#داستانمگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود.مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی میراند…
انتشار: 2026/08/11 15:30 UTCدریافت: 2026/08/11 17:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 17:21 UTC
#داستانمگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود.مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی میراند و میگفت: من علم دريانوردی و كشتیرانی خواندهام.در اين كار بسيار مهارت دارمببينيد اين دريا و اين كشتي را و مرا كه چگونه كشتی میرانم.او در ذهن حقیر خود بر دريا كشتی میراندآن ادرار، دريای بیساحل به نظرش میآمد، و آن برگ كاه، كشتی بزرگ. زيرا آگاهی و بينش او حقیر و اندک بود.جهان هر كس به اندازه درک و بينش اوست.آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است. و ذهنش به اندازه درک ادرار الاغ و برگ كاه...#مولانا@tahtemahal


