.📖حکایت و داستان کلینیک آقای مهندس!یک مهندس به دلیل نیافتن شغل مناسب، یک کلینیک باز میکند و یک تاب…
انتشار: 2026/08/14 22:06 UTCدریافت: 2026/08/15 12:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 12:11 UTC
.📖حکایت و داستان کلینیک آقای مهندس!یک مهندس به دلیل نیافتن شغل مناسب، یک کلینیک باز میکند و یک تابلو به این مضمون نصب میکند: درمان بیماری شما با ۵۰ دلار. در صورت عدم موفقیت ۱۰۰ دلار برگشت داده میشود.یک دکتر برای تمسخرِ او و کسب ۱۰۰ دلار به آنجا می رود و میگوید: من حس ذائقهی خود را از دست دادهام. مهندس به دستیار خود میگوید: از داروی شماره ۲۲ سه قطره. دکتر دارو را میچشد، اما آن را تف میکند و میگوید این دارو نیست که گازوییل است!مهندس میگوید شما درمان شدید! و ۵۰ دلار میگیرد.چند روز بعد دکتر برای انتقام بر میگردد و میگوید که حافظهاش را از دست داده است. مهندس به دستیار خود میگوید: از داروی شماره ۲۲ سه قطره. دکتراعتراض میکند که این دارو مربوط به ذائقه است و مهندس میگوید شما درمان شدید و ۵۰ دلار می گیرد.به عنوان آخرین تلاش، دکترچند روز بعد مراجعه میکند و میگوید که بینایی خود را از دست داده است!مهندس میگوید متاسفانه نمیتوانم شما را درمان کنم، این ۱۰۰ دلاری را بگیرید! اما دکتر اعتراض میکند که این یک ۵۰ دلاری است. مهندس میگوید شما درمان شدید و ۵۰ دلار دیگر میگیرد.@tahlilvarasad