مردی در یک شرکت بود که همیشه پشت صحنه همه تصمیمها را میگرفت، اما هیچوقت نامش در میان نبود.هر پرو…
انتشار: 2026/08/19 20:36 UTCدریافت: 2026/08/20 07:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 07:35 UTC
مردی در یک شرکت بود که همیشه پشت صحنه همه تصمیمها را میگرفت، اما هیچوقت نامش در میان نبود.هر پروژهای که شروع میشد، یکی از کارمندان را جلو میانداخت و میگفت: «این ایده خودش بود.»وقتی کار خوب پیش میرفت، آرامآرام خودش را صاحب اصلی فکر معرفی میکرد.اما اگر مشکلی پیش میآمد، همان فرد را مقصر نشان میداد.همه تصور میکردند او فقط یک ناظر بیطرف است.درحالیکه نخ تمام ماجراها در دست خودش بود.سالها این بازی را ادامه داد و همیشه چهرهای پاک و منطقی از خود ساخت.تا اینکه یک روز چند نفر از همان قربانیها کنار هم نشستند.رد همه تصمیمها را دنبال کردند و فهمیدند فرمان از کجا صادر میشده است.حقیقت که آشکار شد، دیگر کسی حاضر نشد سپر بلای او باشد.آن روز برای اولین بار مجبور شد خودش جلو بایستد.و تازه فهمید روسفیدیِ واقعی با پنهان شدن پشت دیگران به دست نمیآید.@tamomesh_kon_sari


