نقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران خوشخیالی روی آوارهای گرانی و…
انتشار: 2026/08/24 15:06 UTCدریافت: 2026/08/24 18:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 18:55 UTC
نقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران خوشخیالی روی آوارهای گرانی و معیشترئیسکل بانک مرکزی میگوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بیاعتنایی به رنج جامعه است.عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، اینها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند. وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ میرسد و تورم خوراکیها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگرانکننده» نیست، بلکه در حال جمعشدن است. کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دوفرزندی به ۲۵ میلیون میرسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک. فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است. بازنشستگان با حقوقهای ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقبتر از تورم واقعی تعیین میشود، اولین قربانیان این معادلهاند.صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازهای از تحریمها بر این وضعیت افزوده میشود. در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.مسئولیت سیاستگذار پولی، واقعبینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه میکنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابلسنجش نیاز دارند. بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگترین نقد بر این «امیدواری» است.#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی@Tavaana_TavaanaTechنقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران خوشخیالی روی آوارهای گرانی و معیشترئیسکل بانک مرکزی میگوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بیاعتنایی به رنج جامعه است.عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، اینها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند. وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ میرسد و تورم خوراکیها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگرانکننده» نیست، بلکه در حال جمعشدن است. کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دوفرزندی به ۲۵ میلیون میرسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک. فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است. بازنشستگان با حقوقهای ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقبتر از تورم واقعی تعیین میشود، اولین قربانیان این معادلهاند.صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازهای از تحریمها بر این وضعیت افزوده میشود. در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.مسئولیت سیاستگذار پولی، واقعبینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه میکنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابلسنجش نیاز دارند. بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگترین نقد بر این «امیدواری» است.#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی@Tavaana_TavaanaTech




