‼️ مهدی طائب: حضرت موسی ساخت بیسیم رو به یهودیا یاد داد#فرقه_ولاییون #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
انتشار: 2026/08/27 14:49 UTCدریافت: 2026/08/27 15:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 15:05 UTC
‼️ مهدی طائب: حضرت موسی ساخت بیسیم رو به یهودیا یاد داد#فرقه_ولاییون #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
پستهای تلگرام — تحلیل زمانه
🔴دادههای کپلر نشان میدهد که چین تاکنون در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت ایران را در روز دریافت کرده است که تنها اندکی کمتر از دوره مشابه سال گذشته است.در حالی که سه شرکت بزرگ دولتی نفتی چین به دلیل ارتباطات گسترده خود با بانکهای غربی از خرید نفت خام ایرانی پرهیز کردهاند، پالایشگاههای خصوصی کوچکمقیاس (معروف به پالایشگاههای چایساز) همچنان نفت ایران را با تخفیفهای شدید خریداری کرده و آن را به بنزین و دیزل برای بازار داخلی تبدیل میکنند.این پالایشگاههای کوچکمقیاس برای واشنگتن تحت فشار قرار دادن دشوار است، زیرا بسیاری از آنها بخش بزرگی از تجارت خود را با یوان چین یا ارزهای دیجیتال انجام میدهند و درگیری محدودی با سیستمهای مالی بینالمللی دارند.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
آفرین بر روانِ مولانا!روزی حضرت مولانا از محلّهای میگذشت؛ دو شخص بیگانه با همدیگر مناقشه و منازعه میکردند و به همدیگر «زی و قاف» (بد و بیراه) میگفتند. حضرت مولانا از دور توقف فرموده و (سخنان آنان را) میشنود که یکی به دیگری میگوید که:«یعنی به من میگویی؟ واللّه واللّه که اگر یکی بگویی، هزار بشنوی.»خداوندگار پیش آمد فرمود که:«نی، نی؛ بیا هرچه گفتنی داری به من بگو که اگر هزار بگویی، یکی هم نشنوی.» هر دو خصم، سر در قدم او نهاده و صلح کردند. (مناقبالعارفین افلاکی، تصحیح تحسین یازیجی، ص ۱۰۵)این حکایت کوتاه برای روزگار ما درسآموز است. حکایت افلاکی در باطن حامل نکتهای ژرف دربارهٔ سازوکار نزاع و امکان پایان دادن به آن است. مولانا در اینجا نه داور دعواست، نه میکوشد بفهمد حق با کدام یک است. او قبل از هر چیزی میکوشد چرخهای که دعوا را تغذیه میکند با رفتارش متوقف کند.حکایت، دو نوع منطق را در کنار هم مینشاند: منطق جاهلان که چون یک ناسزا بشنوند به مصداق کلوخانداز را پاداش سنگ است، به هزار ناسزا پاسخ میدهند و بدین طریق، خصومت و خشونت را در یک چرخهٔ بیحاصل و زیانبار با شدتی بیشتر تکثیر میکنند؛ و دیگر منطق خردمندان که از سرِ دانایی و مِهرورزی و خیرخواهی وقتی با خشونتی مواجه میشوند میکوشند آن را همان جا متوقف کنند تا در سطح کلانتری منتشر نشود.خردمندان که اهل صلح و آشتی و زندگانیاند، میدانند که خصومت، فقط در ذهن و زبان طرفین دعوا باقی نمیماند. اگر پاسخگوییِ متقابل ادامه پیدا کند، خصومت تکثیر میشود و از دو نفر به جمع، از یک گفتوگو به گفتوگوهای دیگر و از یک اختلاف مشخص به مجموعهای از داوریها و کینهها سرایت میکند. هر پاسخ، علاوه بر اینکه پاسخی به سخن پیشین است، خود به یک متن تازه برای پاسخ بعدی تبدیل میشود.شاید یکی از ویژگیهای فضای فکری و روشنفکری روزگار ما همین باشد. سخنی که احتمالاً به دور از دانش و انصاف است گفته میشود؛ در مقابل، پاسخ درشت و همراه با دشنام و تهدید و ارعابی منتشر میشود؛ آن پاسخ، پاسخی دیگر برمیانگیزد؛ و خیلی زود، اصل مسئله در میان انبوه پاسخها، کنایهها، حملههای شخصی، داوریهای تاریخی و نسبت دادن انگیزهها گم میشود. میرسیم به نقطهای که دیگر درباره یک مسئله گفتوگو نمیکنیم؛ بلکه خودِ خصومت را بازتولید و منتشر میکنیم. در این جا، مسئله فقط این نیست که کدام یک استدلال درستتری دارد یا کدام داوریِ تاریخی و فکری دقیقتر است. مسئله مهمتر این است که آیا هر سخنی الزاماً باید با سخنی دیگر و هر حملهای با حملهای شدیدتر پاسخ داده شود؟در منطق رایج مجادله، پاسخ ندادن اغلب نوعی شکست تلقی میشود. گویی اگر کسی به ما «یکی» گفت و ما «هزار» نگفتیم، میدان را واگذار کردیم. سکوت را ضعف میپنداریم و پاسخگویی بیوقفه را نشانه قدرت. اما مولانا درست در نقطه مقابل این منطق میایستد.او نمیگوید: «یکی گفتی، یکی میشنوی.» میگوید: «اگر هزار هم بگویی، یکی هم در پاسخ نشنوی.»این جمله، در حقیقت، پیشنهاد یک شیوهٔ متفاوت برای مواجهه با خصومت است: امتناع از تکثیر آن. مولانا نمیکوشد خصومت را با خصومتی دیگر شکست دهد؛ چرخهٔ تولید آن را از کار میاندازد. اگر نزاع به زنجیرهای از گفتنها و شنیدنهای مکرر تبدیل شده باشد، کافی است یک حلقه از این زنجیره حذف شود. خصومت برای ادامه حیات خود به پاسخ نیاز دارد. وقتی پاسخ نیاید، چرخه در همان نقطه متوقف میشود.البته ناگفته نماند که این سخن به معنای تجویز سکوت در برابر هر ظلم و خطایی نیست. گاهی پاسخ دادن ضرورت اخلاقی دارد و سکوت میتواند به معنای تأیید یا تسلیم باشد. سخن مولانا را نباید به نسخهای برای خاموشی در برابر حقیقتستیزی یا بیعدالتی تبدیل کرد. مسئله در این حکایت چیز دیگری است: پاسخی که حقیقت را روشن نمیکند و صرفاً خصومت را تکثیر میکند، چه ضرورتی دارد؟در روزگاری که انتشار سخن از انتشار خصومت جدا نیست، این نکته اهمیت بیشتری پیدا میکند. رسانهها و شبکههای اجتماعی، امکان تکثیر را بینهایت کردهاند. یک جمله میتواند در چند ساعت هزاران بار بازنشر شود؛ اما آنچه بازنشر میشود همیشه استدلال نیست. گاهی خشم است، تحقیر است، بدگمانی است و میل به شکست دادن دیگری. ما ممکن است تصور کنیم که داریم «پاسخ» میدهیم، حال آنکه در واقع داریم خصومت را بازنشر میکنیم. از این منظر، حکایت مولانا فقط حکایت دو انسان عصبانی در کوچه نیست؛ حکایت سازوکار بسیاری از نزاعهای جمعی ماست.باری، گاهی خردمندترین انسان در یک منازعه کسی نیست که بهترین پاسخ را پیدا میکند؛ کسی است که میفهمد کدام پاسخ نباید تولید و تکثیر شود. مولانا در آن کوچه، با یک جمله، دو خصم را از مسابقه «یکی گفتن و هزار شنیدن» بیرون میآورد. آفرین بر روانِ مولانا!ایرج رضایی#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
پهلویستیزی؛ میراث شکستخورده ۵۷سخنی منسوب به هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۰، عصارهای از جهانبینی حاکم بر انقلاب ۵۷ را نشان میدهد:«حکومت پهلوی همه همت و دغدغهاش این بود که مردم خانه و ماشین خوب داشته باشند، زندگی خوبی داشته باشند و ارتباط ایران با کشورهای جهان خوب باشد؛ ولی حالا دیگر اینها ارزش نیست و برای ما مهم نیست.»اگر این نقلقول با همین عبارت دقیق مستند باشد، شاید کمتر متنی بتواند فاصله فکری نسل مدرن ایران با پنجاهوهفتیها را چنین عریان نشان دهد: رفاه مردم، زندگی بهتر و رابطه مناسب ایران با جهان، چیزهایی بودند که باید در برابر آرمانهای ایدئولوژیک به حاشیه میرفتند.این همان نقطه تلاقی دو جریان ارتجاعی آن دوران بود: اسلامگرایی انقلابی و چپ مارکسیستی. یکی رفاه و زندگی مدرن را با «دنیاطلبی و غربزدگی» میزد و دیگری با «بورژوازی و مصرفزدگی». حاصل این آمیزش، شورشی شد که در دشمنی با پهلوی متحد بود، اما برای فردای ایران بدیلی بهتر نداشت.امروز، پس از دههها تجربه جمهوری اسلامی، بخش بزرگی از نسل جدید پهلویستیزی ایدئولوژیک را نه نشانه روشنفکری، بلکه بازمانده همان گفتمان شکستخورده ۵۷ میبیند.پنجاهوهفتیها و وارثان فکری آنان، پیش از تعیین تکلیف برای نسل امروز درباره شاهزاده رضا پهلوی، باید ابتدا با کارنامه خود روبهرو شوند؛ یک «توبه سیاسی» از تخریب کور پهلوی، تقدیس انقلاب ۵۷ و نادیدهگرفتن پروژه نوسازی و ایرانسازی آن دوران.نقد رضا پهلوی حق هر ایرانی است؛ اما نقد دموکراتیک با بازتولید نفرت ۵۷ تفاوت دارد. برای حامیان او، رهبری رضا پهلوی در دوران گذار به معنای اعطای قدرت مادامالعمر نیست؛ هدف، عبور از جمهوری اسلامی و رسیدن به نقطهای است که مردم بتوانند آزادانه درباره نظام آینده تصمیم بگیرند.ایران فردا صحنه دموکراسی است.نه شورای نگهبان و رانت خاص وجود خواهد داشت که نامزدها را غربال کند، نه ولیفقیهی که با اشاره چشم صلاحیت سیاسی افراد را تعیین کند و نه هیچ شخص و جریانی باید بالاتر از رأی ملت قرار گیرد.جمهوریخواه از جمهوری دفاع کند؛ مشروطهخواه از پادشاهی مشروطه؛ مخالف رضا پهلوی نیز آزادانه نقد کند و بدیلش را به مردم ارائه دهد. داور نهایی صندوق رأی آزاد است.اما کسانی که یک بار با شعارهای پهلویستیزانه در تخریب نظم پیشین سهیم شدند، نمیتوانند همان نسخه را دوباره به نسل امروز بفروشند و انتظار اعتماد داشته باشند.سال ۵۷ گفتند خانه بهتر، زندگی بهتر و رابطه بهتر با جهان «ارزش» نیست.نسل امروز پاسخ میدهد:اتفاقاً همینها ارزش بود؛ نامش زندگی، توسعه و منافع ملی بود.و شاید تراژدی بزرگ ۵۷ همین باشد:چیزهایی را ویران کردند که امروز، پس از نزدیک به نیم قرن، دوباره آرزوی دستیابی به آنها را داریم.پاینده ایران جاوید شاه امیر موجد رزمنده جنگ ایران و عراق #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
✅حسن کاظم زاده- کارشناس بازار سرمایه: محاصره اول ۲ ماه طول کشید. ذخایر کالاها خیلی کمک کرد تا فشار کمبود به چشم نیاد. مصرف یکسری چیزها مثل بنزین هم در اون دوره کمتر بود (حدود۱۲۰ م.ل در روز)🔴محاصره ی فعلی هنوز دو ماه نشده، فشارها داره می زنه بیرون. بنزین بعضی روزها تا ۱۵۰ م.ل مصرف می شه.📊دلار: 202.000 تومان - کاهشی#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
✅ خجالت هم نمی کشند- کاهش تحویل خودروی ناقص به مردم را به عنوان دستاورد داره تبلیغ می کنه!#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
🌐 هزارپا ✔️ تا اینجای کار نتیجه بستن تنگه توسط سپاه این شده که کل تولید کنندههای نفت دنیا دارن نفت ۹۰ دلاری میفروشن حال میکنن فقط نفت ما صادراتش نزدیک به صفر شده و احتمالا نفتکشهای ایران رو هم روی دریا در اینده نه چندان دور آمریکا مصادره کنه#فرقه_نادان #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane


