات میدهند، شرکتها میتوانند وجوه را قبل از کسر مالیات برای هزینهها اختصاص دهند و درآمد مشمول مالیات را به طور قابلتوجهی کاهش دهند.این نابرابری در مالیاتدهی، مزیت مهمی را برای ثروتمندان نشان میدهد. تصور کنید اگر افراد فقط به اندازهای که از حقوقشان خرج نمیکنند، مالیات میدادند. با استفاده از شرکتها، ثروتمندان میتوانند تعهدات مالیاتی خود را در مقایسه با طبقهٔ متوسط و فقرا به حداقل برسانند.علاوه بر این، شرکتها لایهٔ دیگری از محافظت را برای افراد مرفه فراهم میکنند. وقتی یک فرد در بازپرداخت وام خود قصور میکند، ریسک از دست دادن داراییهای شخصی را دارد و ممکن است با ورشکستگی مواجه شود. با این حال، اگر یک شرکت شکست بخورد، صاحبان آن فقط سرمایهگذاری خود را از دست میدهند و عواقب شخصی برایشان ندارد. این امر از توقیف وسایل و املاک شخصی آنها جلوگیری میکند.به طور خلاصه، ثروتمندان پیچیدگیهای قوانین مالیاتی و نظام حقوقی را به نفع خود هدایت میکنند و از اقداماتی که برای تنظیم ثروتشان در نظر گرفته شده، جلوتر میمانند.---فصل ۵ از ۱۰(در اسکرینشات به عنوان ۵/۱۰ ثبت شده، اما در ترجمه به عنوان فصل ۶ محسوب میشود؛ برای انسجام، شمارهها را به ترتیب اصلی متن میآوریم.)آموزش مالی اغلب نادیده گرفته میشوددوران رشد رابرت کیوساکی مثال گویایی است. تحت راهنمایی پدر پولدار، رابرت و دوستش مایک در معرض ارزشمندی از عملیات دنیای واقعی کسبوکار قرار گرفتند. آنها جلسات با متخصصانی مانند بانکداران و وکلا را مشاهده کردند و بینشی نسبت به جزئیات کارآفرینی موفق به دست آوردند.علیرغم منحنی یادگیری سریعشان، پسرها با یک معضل روبرو شدند. درک جدیدشان با تأکید سنتی بر موفقیت تحصیلی و کار سخت به عنوان تنها مسیرهای رسیدن به موفقیت، در تضاد بود. سواد مالی به طور آشکاری از آموزشهای رایج غایب بود، یک نقطهٔ کور که پدر پولدار آن را روشن کرد.مفاهیم حیاتی مالی مانند پسانداز، سرمایهگذاری و بهرهٔ مرکب به طور آشکاری از برنامهٔ درسی غایب بود و دانشآموزان را برای مدیریت پیچیدگیهای امور مالی شخصی ناآماده میگذاشت. در نتیجه، حتی نوجوانان امروزی نیز در مدیریت مسئولانهٔ اعتبار مشکل دارند و اغلب در سنین پایین بدهکار میشوند.عواقب این کاستی فراتر از دوران جوانی و تا بزرگسالی ادامه مییابد، جایی که بسیاری از افراد تحصیلکرده تصمیمات مالی نسنجیده میگیرند. یک مثال آشکار، کمبود گستردهٔ برنامهریزی برای بازنشستگی است، به طوری که بخش قابلتوجهی از نیروی کار فاقد ترتیبات بازنشستگی کافی هستند.شکست سیستمی در اولویتدهی به آموزش مالی، افراد را برای مدیریت مؤثر امور مالی خود ناتوان میگذارد. با این حال، همانطور که کیوساکی توصیه میکند، درمان در برداشتن گامهای فعال برای آموزش خود و تدوین یک استراتژی مالی صحیح نهفته است.---فصل ۶ از ۱۰آموزش مالی خود را در سه مرحله توسعه دهید
