✅جهاد اقتصادی در آشپزخانه؛ سردار رضایی و کشف کارخانههای خانگی!✍️حمید آصفیمحسن رضایی گفته است جوانان وارد اقتصاد شوند و «جهاد اقتصادی» راه بیندازند و «در خانهها و محلات شروع به تولید کنند.» واقعاً نمیدانی با شنیدن این حرف باید بخندی یا عصبانی شوی! ظاهراً بعد از سالها مدیریت اقتصادی، کشف بزرگ این است که مشکل اقتصاد ایران کمبود تولید خانگی بوده؛ کارخانه جواب نداد، سرمایهگذاری جواب نداد، سیاستگذاری جواب نداد، حالا نوبت آشپزخانه است!لابد مرحله بعد این است که هر خانواده یک کارخانه، هر محله یک کارگاه و هر پشتبام یک پالایشگاه راه بیندازد. تحریم نفت را هدف گرفته، اما پاسخ راهبردی سردار این است که مردم در خانه ترشی، شمع، پوشاک و اپلیکیشن تولید کنند تا اقتصاد ملی نفس بکشد!این همان «اقتصاد مقاومتی، نسخه جیبی» است. خانوادهای که پول خرید گوشت ندارد، حالا باید دامداری هم راه بیندازد! شاید فردا هم به خانوادهای که توان پرداخت اجاره ندارد گفته شود: «برادر عزیز، خودت مسکن تولید کن!»در این مدل، جوان ایرانی باید یکنفره همهکاره باشد: کارگر، سرمایهگذار، مدیر، بازاریاب، صادرکننده و حسابدار. فقط یک وظیفه برایش باقی مانده: دست از شکایت بردارد؛ چون ممکن است آمار تولید را خراب کند!جوان ایرانی مشکلش نداشتن روحیه جهادی نیست. سالهاست جهاد میکند؛ با دو شغل، مسافرکشی، فروش اینترنتی، حذف گوشت و میوه از سفره و عقب انداختن ازدواج. مسئله این است که درآمدش با تورم مسابقه میدهد و همیشه بازنده است.اصلاً سؤال سادهای وجود دارد: جوانی که برای تأمین اجاره خانه و هزینه زندگی مشکل دارد، سرمایه تولید را از کجا بیاورد؟ تولیدکننده مواد اولیه را از کجا تأمین کند؟ برق و گاز و تجهیزات را چگونه فراهم کند؟ محصولش را کجا بفروشد؟ اگر قرار است همه این مشکلات با «روحیه جهادی» حل شوند، پس دیگر چرا اقتصاددان، بانک، بازار سرمایه، نظام مالی و سیاستگذار لازم داریم؟اقتصاد را نمیتوان با منطق پادگان اداره کرد. وقتی فرمانده میگوید «جهاد اقتصادی»، اقتصاددان باید بپرسد: سرمایه کجاست؟ مواد اولیه کجاست؟ فناوری کجاست؟ بازار کجاست؟ مشتری کجاست؟ صادرات چگونه انجام شود؟ در اقتصاد دستوری اما یک چیز همیشه حاضر است: فرمان.قبلاً میگفتند «کار ایجاد میکنیم»؛ حالا میگویند «خودت ایجادش کن!» مرحله بعد هم لابد این است: اگر موفق نشدی، مشکل از روحیه جهادی خودت بوده است!یک زمانی مردم را برای حل مشکلات کشور به میدان میفرستادند؛ حالا چون میدان جواب نداده، قرار است همان مردم را به پارکینگ، زیرزمین و پشتبام بفرستند. ظاهراً مسیر توسعه اقتصادی ایران از کارخانه به زیرزمین و از شهرک صنعتی به آشپزخانه تغییر کرده است!اما شاهکار اینجاست: اگر مردم میتوانند اقتصاد کشور را از داخل خانه نجات دهند، پس این همه وزارتخانه، سازمان، شورا، قرارگاه و مدیر اقتصادی دقیقاً برای چه چیزی حقوق میگیرند؟ اگر جوان ایرانی قرار است خودش سرمایه بیاورد، خودش تولید کند، خودش بازار پیدا کند، خودش صادرات کند و خودش اشتغال بسازد، سهم ساختار اقتصادی در این میان دقیقاً چیست؟اصلاً چرا باید جوان ایرانی همزمان نقش بانک، کارخانه، وزارت اقتصاد، وزارت صمت، اتاق بازرگانی و شبکه توزیع را بازی کند؟ این دیگر «جهاد اقتصادی» نیست؛ برونسپاری مسئولیتهای حاکمیت به شهروند است، با این تفاوت که هزینهاش را هم خود شهروند باید بپردازد!تولید خانگی میتواند در یک اقتصاد سالم بخشی از فعالیت اقتصادی باشد؛ اما نمیتواند جایگزین سیاست صنعتی، سرمایهگذاری، زیرساخت، فناوری و بازار شود. نمیشود کارخانه و سرمایهگذار را با شعار جایگزین کرد و بعد از مردم انتظار داشت اقتصاد ملی را در اتاق خواب و پارکینگ اداره کنند.اقتصاد با شعار «جهاد» راه نمیافتد. ثبات، سرمایهگذاری، قانون قابل پیشبینی، رقابت، بازار و ارتباط اقتصادی با جهان میخواهد. کارآفرین به جای فرمان، محیط امن و قابل پیشبینی میخواهد؛ به جای شعار، امکان دسترسی به سرمایه و بازار میخواهد.مردم سالهاست جهاد کردهاند؛ با تورم، کاهش قدرت خرید، اجارههای سنگین، بیکاری، نااطمینانی و کوچکشدن سفرهها. آنچه کمبود دارد، جهاد اقتصادی مردم نیست؛ اصلاح اقتصادی حاکمیت است.طنز تلخ ماجرا اینجاست که هرچه اقتصاد بیشتر از نفس میافتد، نسخه مسئولان بیشتر به این سمت میرود که مردم باید بیشتر تلاش کنند. گویی مسئله اصلی این نیست که چرا اقتصاد درست اداره نشده؛ مسئله این است که چرا مردم هنوز به اندازه کافی برای جبران آن تلاش نکردهاند!#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
چرا خرافه اینقدر زیاد شده؟استاد ملکیان تو یکی از سخنرانیهاشون میگفتن: ما معمولاً به خرافه و علتهای غیرطبیعی رو میآوریم، چون: ۱. مقصر بودن خودمان را مخفی میکنیم.میگوید: «چیکار کنم آقا، دست من که نبود، قمر در عقرب بود!» دیگر نمیگویم که من چه رفتاری کردم، چون مقصر واقع میشوم.یا مثلاً میگوید: «جارو را در حیاط خانه وارونه گذاشته بودم و این عاملی بود که پسرم و عروسم با هم دعوایشان شده بود!»چون ما نمیخواهیم ببینیم علت اصلی اینکه پسر و عروسمان مشکل دارند چیست و به خاطر فرار از این مسئولیت و مقصر بودن، به خرافه رو میآوریم.۲. در پی جبران برنمیآییم. چون هر وقت به علل طبیعی استناد شود، باید در پی جبران برآییم؛ اما برای اینکه جبران نکنیم و از مسئولیت اشتباهها فرار کنیم، به علل غیرطبیعی (خرافه) رو میآوریم#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
.مردها به مردها احتیاج دارند...چندی پیش یکی از اقوام با من تماس گرفت و گفت:«بیا همدیگر را ببینیم.»در یک رستوران قرار گذاشتیم.او در ذهن من همیشه مردی مقتدر بود.تکیهگاه خانواده.خانه، ماشین، شغل، اعتبار...تقریباً همه نشانههایی را داشت که ما معمولاً از یک مرد موفق در ذهنمان میسازیم.هنوز چند دقیقه از دیدارمان نگذشته بود که شروع کرد از خودش گفتن.از کتکهای گاهوبیگاه پدرش.از اینکه هیچوقت نزد مادر جدی گرفته نشد.از احساس حقارتی که سالها به خاطر پیشینه خانوادگی با خودش حمل کرده بود.بعد آرامآرام رسید به زندگی مشترکش.گفت هر کاری میکند، باز هم احساس میکند برای همسرش کافی نیست.از توقع بچهها گفت.از خستگی کار.از اینکه دیگر صبحها با شوق از خواب بیدار نمیشود.ساعتها فقط حرف زد.من هم گوش میدادم.اما در درونم اتفاق دیگری میافتاد.هرچه بیشتر از خودش میگفت، تصویر آن مرد قدرتمند در ذهنم آرامآرام فرو میریخت.با خودم میگفتم:«چهقدر درمانده...»بعد، بیآنکه از من چیزی خواسته باشد، شروع کردم از تجربهها و آموختههایم گفتن.او فقط گوش میداد.نه سؤال میپرسید،نه مخالفت میکرد،فقط گوش میداد.نزدیک ساعت یک شب از هم جدا شدیم.وقتی سوار ماشین شدم، ناگهان تمام گفتوگوی آن شب از جلوی چشمم گذشت.از خودم پرسیدم:او چرا همه اقتدارش را پیش من فرو ریخت؟چه چیزی میخواست؟همانجا بود که انگار آیینهای مقابلم قرار گرفت.دیدم خود من هم سالهاست نقش آدم مقتدر را بازی میکنم.بیوقفه کار میکنم،استراحت را عقبماندن میدانم،به دستاوردهایم افتخار نمیکنم و آنها را به شانس نسبت میدهم،و خیلی وقتها جرئت نمیکنم ضعفهایم را به زبان بیاورم.بعد فهمیدم...او اصلاً دنبال راهحل نیامده بود.او آمده بود کسی فقط دردش را ببیند.ابراز ضعف یک مرد، در بسیاری از مواقع، درخواست کمک نیست.اعلام امنیت است.یعنی:«آنقدر به تو اعتماد دارم که دیگر مجبور نیستم نقش مرد شکستناپذیر را بازی کنم.»همان لحظه به او زنگ زدم.گفتم:«اگر فرصت داری، فردا دوباره همدیگر را ببینیم.»روز بعد، قبل از هر حرفی، او را در آغوش گرفتم.اشکم بیاختیار جاری شد.این بار دیگر از او چیزی نپرسیدم.از ترسهای خودم گفتم.از ضعفهای خودم.از اینکه دیشب چطور در ذهنم او را قضاوت کرده بودم.وقتی از هم جدا شدیم، فقط یک جمله گفت:«سبک شدم... باز هم همدیگر را ببینیم.»آن روز فهمیدم مردها بیش از آنکه به راهحل احتیاج داشته باشند، به حضور احتیاج دارند.به مرد دیگری که بتوانند بیترس از قضاوت، کنار او فروبریزند.شاید یکی از بزرگترین فقرهای مردان امروز همین باشد؛اینکه جایی ندارند تا بدون بازی کردن نقش «مردِ قوی»، فقط خودشان باشند.شاید مردان، بیش از هر چیز، به مردانی نیاز دارند که در حضورشان مجبور نباشند مرد باشند. ✍یاسر رضایی#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
ویدیوی ارزشمند از قیمت دلار در ۸۰ سال گذشته! روزی این پول، پشتوانهی غرور یک ملت بود؛امروز، هر صفر تازهای که مقابل دلار مینشیند، انگار صفریست که بر حاصل سالها کار، امید و آیندهی یک ایرانی کشیده میشود.تلخترین بخش این سقوط، خودِ عددها نیست. حافظهی ماست.اینکه میدانیم این سرزمین روزگاری چنین نبود. زمانی نه چندان دور، پول ایران اعتبار داشت، گذرنامهاش احترام داشت و فردا برای مردمش واژهای هراسانگیز نبود.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
روایتسازی و قدرت رسانه یا واقعیت میدانی؟✍ حبیب رمضانخانیوعده و هشدار این بود که با بستن تنگه هرمز، قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار در بشکه صعود خواهد کرد!این روزها اما، با وجود به درازا کشیدن بسته بودگی تنگه، قیمت هر بشکه تا زیر ۹۰ دلار در نوسان بوده و حتی به سطح قیمتی دور اول بستن تنگه، یعنی محدوده ۱۳۰ دلار هم نرسیده است!در این بین، ترامپ هر روز مدعی هست که تنگه هرمز باز بوده و با پایش آمریکا هر روز میلیونها بشکه نفت از آن خارج میشود. در طرف مقابل اما، ایران این گفتهها را بلوف و جنگ روانی دانسته و تاکید دارد هیچ شناوری بدون اجازه ایران امکان خروج از تنگه هرمز را ندارد!با این گفتهها و قیمت جهانی نفت خام، نتیجه میگیریم که وضعیت تنگه از دو حالت خارج نیست:۱. تنگه بسته است، ولی ترامپ و آمریکا آنقدر قدرت رسانهای و توان اقناع و اعتماد افکار عمومی را همراه خود دارند که با وجود بسته بودن و تاکید ایران، ولی با این بازی روانی، روایت خود را غالب و بر واقعیت چیره گشتهاند و با گرفتن هیجان و نوسانات بازار، قیمت نفت را پایین نگه داشتهاند!۲. آمریکا بر بخش جنوبی تنگه چیرگی و کنترل داشته و باعث خروج و صادرات نفت در سطح گسترده شده است و در نتیجه قیمت نفت روز به روز کاهشی شده و عملا فرصت و امتیاز تنگه از دست ایران خارج شده است.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
👇👇 به ایرانیها گفتیم میتوانند با همکاری با ما، برای تولید برق انرژی هستهای داشته باشند👇 ادعاهای کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا: ما به ایرانیها گفتهایم که ما با شما برای توسعه صنعت برق هستهای در ایران همکاری خواهیم کرد. میتوانیم سوخت اورانیوم غنیشده مورد نیاز راکتورهای شما را تأمین کنیم.👇 اگر هدف شما تولید برق تجاری از انرژی هستهای است، هیچ شریکی بهتر از ایالات متحده در جهان وجود ندارد؛ همانطور که اکنون با عربستان همکاری میکنیم. اما این موضوع کاملا متفاوت است.👇 بهترین راه برای رسیدن به این هدف، دستیابی به یک توافق از طریق مذاکره است.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
🔻 کشف «انگشترهای فضایی» در مقبرههای ۳ هزارسالهدانشمندان در بررسی ۹۱ شیء متعلق به عصر برنز و اوایل عصر آهن که از محوطههای باستانشناسی سراسر یونان به دست آمدهاند، در ۱۳ حلقه و قطعات حلقه، غلظت غیرمعمولی از نیکل پیدا کردند. این ویژگی شیمیایی نشان میدهد که دستکم ۱۰ مورد از این اشیا با احتمال بسیار زیاد از آهن فضایی به دستآمده از شهابسنگها ساخته شدهاند.بیشتر این حلقهها به فاصله زمانی میان قرن هجدهم تا چهاردهم پیش از میلاد تعلق دارند و از مقبرههای مجلل مرتبط با برخی از مهمترین مراکز تمدن میسِنی به دست آمدهاند.تقریباً تمام نمونههای دارای نیکل بالا از مقبرههای مجلل گنبدی و اتاقکی در مراکز مهم تمدن میسِنی، ازجمله میسِنه، دندرا، واثیو و کاکوواتوس، به دست آمدهاند. این مقبرهها به افراد ثروتمند و قدرتمند جامعه عصر برنز تعلق داشتند.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane