🔸کنکور امسال، روایت یک سالِ پر از اضطراب، بلاتکلیفی، جنگ و انتظار!✍آیلین ایرانمنشکنکور برای خیلیها فقط یک آزمون نیست؛ چند سال کامل از زندگی است که ساعتهای خواب، تفریح، مهمانی، دوستی و حتی رابطه با خانواده تحتالشعاع آن بوده است.اما برای داوطلبان کنکور امسال، ماجرا از این هم فراتر بود و فقط درس خواندن نبود.آنها قرار بود طی یک سالی که گذشت برای کنکور آماده شوند، اما در میانه این مسیر، جنگ آمد، اینترنت قطع و مختل شد، مدارس تعطیل شدند و آموزش مجازی جای آموزش عادی را گرفت. کنکور و امتحانات نهایی برای مدتی در هالهای از ابهام قرار گرفتند و دانشآموزی که هر روز از خودش میپرسید «چقدر باید بخوانم؟»، حالا یک سوال بزرگتر داشت: «اصلا کی قرار است امتحان بدهم؟»گزارشهای منتشرشده در ماههای گذشته نشان میدهد دانشآموزان یازدهم و دوازدهم از اختلال اینترنت، آموزش غیرحضوری، تعطیلی مدارس، بلاتکلیفی درباره زمان آزمونها و فشار روانی شدید مخصوصا در دوران جنگ صحبت کردهاند. بعضی از آنها گفتهاند بعد از هفتهها اختلال در روند عادی آموزش، باید برای امتحانات نهایی و سپس کنکور آماده شوند. آن هم در شرایطی که نمرات امتحانات نهایی نقش مهمی در نتیجه کنکور دارند و حتی برای عدم تاثیر قطعی معدل یازدهم بارها اعتراض کردند.اما شاید چیزی که در میانه این اخبار و اعتراضات کمتر دیده شد، اتفاقی بود که در ذهن این نوجوانها میافتاد.ذهن انسان برای تحمل استرس، ظرفیت محدودی دارد. وقتی یک نوجوان همزمان با مسائلی همچون فشار امتحان، نگرانی درباره آینده، مشکلات اقتصادی خانواده، اخبار جنگ، ناامنی و اختلال در زندگی روزمره مواجه است، دیگر نمیتوان انتظار داشت عملکرد تحصیلی او دقیقا شبیه شرایط عادی باشد.در چنین شرایطی گویا پدیده کنکور از آنها فقط درس خواندن نمیخواست. بلکه از داوطلبان طلب آرامش هم میکرد.از آنها میخواست در روزهایی که صدای جنگ و خبرهای نگرانکننده بخشی از زندگیشان شده بود، بنشینند و تست بزنند و درس بخوانند. میخواست در شرایطی که برنامه امتحانات بارها دستخوش تغییر میشد، همچنان انگیزه داشته باشند. میخواست نگران آینده نباشند و همزمان برای آیندهای که تماما به یک آزمون گره خورده بود، بجنگند.و این تناقض بزرگی است.از یک نوجوان میخواهیم در حساسترین سال زندگیاش، بهترین عملکرد تحصیلی را داشته باشد، اما گاهی فراموش میکنیم که او قبل از اینکه «داوطلب کنکور» باشد، یک انسان است.انسانی که میترسد. خسته میشود. گاهی نمیتواند درس بخواند. گاهی از صبح تا شب فقط به آینده فکر میکند. و گاهی حتی از گفتن جمله «دیگر نمیتوانم» هم خجالت میکشد.قبولی در پزشکی، مهندسی، حقوق یا هر رشته دیگری میتواند یک موفقیت بزرگ باشد، اما هیچ رتبهای ارزش آن را ندارد که یک نوجوان احساس کند اگر به آن نرسد، دیگر زندگیاش معنایی ندارد.مسئله فقط خانوادهها نیستند. فقط مدرسه نیست. فقط مشاور نیست. فقط خودط دانشآموز هم نیست. ما با فرهنگی روبهرو هستیم که گاهی به نوجوان یاد میدهد ارزشش را با نمره، رتبه، دانشگاه و رشته تحصیلی اندازه بگیرد.«چند شدی؟»«چه رتبهای آوردی؟»«کجا قبول شدی؟»گاهی همین سؤالهای به ظاهر ساده، برای نوجوانی که ماهها تحت فشار بوده، معنای دیگری پیدا میکنند:«آیا به اندازه کافی خوب بودم؟»و اینجاست که باید چیزی را به داوطلبان امسال یادآوری کرد که شاید در میان تمام فرمولها، تستها، رتبهها و درصدها گم شده باشد:این آزمون، هرچقدر هم مهم باشد، تمام زندگی شما نیست. اگر نتیجه آن چیزی نشد که انتظارش را داشتید، شما شکست نخوردهاید، فقط یک نتیجه مطابق انتظار شما نبوده است.اگر نتوانستید در شرایط جنگ، اضطراب، تعطیلی، اختلال اینترنت و تغییرات مکرر برنامهها به اندازهای که میخواستید درس بخوانید، این به معنای تنبل بودن شما نیست.و اگر امروز خستهاید، شاید چیزی که نیاز دارید یک تست بیشتر نیست، شاید چند ساعت استراحت، یک گفتوگوی امن و شنیدهشدن باشد.پشت هر صندلی کنکور یک رتبه احتمالی نشسته نیست. یک انسان نشسته است. انسانی که یک سال عجیب را پشت سر گذاشته، ترسیده، عقب افتاده، دوباره شروع کرده، منتظر مانده و با وجود همه اینها به این روز رسیده است.شاید مهمترین چیزی که باید در روزهای برگزاری کنکور به این نسل گفت، همین باشد:تو بیشتر از رتبهای هستی که روی کارنامهات نوشته میشود.و هیچ آزمونی نباید آنقدر بزرگ شود که یک نوجوان فراموش کند زندگی، بعد از اعلام نتایج هم ادامه دارد.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane