🟡در سایه سار سایه سایه ی سایه ی ما را که شبی تیر زدند دست و پا و غزلش را غل و زنجیر زدندشهریاری که…
انتشار: 2026/08/10 12:46 UTCدریافت: 2026/08/15 23:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 23:52 UTC
🟡در سایه سار سایه سایه ی سایه ی ما را که شبی تیر زدند دست و پا و غزلش را غل و زنجیر زدندشهریاری که شده شاعر شیخان و شفیع دید بر سایه ی ما تهمت و تکفیر زدندگفت تصنیف وطن ، تازه و تر ، ای ایران حیف با جنگ و تفنگ ، تیری و تکبیر زدنددل زندان زمان ، زجر تن آزادیست زور و زر ، دست به هر تهمت و تزویر زدندتازیانه زده تازی به سر اسب اصیل شمریان ، خنجر و با شیون و شمشیر زدند شهر از شعر تر و شور غزل شد خالیزوزه ، کفتار و شغالان به سر شیر زدندسنگ ها بسته و سگ ها که رهانیده به شهر سنگ بر آینه و سینه ی دلگیر زدند شب تاریک و ستمبار ، سر سایه فتادتیر بر فکر سر و دفتر تنویر زدند طالبان ، آمده و فکر ترور افتادند تیر بر جان جوان و بسر پیر زدندعلم و دانش همه جا جمع شد و تعطیل است جمعه ها جمجمه ها را همه با تیر زدند جدول و جوی و خیابان همه جا خون جاریست تیر و خرداد بسی تیر به نخجیر زدند زخم خونین من و ناله ی آهو و پلنگ آن غزال غزلم را که به شبگیر زدند شعر فرهاد شما گم شد و مشهور نشد شور شد آش حسین و همه کفگیر زدند روحش شاد و یادش گرامی باد🖌شکوهی🥀🥀....🟣@TalareAndisheH