🔳⭕️داستان مدیریتی: جایگاه مناسب✅پدری پیش از مرگش پسرش را فرا خواند و ساعت کهنه قدیمی خودش را از دست…
انتشار: 2026/08/07 19:18 UTCدریافت: 2026/08/17 10:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 10:31 UTC
🔳⭕️داستان مدیریتی: جایگاه مناسب✅پدری پیش از مرگش پسرش را فرا خواند و ساعت کهنه قدیمی خودش را از دستش بیرون کشیده و به او داد و گفت: «این ساعت از پدر بزرگم به من رسیده و عمر آن به بیشتر از ۲۰۰ سال میرسد. پیش از اینکه آن را به تو بدهم، این ساعت را ببر از ساعتساز سر کوچه بپرس که چند میخرد؟»✅پسر رفت و سپس برگشت و گفت: «دکاندار این را به ۵ دلار میخرد چون خیلی کهنه و فرسوده هست.»پدر دوباره به پسرش گفت: «ببر از دکاندار آن گوشهتر هم بپرس که چند میخرد؟»پسر رفت و برگشت و گفت: «آنهم ۵ دلار میخرد.»✅پدر گفت: «حالا ببر از موزه بپرس چند میخرند؟»پسر رفت و برگشت و با تعجب به پدر گفت: «پدر، آنها این ساعت را به یک میلیون دلار میخرند.»✅پدر گفت: «پسرم، همین را میخواستم برایت نشان بدهم که جایگاه مناسب میتواند ارزش واقعی تو را به تو بدهد. جایگاه خودت را دریاب و هیچگاه خودت را در جای نادرست و نامناسب محصور نساز. تو را کسی قدر خواهد کرد که ارزشت را بخوبی درک کند.هیچگاه جایگاه و ارزشت را از یاد نبر.»#داستان_مدیریتی#جایگاه_مناسب🔹 با ما همراه باشید در:🌐 کانال ترفند مدیریت👇👇📷 Instagram |✉️ Telegram |




