🟡از مدرنیسم تا پست مدرنیسم نویسندگان :جرمی ریفکین وسایرص۴ از۴ (قسمت پایانی) :حقیقت در این دنیا نه آ…
انتشار: 2026/08/10 12:49 UTCدریافت: 2026/08/15 23:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 23:52 UTC
🟡از مدرنیسم تا پست مدرنیسم نویسندگان :جرمی ریفکین وسایرص۴ از۴ (قسمت پایانی) :حقیقت در این دنیا نه آن چیزى است که میراث گذاشته مىشود و از نسلى به نسل دیگر منتقل مىگردد؛ بلکه آن مفهومى است که در هر دورهاى از حیات، توسط میل و خواسته ما ساخته و پرداخته مىشود. این همان نگاهى است که فیلسوف اسپانیایى، ارتگاگاست بدان قائل بود:یعنى به اندازه دیدگاههایمان، حقایق وجود دارد. حتى علم در نگاه پستمدرنها، مجموعهاى ساخته و پرداخته شده از متون و حکایتهایى است که نگارندگانش آن را با مهارت، چنان ترسیم کردهاند که خواننده از آن متأثر مىشود. این علوم در نیتجه پذیرش خواننده است که اعتبار مىیابد.👌اشاره های مهم1. این نوشتار که در صدد ارائه تصویرى از گذار مدرنیسم به پستمدرنیسم است،تفاوت عمده این دو را در مؤلفه تغییر و تحول و بىثباتى ذکر مىکند و مىنویسد «درحالىکه علم مدرن در پى یافتن حقایق غایى و ذرات بنیادین بود، علم پستمدرن پاى در راه احتمالات پیشبینى نشده و الگوهاى در حال ظهور گذاشته است. طبیعت در این دیدگاه به مثابه آن ماهیتى است که نه بر پایه قوانین بدون تغییر که بر پایه مجموعه کنشها و کارکردهاى بىثبات و در حال تغییر، بنیان نهاده شده است».ولى ظاهرا برجسته نمودن یک مؤلفه در میان مجموعه مؤلفههاى متفاوت پستمدرنیسم با مدرنیسم، دلیل نادیده گرفت سایر وجوهى است که در پیدایش مدرنیته مؤثر بوده است. از باب نمونه، افول اخلاق در دوره مدرنیسم یکى از وجوه بازنگرى در اصول و مبانى مدرنیسم و به وجود آمدن تحولات بعدى بود،گذشته از آنکه در دوره مدرنیسم نیز متکفران مدرن متعددى به بىثباتى علم و عدم اعتماد به معرفت و دانش بشرى معتقد بودند.2. به نظر مىرسد مسئله تحول و بىثباتى دانش، اختصاصى به دوره پستمدرن ندارد؛ بلکه در دوره مدرنیسم هم دانشمندان متعددى به بىثباتى علم و تحولات نظریات علمى معترف بودند و به همین جهت شکاکیت جدید در دوره مدرنیسم را مىتوان جزء ویژگىهاى آن به شمار آورد.3. نکتهاى اساسى که در مقایسه مدرنیسم و پستمدرنیسم مورد بررسى قرار نگرفته است آن است که آیا پستمدرنیسم ادامه مدرنیسم است ؟، یا دوره جدیدى در تفکر غربى مىباشد. به عبارت دیگر، این نوشتار صرفا به ارائه تصویرى از مدرنیسم و پستمدرنیسم بسنده کرده است و تحلیلى از مقایسه این دو نداده است که آیا این تفاوتها دلیل تمایز مدرنیسم از پستمدرنیسم مىشود، به گونهاى که دو دوره در تفکر غرب را موجب گردد، یا صرفا تحولى در اندیشه مدرنیسم و ادامه تفکر مدرن است.4. کاستى دیگر، ارزیابى نشدن دو نظریه مدرنیسم و پستمدرنیسم است:آیا نگاه مدرنیسمى به جهان و پدیدهها درست است یا دیدگاه پستمدرنیسم.به نظر مىرسد هر دو دیدگاه بر اساس گزارش نوشتار مذکور در دو جهت افراط و تفریط قرار دارد و دانش بشرى هرچند داراى خطا و تحولات است، در موارد متعددى قابل اطمینان مىباشد و مىتوان از آن دفاع نمود.🥀🥀....🟣@TalareAndisheH