میرفتیم خاک از ما میترسید و زمان بر سر ما میبارید ...#سهراب_سپهری@TbShaeri
انتشار: 2026/07/24 13:22 UTC
میرفتیم خاک از ما میترسید و زمان بر سر ما میبارید ...#سهراب_سپهری@TbShaeri
پستهای تلگرام — تب شاعری
ابوسعید ابوالخیر در راه بود. گفت: هر جا که نظر میکنم، بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. کسی نمیبیند و کسی نمیچیند.گفتند: «کو؟ کجاست؟گفت: همه جاست. هر جا که میتوان خدمتی کرد؛ یا هر جا که میتوان راحتی به دلی آورد. آن جا که غمگینی هست و آن جا که مسکینی هست. آن جا که یاری طالب محبت است و آن جا که رفیقی محتاج مروت.#تذکره_الاولیا #عطار @TbShaeri
گوش بده قلبم صدایت می زندشب گرداگردم حصار کشیده است ومن به تو نگاه میکنم..از پنجرههای دلمبه ستارههایت نگاه میکنم،چرا که هر ستاره، آفتابیست..من آفتاب را باور دارم.من دریا را باور دارم.و چشمهای تو سرچشمهی دریاهاست..#احمد_شاملو@TbShaeri
باشگاه نمیری؟ باشگاه بیاد پیشت!تمرینهای آنلاینمخصوص خانمهابادیگرام رو نصب کن 👇👇https://trc.metrix.ir/i5qoyw/https://trc.metrix.ir/i5qoyw/https://trc.metrix.ir/i5qoyw/
اگر انسان نباشدگُل چیست؟هرچند زیبا هرچند خوشبواگر زن نباشدزندگانی چیست؟هزار سال هم زندگی کرده باشمنوای موسیقی در خانه اگر نپیچید″ شنیدن ″ چرا باشد؟اگر شعر وجود را نلرزانداگر در خیال چراغِ خویش نیفروزدهر از گاهی تکانت ندهدبگو چرا باید نوشتدر غیابِ آزادیگُل ، زن و موسیقی به چه معنیست؟شعر و خود زندگانی چیست؟#شیرکو_بیکس@TbShaeri



