⭕️ خطای مکررچرا مدیران اشتباهات خود را تکرار میکنند؟✍🏻 آزاده خرمیمقدم/ نویسنده نشریه🔹اقتصاددانا…
انتشار: 2026/08/13 07:51 UTCدریافت: 2026/08/16 14:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 14:20 UTC
⭕️ خطای مکررچرا مدیران اشتباهات خود را تکرار میکنند؟✍🏻 آزاده خرمیمقدم/ نویسنده نشریه🔹اقتصاددانان کلاسیک بر این باور بودند که رقابت مانند یک داور بیرحم عمل میکند. هر مدیری که تصمیم اشتباه بگیرد، دیر یا زود هزینه آن را میپردازد و از میدان رقابت کنار میرود. درنهایت، فقط کسانی در بازار باقی میمانند که بهترین تصمیمها را میگیرند. بر اساس همین منطق، بازار نهتنها کالاها، بلکه رفتار انسانها را هم اصلاح میکند. اما آیا واقعاً چنین است؟ یک پژوهش جدید، پاسخی متفاوت به این پرسش میدهد؛ پاسخی که شاید نگاه ما را به رفتار مدیران، رقابت و حتی ماهیت تصمیمگیری اقتصادی تغییر دهد.🔹سالها تصور میشد بازار مانند یک فیلتر طبیعی عمل میکند؛ مدیران ضعیف حذف میشوند و فقط تصمیمگیرندگان کارآمد باقی میمانند. اما دادههای این مطالعه داستان دیگری را روایت میکنند. پژوهشگران نشان دادند کاهش خطا در بازارهای رقابتی، بیش از آنکه نتیجه حذف مدیران ضعیف باشد، حاصل تغییر رفتار همان مدیرانی است که در بازار باقی ماندهاند. به بیان دیگر، رقابت الزاماً افراد را عوض نمیکند، بلکه توجه آنها را عوض میکند. وقتی فضای رقابتی شدیدتر میشود، مدیران زمان بیشتری برای تحلیل دادهها صرف میکنند، پیشبینیهای خود را با دقت بیشتری بازبینی میکنند و کمتر اجازه میدهند بیدقتی یا عادتهای ذهنی بر تصمیمهایشان سایه بیندازد. 🔹مدیران امروز در میان انبوهی از گزارشها، جلسات، تماسها، بحرانها و تصمیمهای روزانه زندگی میکنند. ذهن انسان ظرفیت نامحدودی برای پردازش اطلاعات ندارد. گاهی نه به این دلیل که اطلاعات وجود ندارد، بلکه چون توجه کافی به آن نشده است، تصمیمی اشتباه گرفته میشود. رقابت، در چنین شرایطی، مانند آژیر خطری عمل میکند که مدیر را وادار میکند دوباره به اعداد نگاه کند و یک بار دیگر محاسباتش را مرور کند. این همان جایی است که اقتصاد رفتاری از «توجه» بهعنوان یک منبع کمیاب یاد میکند. همانطور که سرمایه و زمان محدودند، توجه انسان نیز محدود است. هرچه محیط کاری پیچیدهتر شود، احتمال اینکه ذهن برخی اطلاعات مهم را نادیده بگیرد، بیشتر میشود.🔹حتی انگیزههای اجتماعی نیز میتوانند در این میان نقش داشته باشند. نویسندگان مقاله به نکتهای ظریف اشاره میکنند: برخی مدیران ممکن است قرارداد پرریسکتر را نه بهدلیل محاسبات اقتصادی، بلکه برای ارسال یک پیام انتخاب کنند؛ پیامی به شرکت مادر، رقبا یا حتی کارکنان خود که «ما قصد داریم بازیگر بزرگی در این بازار باشیم». در چنین شرایطی، قرارداد دیگر فقط یک ابزار اقتصادی نیست؛ به نمادی از جاهطلبی، اعتمادبهنفس یا اعتبار تبدیل میشود. همینجا تفاوت مهم اقتصاد کلاسیک و اقتصاد رفتاری آشکار میشود.#تجارت_فردا@tejaratefardaمتن کامل مقاله را اینجا مطالعه کنید.

