زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن دلِ دیوانهی ما راعلاجِ دردِ مشتاقان، طبیب عام نشناسدمگر لیلی کند درمان، غمِ مجنونِ شیدا راچنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را ✨سعدی✨
امکان نداره حس تو از یاد این خونه برهدردی که با عشق اومده با مرگ میتونه برهدنیام رو دادم دست تو از هر طرف بنبست شهجداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه✨روزبه بمانی✨