🟡از مدرنیسم تا پست مدرنیسمنویسنده :جرمی ریفکین و..ص۲از۴فرانسیس بیکن، که او را معمولاً پدر علم جدید…
انتشار: 2026/08/07 06:19 UTCدریافت: 2026/08/12 20:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 20:01 UTC
🟡از مدرنیسم تا پست مدرنیسمنویسنده :جرمی ریفکین و..ص۲از۴فرانسیس بیکن، که او را معمولاً پدر علم جدید مىخوانند، در حقیقت ارائه کننده روشى براى کشف رموز طبیعت بود.در نظر وى، عقل بشرى این توان را دارد تا از طبیعت فاصله گیرد و به مثابه شاهدى بىطرف آن را مورد مطالعه قرار دهد.بیکن به طبیعت به مثابه روسپىاى همگانى مىنگریست. او با استفاده از «روش علمى» متقاعد شده بود که توسل به چنین روشى آدمى را به قدرتى مىرساند که بر طبیعت حاکم شود و بدین شکل، بنیانهاى طبیعت را ضعیف و متزلزل سازد.در مرحله بعدى، فیلسوف و ریاضىدان عصر روشنگرى یعنى دکارت، نگاهى مکانیکى از جهان، که کارکرد آن را مانند عقربههاى ساعت بزرگ سن پطرزبورگ مىدانست، به بشریت ارائه نمود و طبیعتى با مشخصه خودکارى و قابل پیشبینى بودن را جاىگزین زنجیره بزرگ هستى توماس آکوییناس قدیس نمود. در نظر وى، طبیعت از مؤلفههایى کمّى و ریاضىوار، و جهان بر پایه الگوهایى مکانیکى و مشخص که سرعت و مکان، شکلدهنده گستره و دامنه آن هستند تشکیل شده است. مارک دى کندورسه، اشراف زادهاى فرانسوى، با اطمینان در اینباره مىگوید: «هیچ حد و مرزى براى پیشرفت توانایىهاى بشر وجود ندارد...».فیلسوفان و روشنفکران این عصر جملگى متقاعد شدند که اندیشه منطقى و محاسبات دقیق و ریاضىوار مىتواند گشاینده رموز جهان و اعطاکننده قدرت خداوندى به بشر باشد تا به مدد آن بتواند طبیعت و حتى طبیعت بشرى را تحت سیطره خود قرار دهد.در اواخر قرن بیستم بود که ریاضىدان و فیلسوف بزرگ انگلیسى، برتراند راسل در یکى از آثار خود بدین نکته اشاره نمود که علم و به خصوص ریاضیات، رفتار بشرى را به دقت رفتار ماشینها مبدل خواهد ساخت. اما در چنین دنیایى اگر علم براى کشف عملکردها، و تکنولوژى براى مهار محصولات علم بهکار گرفته مىشود، این مالکیت خصوصى بوده که به عنوان ابزارى در جهت تقسیم غنایم این پیروزى بهکار گرفته شده است.اندیشمندان عصر روشنگرى توجهى به اندیشههاى قرون وسطا نکردند و البته توسل به نگاه جدیدشان به حیات و طبیعت، مدیون توسعه چشمانداز هنر در رنسانس اروپایى بود.نگاه بشر جدید در آثار هنرىاش، از آسمانها به افق تغییر جهت داد و چشماندازهاى زمینى، نقطه اعلاى نگاه بشر به پیرامونش شد. به کارگیرى چشماندازها در آثار هنرى، هنرمند را به مرکز جهان و هر چیزى را به شیئى قابل تصرف مبدل ساخت.👈دوران پست مدرن، برخلاف عصر مدرن، بر پایه مجموعهاى از فرضهاى کاملاً متفاوتى از ذات حقیقت بنا شده است؛ فرضهایى که نهایتا به تحلیل اندیشههاى نوین درباره مالکیت و تقویت نوسازى روابط بشرى بر پایه الگوى دسترسى انجامیده است.طرح اندیشه «تعینناپذیرى» هایزنبرگ و ورود آن به عرصه علم، اندیشههاى عصر مدرن را به چالش کشانید.طرح چنین اندیشهاى، دنبال کردن اندیشه بیکن را مبنى بر اینکه جهان صرفا از مجموعهاى از فاعلهاى دانا که بر مفعولهایى منفعل تأثیر مىگزارند، با مشکل مواجه ساخت. همچنین نگاه نیوتن به جهان که آن را متأثر از عوامل مستقل و قابل پیشبینى مىدانست، مورد تردید قرار گرفت.🥀🥀.....🟣@TalareAndisheHص۳👇