عطار > دیوان اشعار > غزلیات > غزل شمارهٔ ۶۳۹ ای یاد تو کار کاردانان تسبیح زبان بی زبانان بر خود گیر…
انتشار: 2026/07/22 19:04 UTCویرایش: 2026/08/01 00:01 UTCدریافت: 2026/08/05 15:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 15:37 UTC
عطار > دیوان اشعار > غزلیات > غزل شمارهٔ ۶۳۹ ای یاد تو کار کاردانان تسبیح زبان بی زبانان بر خود گیرند خرده هر دم در عشق تو جان خرده دانان عشاق ز بوی جام وصلت تا حشر بمانده سرگرانان هر لحظه هزار عاشق مست در راه تو آستین فشانان در زلف تو صد هزار دل هست چوبک…از بس که دلم نشان تو جستگم گشت نشان بی نشانان😭از شدت عشق و دلبستگی به تو، دل من آنقدر به دنبال نشانی از تو گشت که دیگر نشانهای از بینشانها پیدا نکرد. # جان خود که بود که خون نگردددر عشق جمال چون تو جانان😭هیچ کس نمیتواند در عشق چهرهای چون تو جانش را از دست ندهد.

