اما دلیل محکمتر برای سنجش روایت امروز، به نحوه طرح شکایت بازمیگردد.ایشان امروز مدعی شدند که پیش ا…
انتشار: 2026/08/11 18:45 UTCدریافت: 2026/08/12 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 08:05 UTC
اما دلیل محکمتر برای سنجش روایت امروز، به نحوه طرح شکایت بازمیگردد.ایشان امروز مدعی شدند که پیش از شکایت، با بنده تماس گرفته و از من خواستهاند مستندات ادعاهای مطرحشده را ارائه کنم یا عذرخواهی کنم و چون این اتفاق نیفتاده، شکایت صورت گرفته است.در حالی که از ابتدای مسئولیت آقای قیصوری، ایشان نه به صورت تلفنی، نه حضوری و نه از طریق پیامک، چنین درخواستی از بنده نداشتهاند.پرینت تماسها و پیامکها میتواند به سادگی این واقعیت را روشن کند.اینجانب حتی تا زمان حضور در محضر بازپرس، از دلیل دقیق شکایت اطلاعی نداشتم.در جریان پرونده نیز وکیل دانشگاه با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد:«تا شما را روانه زندان نکنم، ماجرا را رها نخواهم کرد.»اما ظاهراً ایشان فراموش کرده بودند که در کنار قانون، قضات جوان، آگاه، خبره و مسلط به علم قضاوت، وظیفه ذاتی و رسالت رسانه را نیز به خوبی میشناسند.نتیجه نیز روشن بود؛ این پرونده، مانند دیگر پروندههای شکایت از رسانه، در نهایت به قرار منع تعقیب منجر شد.بنابراین، مسئله اصلی امروز نه دفاع از یک رسانه و نه حمله به یک مدیر است؛ مسئله، ضرورت صداقت در روایت اتفاقاتی است که رخ دادهاند.از ریاست محترم دانشگاه، که ایشان را انسانی آزاده، اخلاقمدار و نترس میدانم، انتظار میرفت در بیان آنچه اتفاق افتاده، ولو اینکه به زیان خودشان تمام شود، جانب حقیقت را میگرفتند.انتظار میرفت حتی اگر قرار بود به قیمت از دست دادن جایگاهی باشد که به زعم خودشان هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند، در تبیین چرایی شکایت از یک رسانه، حتی یک کلمه نیز از واقعیت فاصله نگیرند.آقای دکتر!مدیری که میگوید برای پست و مقام نه به کسی آویزان میشود و نه حاضر است برای حفظ آن، سخنی برخلاف اعتقاداتش بر زبان بیاورد، بیش از هر کس دیگری باید بداند که صداقت، زمانی معنا پیدا میکند که گفتن حقیقت، حتی به زیان خود انسان تمام شود.پس آقای دکتر، با همه ارادتی که به شخصیت و جایگاه شما دارم،اوصیکم بالصدق!چرا که شاید یک روایت، یک شکایت یا حتی یک مقام مدیریتی روزی به پایان برسد؛ اما آنچه باقی میماند، حقیقت رفتار ما و قضاوت افکار عمومی درباره آن است.@tabnakilam

