🟡دریای ما خشکیده شد ماهی درین مرداب مرد جنگل ، گرفته آتش و خورشید و خاک و آب مرد دیگر خدا هم خسته ش…
انتشار: 2026/08/05 05:55 UTCدریافت: 2026/08/08 23:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:58 UTC
🟡دریای ما خشکیده شد ماهی درین مرداب مرد جنگل ، گرفته آتش و خورشید و خاک و آب مرد دیگر خدا هم خسته شد از اینهمه ظلم و ستم اینجا فقیر و با گدا ، از غارت ارباب مرد تیر و تفنگ و خنجر است ، صد پشته ، کشته ، سنگر است دیدم پلنگ زخمی و آهو و هم سنجاب مردهنگ نهنگان زمین ، هم خودکشی کردند ببین دریای ما خشکیده شد هم موج و هم گرداب مرد ماهی ، شب تاری نبود ، ماهی ، دل توری نبودماهی قرمز تووی تنگ , آزاد در قلاب مرد دیدم عقاب آسمان ، بر قله شد بی آشیان عکسی گرفتم من از آن ، باز و عقاب قاب مرددیدم شهاب و اختران ، افتاده اند روی زمین در این شب تاریک و سرد ، مرغ شب و شب تاب مرد در فتنه ی طوفان شب ، فریاد آزادی زدم ای آفتاب عشق من ، این مرغک بی خواب مرداینجا که شعر و هر غزل ، کپی شد از شعر بغل در این شب شوم و شرر ، دیدم که شعرناب مردآشفته و دریا دلم ، شوریده ، روی ساحلم فرهاد شور و بی دلم ، امشب ، دل بی تاب مرد 🖌فرهاد_شکوهی🥀🥀.....🟣@TalareAndisheH