رمانهای احساساتی دههی شصت و هفتاد را نمیتوان فقط با معیار ادبیات جدی، آثار زرد و کمارزش دانست.…
انتشار: 2026/08/08 21:04 UTCدریافت: 2026/08/12 01:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 01:45 UTC
رمانهای احساساتی دههی شصت و هفتاد را نمیتوان فقط با معیار ادبیات جدی، آثار زرد و کمارزش دانست. این رمانها در جامعهای که بیان آشکار عشق و میل شخصی، بهویژه برای زنان، با محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی روبهرو بود، گاهی پناهگاه تخیل بودند؛ جایی که عشق،…تبارشناسی تخیل عامهپسند در رمان پیرزاد رمان «چراغها را من خاموش میکنم» را میتوان از تبار همان رمانهای احساساتی و عامهپسند دانست، اما با یک جابهجایی مهم: در رمان زرد، عشق اغلب موضوعِ مستقیمِ تخیل و پناهگاه میل بود؛ در رمان پیرزاد، همان تخیل به درون زندگی روزمره و هویت زنانه منتقل میشود.آنچه در رمانهای احساساتی به صورت رؤیای عشقِ دیگر و زندگیِ دیگر ظاهر میشد، در پیرزاد به پرسش از امکانِ زندگیِ دیگری تبدیل میشود.بنابراین پیوند پیرزاد با رمان زرد، در سطحِ فرم و ارزش ادبی نیست، بلکه در تبارشناسی تخیل است: تخیلی که زمانی در ادبیات عامهپسند پناهگاه تابوشکنی بود، در رمان پیرزاد به آگاهی از میل، انتخاب و امکانِ زندگی بدیل ارتقا مییابد.سینا جهاندیده@tabarshenasi_ketab




