ادامه یادداشت 👆🔸البته میتوان از سیاست خارجی مصدق نقد کرد؛ همانطور که میتوان از سیاست خارجی شاه،…
انتشار: 2026/08/20 16:09 UTCدریافت: 2026/08/21 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 23:50 UTC
ادامه یادداشت 👆🔸البته میتوان از سیاست خارجی مصدق نقد کرد؛ همانطور که میتوان از سیاست خارجی شاه، قوام، رزمآرا یا هر سیاستمدار دیگری نقد کرد. اما میان «ملیگرایی اقتصادی» و «غربستیزی ایدئولوژیک» فاصلهای مفهومی وجود دارد که نباید با یکدیگر خلط شوند. دهم: نویسنده در پایان، فروغی، قوام، رزمآرا و زاهدی را در برابر مصدق قرار میدهد و میگوید برای نسل جدید اهمیت بیشتری خواهند یافت. این گزاره بیش از آنکه یک نتیجه تاریخی باشد، یک پیشبینی ارزشی است. فروغی را باید در متن بحران انتقال سلطنت، دولت مدرن و مناسبات ایران با قدرتهای خارجی بررسی کرد؛ قوام را در بستر بحران آذربایجان، مناسبات ایران و شوروی و سیاست موازنه؛ رزمآرا را در متن مسئله نفت، ارتش و نهاد دولت؛ و زاهدی را در متن ۲۸ مرداد و دولت پس از آن. هیچیک از این شخصیتها را نمیتوان با چند صفت اخلاقی خلاصه کرد. تاریخنگاری علمی، شخصیتها را از «ترازوی قهرمان و خائن» بیرون میآورد و درون شبکهای از ساختارها و انتخابها قرار میدهد.یازدهم: مسئله اصلی ۲۸ مرداد، خودِ مصدق نیست.شاید بزرگترین ضعف روایتهای دوگانه درباره ۲۸ مرداد این باشد که تمام ماجرا را به یک شخصیت فرو میکاهند.۲۸ مرداد فقط داستان مصدق نیست؛ داستان دولت مشروطهای است که هنوز نهادهایش استقرار کامل نیافته بودند؛ داستان سلطنتی است که میان سلطنت مشروطه و مداخله فعال سیاسی در نوسان بود؛ داستان پارلمانی است که خود دچار بحران مشروعیت و کارآمدی شده بود؛ و داستان جنبش ملیشدن نفت است. همزمان، این واقعه داستان بریتانیاست که منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک مهمی در ایران داشت و داستان آمریکاست که در متن جنگ سرد، مسئله نفت و نگرانی از گسترش کمونیسم را با یکدیگر پیوند میزد ؛ همچنین داستان حزب توده، محدودیتها و محاسبات آن؛ داستان روحانیت و بازار؛ داستان نیروهای اجتماعی و نظامی؛ و البته داستان خود مصدق است. حذف هرکدام از این مؤلفهها، بخشی از حقیقت را از تاریخ حذف میکند.دوازدهم: تاریخ را نباید با نتیجهای که امروز میدانیم بازنویسی کنیمیکی از خطاهای رایج در تاریخنگاری، پسنگری غایتشناسانه است؛ یعنی چون ما امروز میدانیم که انقلاب ۱۳۵۷ رخ داد، تحولات ۱۳۳۲ را طوری بازخوانی کنیم که گویی همه چیز از همان روز در مسیر انقلاب قرار گرفته بود. همین خطا در جهت معکوس نیز رخ میدهد: چون میدانیم ایران در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ رشد اقتصادی کرد، نتیجه بگیریم که ۲۸ مرداد بهناچار «رویدادی مثبت» بوده است. مورخ نباید گذشته را با نتیجه نهایی آن قضاوت کند. باید پرسید: در سال ۱۳۳۲ چه گزینههایی در برابر کنشگران وجود داشت؟ چه چیزی را میدانستند و چه چیزی را نمیدانستند؟ چه محدودیتهایی داشتند؟ چه منافعی داشتند؟ چه نهادهایی در اختیارشان بود؟ و مهمتر از همه، اگر دخالت خارجی رخ نمیداد، چه مسیرهای دیگری برای تحول سیاسی ایران ممکن بود؟این پرسش آخر، یکی از مهمترین پرسشهای خلافواقع در تاریخ معاصر ایران است؛ پرسشی که نمیتوان با قطعیت به آن پاسخ داد، اما میتوان درباره احتمالات آن پژوهش کرد.سخن پایانی: اگر قرار باشد از استعاره «موسی بتشکن» استفاده کنیم، شاید امروز بیش از هر چیز به شکستن بتهای تاریخنگاری خود نیازمند باشیم؛ نه فقط بتِ مصدق، بلکه بتِ شاه، بتِ قوام، بتِ زاهدی، بتِ فروغی، بتِ رزمآرا و حتی بتِ روایتهای خودمان. مصدق را باید نقد کرد؛ اما نه با حذف اسناد ناخوشایند برای مخالفانش. شاه را نیز باید نقد کرد؛ اما نه با نادیده گرفتن اصلاحات و تحولات اقتصادی و اجتماعی دوران او. آمریکا و بریتانیا را باید از منظر اسناد تاریخی بررسی کرد؛ اما نه با توسل به نظریه توطئهای که هر رخداد داخلی را به بیگانگان نسبت میدهد. نیروهای داخلی ۲۸ مرداد را نیز باید دید؛ اما نه به گونهای که نقش عملیات سازمانیافته خارجی در اسناد رسمی خود دولتهای مداخلهگر ناپدید شود. واقعیت تاریخی ۲۸ مرداد، بسیار پیچیدهتر از آن است که در دوگانه «قهرمان ملی ـ سیاستمدار مخرب» خلاصه شود. شاید مهمترین درس ۲۸ مرداد برای تاریخنگار امروز همین باشد: تاریخ، عرصه شکستن بتها نیست؛ عرصه شکستن یقینهای بیپشتوانه است. و اگر قرار است نسل جدید تاریخ ایران را از نو بخواند، شایسته است نه «مصدقپرست» باشد و نه «مصدقستیز»؛ بلکه مصدقپژوه باشد. پژوهشگر تاریخ باید بتواند در یک قاب واحد، هم فرمان شاه را ببیند و هم عملیات آژاکس را؛ هم خطاهای مصدق را ببیند و هم مداخله خارجی را؛ هم بحران اقتصادی دولت را ببیند و هم محاصره نفتی ایران را؛ هم ضعفهای نظام مشروطه را ببیند و هم آرمان حاکمیت ملی.این نه دفاع از یک سیاستمدار است و نه حمله به دیگری این دفاع از خود تاریخ است.✍فروزان سلیمانپور، دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه تربیت مدرسt.me/mardomnameh

