بدهی عمومی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد🔹بدهی عمومی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد…
انتشار: 2026/08/20 08:38 UTCدریافت: 2026/08/20 16:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 16:35 UTC
بدهی عمومی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد🔹بدهی عمومی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد؛ رقمی بیسابقه که در شرایطی ثبت شده است که هزینههای دفاعی و برنامههای اجتماعی، در کنار بهره بدهی ناشی از کسری فزاینده، بخش بسیار بزرگی از مخارج دولت فدرال را به خود اختصاص دادهاند.🔹این رکورد تنها پنج ماه پس از آن ثبت شد که بدهی آمریکا در ماه مارس گذشته به رقم بیسابقه ۳۹ تریلیون دلار رسیده بود.🔹خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد این رقم بیسابقه بدهی عمومی، اولویتهای متعارض دولت را برجسته میکند؛ از افزایش هزینههای دفاعی که آمریکا برای ادامه جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، که نزدیک به شش ماه است ادامه دارد، به آن متکی است، گرفته تا تلاش برای کاهش هزینه سوخت و مواد غذایی.@tahririeh
پستهای تلگرام — موسسه مطالعاتی تحریریه
کارشناسان ژاپنی:آمریکا هر چه در چنته داشت در مقابل ایران رو کرد، اما دچار اتمام گزینههای عملیاتی شد و دیگر توان پیشروی ندارد. من این وضعیت را "نبرد استالینگرادِ ترامپ" مینامم.🔻پس از آن نبرد، ارتش آلمان رسماً مجبور شد کاملاً در موضع پدافندی و انفعالی قرار گیرد و در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی شروع به پیشروی کرد./کاوش مدیا@tahririeh
افزایش دوباره قیمت نفت با تهدید ترامپ به راهاندازی کارزار اقتصادی بزرگ علیه ایرانوال استریت ژورنال:قیمت نفت برای پنجمین روز متوالی در بازارهای جهانی با روند صعودی همراه بوده است که دلیل اصلی آن تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه و تهدیدهای اقتصادی علیه ایران است. اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر راهاندازی یک کارزار اقتصادی بزرگ علیه ایران و کاهش امیدها به توافقات دیپلماتیک، باعث افزایش حق بیمه ریسک انرژی شده و قیمت هر بشکه نفت برنت را به بیش از ۹۳ دلار رسانده است. در کنار این موضوع، تحولات اخیر میان امارات متحده عربی و ایران، از جمله تصمیم امارات برای قطع روابط اقتصادی در پی ادعای پرتاب موشک، نگرانیها را نسبت به امنیت تنگه هرمز که یکی از حیاتیترین آبراههای انتقال نفت جهان است، دوچندان کرده است. با وجود اینکه زیرساختهای انرژی در این منطقه تاکنون هدف مستقیم قرار نگرفتهاند، اما ناپایداریهای سیاسی و مسدود شدن مسیرهای دیپلماتیک، مانع از بازگشایی امن این تنگه شده و چشمانداز عرضه نفت را با ابهام مواجه کرده است. این وضعیت باعث شده است که سرمایهگذاران همچنان با احتیاط عمل کرده و قیمتگذاریها تحت تأثیر ریسکهای ناشی از تنشهای منطقهای باقی بماند.@tahririeh
والاستریت ژورنال: آمریکا از امارات خواست فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد🔹روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد دولت آمریکا طی هفتههای اخیر از امارات متحده عربی خواسته است فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد.🔹این روزنامه در گزارشی نوشت دولت آمریکا طی چند هفته گذشته بر ابوظبی فشار آورده است تا اقدامات خود علیه شبکههای مالی ایران را تشدید کند.🔹بر اساس این گزارش، مقامهای اماراتی نگران هستند راهبرد واشنگتن برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران، به بخشهایی از اقتصاد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس آسیب بزند؛ بخشهایی که برخلاف اقتصادهای متکی بر نفت، بهشدت به گردشگری و تجارت وابسته هستند.🔹منابع والاستریت ژورنال همچنین گفتند مقامهای اماراتی تمایل دارند برخی کانالهای ارتباطی خود با تهران را حفظ کنند تا در صورت شکست کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، بتوانند از ابزارهای دیپلماتیک برای مدیریت شرایط استفاده کنند./Khabar_Fouri@tahririeh
*🔻 کاهش ذخایر موشکی آمریکا چه معنایی برای متحدان و دشمنانش دارد؟*📄 شورای آتلانتیک | ترسا گنو و بیلی گالیسیا▪️ نویسندگان میگویند جنگ ایران فشار قابلتوجهی بر ذخایر موشکی آمریکا وارد کرده است. بنا بر گزارشهای مورد اشاره مقاله، آمریکا از فوریه تاکنون حدود سهپنجم ذخایر رهگیرهای پاتریوت و نزدیک به نیمی از موشکهای ضدبالستیک تاد خود را مصرف کرده و بازسازی این ذخایر ممکن است چند سال زمان ببرد.▪️ مسئله فقط خاورمیانه نیست. متحدان و رقبای واشنگتن اکنون میپرسند اگر آمریکا پیش از بازسازی انبارهایش با بحران دیگری روبهرو شود، چه خواهد کرد و آیا انتقال مهمات به خاورمیانه میتواند توان بازدارندگی این کشور را در اروپا و شرق آسیا کاهش دهد؟▪️ در خاورمیانه، فشار فوریتر است. کشورهای خلیج فارس برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی به سامانههایی مانند پاتریوت، استینگر و تاد وابستهاند. عربستان نیز بنا بر گزارش مقاله حدود ۸۶ درصد ذخایر رهگیر PAC-3 MSE خود را مصرف کرده است. حتی با کاهش شدت حملات، نیاز منطقه به موشکهای پدافندی همچنان بالاست.▪️ نویسندگان معتقدند ایران از یک عدمتقارن مهم بهره میبرد: استفاده از پهپادها و موشکهای نسبتاً ارزان، طرف مقابل را مجبور به مصرف رهگیرهای بسیار گرانقیمت میکند. در نتیجه، حجم ذخایر آمریکا و کشورهای منطقه خود به بخشی از معادله سیاسی و نظامی جنگ تبدیل شده است.▪️ اسرائیل بهدلیل برخورداری از سامانههای بومی Arrow و David’s Sling وضعیت متفاوتی دارد، اما آمریکا نیز برای دفاع از آن از تاد استفاده کرده است. همزمان کشورهای خلیج فارس بهدنبال کاهش وابستگی خود به واشنگتن هستند و نویسندگان توافق دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه را یکی از نشانههای این روند میدانند.▪️ در اروپا، جنگ اوکراین از قبل انبارهای تسلیحاتی را تحت فشار قرار داده است. آلمان بخشی از سامانههای پاتریوت خود را به اوکراین داده و کییف همچنان به حجم بالایی از رهگیرها و دیگر مهمات نیاز دارد. آمریکا نیز به برخی متحدان اروپایی هشدار داده بود که جنگ ایران میتواند تحویل بعضی مهمات را به تأخیر بیندازد.▪️ این وضعیت بحث افزایش ظرفیت مستقل صنایع دفاعی اروپا را جدیتر کرده است. مسئله فقط میزان بودجه دفاعی نیست، بلکه این است که چه کسی میتواند موشک و مهمات را با سرعت کافی تولید کند. روسیه نیز طبیعتاً سرعت بازسازی ذخایر آمریکا و اروپا را زیر نظر دارد.▪️ در هند-اقیانوس آرام، نگرانی اصلی بحران احتمالی تایوان است. هرچند جنگ با چین به ترکیب متفاوتی از سلاحها نیاز دارد، سامانههایی مانند Patriot، THAAD، SM-3 و SM-6 همچنان حیاتی خواهند بود. فشار بر ذخایر آمریکا میتواند زمان تحویل تسلیحات به تایوان و حتی متحدانی مانند ژاپن را تحت تأثیر قرار دهد.▪️ نویسندگان تأکید میکنند چین لازم نیست منتظر تمامشدن ذخایر آمریکا بماند؛ همین تأخیرها و ابهام درباره توان جایگزینی مهمات میتواند به پکن فرصت دهد قابلیت اطمینان واشنگتن بهعنوان شریک امنیتی را زیر سؤال ببرد.▪️ در آفریقا و آمریکای لاتین، اثر کمبود مهمات بیشتر بلندمدت و اعتباری است. همزمان، آفریقا بهدلیل ذخایر مواد معدنی حیاتی مورد استفاده در تولید تسلیحات اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا مقاومسازی زنجیره تأمین یکی از شروط افزایش ظرفیت صنایع دفاعی آمریکا خواهد بود.▪️ جمعبندی مقاله این است که مسئله اصلی تنها تعداد موشکهای موجود در انبارهای آمریکا نیست. اعتبار راهبردی واشنگتن به این بستگی دارد که متحدان و دشمنانش باور کنند آمریکا میتواند هم جنگهای جاری را پشتیبانی کند، هم به شرکایش سلاح برساند و هم پیش از بحران بعدی شکاف میان مصرف و تولید مهمات را جبران کند.@tahririeh
*🔻 ونس هدف تازهای برای جنگ ایران معرفی میکند*📄 فارن پالیسی | کیت جانسون▪️ استدلال اصلی مقاله این است که دولت ترامپ پس از شش ماه جنگ با ایران، بهتدریج اهداف خود را محدود کرده است. جنگی که قرار بود شش هفته طول بکشد، ابتدا با بحث تغییر حکومت آغاز شد و سپس اهداف آن به مهار برنامه هستهای، تضعیف توان موشکی و نیروهای منطقهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز کاهش یافت. اکنون جیدی ونس پایین نگهداشتن قیمت انرژی برای مصرفکنندگان آمریکایی را «هدف شماره یک» و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را «هدف شماره دو» معرفی کرده است.▪️ ترامپ پس از اظهارات ونس تأکید کرد که برنامه هستهای ایران همچنان اولویت اصلی دولت اوست. بااینحال، طبق گزارش مقاله، واشنگتن و تهران ماههاست درباره پرونده هستهای مذاکره نکردهاند. ایران نیز خواهان اجرای تفاهمنامه ژوئن، شامل پرداخت ۳۰۰ میلیارد دلار غرامت، پایان محاصره دریایی و لغو تحریمهای آمریکا شده و همزمان برای احتمال تشدید درگیری آماده میشود.▪️ اهمیت قیمت انرژی برای دولت ترامپ با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای بیشتر شده است. متوسط قیمت بنزین آمریکا به ۴.۰۶ دلار در هر گالن رسیده، درحالیکه یک سال قبل ۳.۱۴ دلار بود. قیمت گازوئیل نیز از ۳.۶۹ به ۵.۴۶ دلار افزایش یافته و قیمت جهانی نفت دوباره از ۹۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است.▪️ در تنگه هرمز نیز وضعیت همچنان بحرانی است. برخلاف ادعای ترامپ درباره «کنترل کامل» آمریکا، تردد روزانه کشتیها اندکی بیشتر از یکرقمی است؛ در حالی که پیش از جنگ بیش از ۱۰۰ کشتی در روز از این مسیر عبور میکردند. حملات به شناورها ادامه دارد و دو شرکت بزرگ کشتیرانی دولتی چین نیز اعزام نفتکشهای خود از هرمز را متوقف کردهاند.▪️ در نتیجه اختلال در تنگه هرمز، روزانه حدود پنج تا شش میلیون بشکه نفت همچنان از بازار جهانی خارج مانده است. ذخایر تجاری و راهبردی نیز پس از ماهها استفاده کاهش یافتهاند و این مسئله توان بازار برای جبران شوکهای تازه را محدود کرده است.▪️ اما مقاله تأکید میکند بحران انرژی فقط به کمبود نفت خام مربوط نیست. ظرفیت پالایش جهانی نیز برای پاسخگویی به تقاضای بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما تحت فشار است. پالایشگاههای آمریکا با حدود ۹۶ درصد ظرفیت فعالیت میکنند، اما قیمت فرآوردهها همچنان افزایش مییابد و بخشی از آنها نیز بهزودی برای تعمیرات فصلی تعطیل خواهند شد.▪️ وضعیت خارج از آمریکا نیز به بحران پالایش دامن زده است. بخش مهمی از ظرفیت پالایشی روسیه در حملات اوکراین آسیب دیده و پالایشگاههای خاورمیانه نیز هنوز از خسارات جنگ رنج میبرند. حوثیها نیز مدعی حمله دوباره به پالایشگاه جازان عربستان شدهاند، هرچند این ادعا تأیید نشده است. بنابراین افزایش عرضه نفت خام لزوماً به معنای کاهش سریع قیمت سوخت نیست.▪️ یکی از گزینههای مطرحشده در واشنگتن، محدودکردن صادرات روزانه حدود سه میلیون بشکه فرآورده نفتی آمریکا، از جمله بنزین و گازوئیل است. هدف این طرح، نگهداشتن سوخت بیشتر در بازار داخلی است؛ اما بیشتر پالایشگاههای صادراتی در ساحل خلیج مکزیک قرار دارند و انتقال مازاد تولید آنها به دیگر مناطق آمریکا آسان نیست.▪️ شرکتهای نفتی هشدار دادهاند که محدودیت صادرات میتواند باعث انباشت سوخت در ساحل خلیج مکزیک، کاهش سود پالایشگاهها و در نهایت کاهش تولید شود؛ نتیجهای که حتی ممکن است عرضه داخلی را کمتر و قیمتها را بالاتر ببرد. چنین سیاستی همچنین فشار بیشتری بر متحدان آمریکا وارد میکند که برای جبران اختلالات خاورمیانه به صادرات انرژی این کشور وابستهاند.▪️ جمعبندی مقاله این است که کاهش قیمت سوخت اکنون به یکی از مهمترین اهداف سیاسی دولت ترامپ تبدیل شده است؛ اما اختلال مستمر هرمز، حذف روزانه پنج تا شش میلیون بشکه نفت از بازار، کاهش ذخایر و محدودیت ظرفیت پالایش جهانی، دستیابی به این هدف را دشوار کرده است. با نزدیکشدن انتخابات، حتی گزینههایی که امروز از سوی کاخ سفید رد میشوند، ممکن است دوباره روی میز قرار گیرند.@tahririeh
طرح ترامپ برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران در دبی تعیین تکلیف میشودوال استریت ژورنال:دولت ترامپ در تلاش برای تضعیف اقتصاد ایران و وادار کردن آن به تسلیم، فشار شدیدی را بر امارات متحده عربی وارد کرده تا یکی از حیاتیترین شریانهای اقتصادی تهران، یعنی دبی، را مسدود کند. امارات که به عنوان دروازه تجارت جهانی ایران شناخته میشود، اخیراً تحت فشارهای آمریکا و در پی تنشهای نظامی اخیر، اعلام کرده است که تراکنشهای مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درمیآورد. هدف اصلی واشنگتن، قطع دسترسی تهران به ارز خارجی و شبکههای تجاری از طریق سرکوب شرکتهای صوری، صرافیها و ناوگان نفتکشهای سایهای است که در امارات فعالیت میکنند.با این حال، اجرای کامل این تصمیم با چالشهای جدی روبروست؛ چرا که بسیاری از فعالیتهای مالی ایران در دبی به صورت مبهم و از طریق روشهای پیچیده بانکی انجام میشود. علاوه بر این، مقامات اماراتی نگرانند که قطع کامل روابط با ایران، به نقش دبی به عنوان یک مرکز تجاری جهانی آسیب زده و با واکنشهای نظامی یا اقتصادی متقابل از سوی ایران مواجه شود. رویکرد فعلی امارات، تشدید تدریجی محدودیتهاست تا ضمن بازدارندگی در برابر حملات سپاه پاسداران، فضای لازم برای تنظیم سیاستها و حفظ کانالهای دیپلماتیک با تهران را برای آینده حفظ کنند. با وجود تعهد امارات به رعایت تحریمها، تحلیلگران معتقدند نظارت کامل بر تمامی فعالیتهای تجاری غیرمستقیم و شبکههای پنهان در امارات، به دلیل ساختار متنوع تجاری این کشور، همچنان بسیار دشوار خواهد بود.@tahririeh