⭕️ حیاط خلوت مدیرانتیولداری چگونه بنگاههای ایرانی را به مرز فروپاشی میبرد؟✍🏻مریم رحیمی /نویسنده…
انتشار: 2026/08/11 16:38 UTCدریافت: 2026/08/16 14:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 14:20 UTC
⭕️ حیاط خلوت مدیرانتیولداری چگونه بنگاههای ایرانی را به مرز فروپاشی میبرد؟✍🏻مریم رحیمی /نویسنده نشریه🔹طی سالهای اخیر، صدها بنگاه تولیدی کشور زیر فشار رکود، تحریم، کمبود نقدینگی، فرسودگی ماشینآلات، نااطمینانی اقتصادی و محدودیتهای تجاری، با کاهش ظرفیت تولید یا حتی توقف فعالیت روبهرو شدهاند. بسیاری از این شرکتها برای تامین سرمایه در گردش با مشکل مواجهاند، پرداخت حقوق کارکنان را به تعویق میاندازند و بقای آنها هر روز دشوارتر میشود. بااینحال، در برخی از همین بنگاهها، مدیران همچنان از حقوق، مزایا و امتیازهایی برخوردارند که ارتباط چندانی با عملکرد واقعی شرکت ندارد. این وضعیت نشانه ضعف عمیق در نظام حکمرانی بنگاههاست. در یک نظام اقتصادی کارآمد، مدیران امانتدار سرمایه سهامداران و حافظ منافع کارکنان هستند.🔹آنچه در چوکا رخ داده، یک ناهنجاری فردی نبود. حتی نمیتوان گفت که این وقایع نتیجه سلیقه شخصی یک مدیر خاص است. هرچند ممکن است رفتار مدیر مربوطه در ظاهر چنین برداشتی ایجاد کند، اما در واقع این رفتار، خروجی طبیعی منطق حاکم بر بنگاهداری شبهدولتی است. نکته قابل توجه آن است که مدیرعامل چوکا با حکم شستا منصوب میشود. این موضوع دقیقاً همان الگوی مالکیت صندوقمحور و فاقد مالک واقعی را بازتاب میدهد؛ الگویی که سالهاست از سوی اقتصاددانان، پژوهشگران، کارشناسان بازار سرمایه و فعالان اقتصادی نقد میشود.🔹گسست منافع یا همان تیولداری مدیریتی دقیقاً از جایی آغاز میشود که «مسئله کارفرما و کارگزار به شکل حاد بروز میکند؛ یعنی زمانی که مدیر به این جمعبندی میرسد که منافع شخصی او یا منافع گروه حامیاش، دیگر الزاماً در افزایش ارزش بنگاه خلاصه نمیشود». چنین وضعیتی میتواند توامان موجب کاهش شفافیت و سوءاستفاده بیشتر از منابع شرکت شود. برای روشنتر شدن مرز میان این مفاهیم، باید میان ناکارآمدی مدیریتی، فساد و تیولداری مدیریتی تفاوت قائل شویم.🔹ضعف حاکمیتی و مدیریتی را میتوان از چند منظر بررسی کرد؛ مثلاً نخست اینکه «هیاتهای مدیره در بسیاری از موارد ماهیتی تشریفاتی پیدا کردهاند و بیش از آنکه بر اساس سازوکارهای حرفهای و منافع سهامداران شکل گرفته باشند، محصول انتصابهای سیاسی هستند. از همینرو، این هیاتهای مدیره در عمل نماینده سهامداران واقعی محسوب نمیشوند. مسئله دوم، نبود یک مالک نهایی پاسخگو در زنجیره پیچیده صندوقها و هلدینگهای بزرگ است. در بسیاری از این شرکتها، مالکیت میان مجموعهای از صندوقها، شرکتهای واسطه و هلدینگهای متعدد توزیع شده است؛ بهگونهای که درنهایت مشخص نیست چه شخص یا نهادی مسئولیت نهایی عملکرد بنگاه را بر عهده دارد.#تجارت_فردا @tejaratefardaمتن کامل گزارش را اینجا و گفتوگوی پرونده را اینجا مطالعه کنید.

