گذار از نقدِ قضایی به نقدِ ارتباطی نقد ادبی و دگرگونی عقلانیت در جامعه ✍سینا جهاندیده یکی از ریشهد…
انتشار: 2026/07/29 10:52 UTCدریافت: 2026/08/01 08:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 08:47 UTC
گذار از نقدِ قضایی به نقدِ ارتباطی نقد ادبی و دگرگونی عقلانیت در جامعه ✍سینا جهاندیده یکی از ریشهدارترین سوءتفاهمها دربارهی نقد ادبی، یکی گرفتن «نقد» با «داوری» است. هنوز هم در بسیاری از محافل ادبی، منتقد کسی تلقی میشود که باید در پایان خواندن یک اثر،…در اینجا تفاوت بنیادین میان نقد قضایی و نقد ارتباطی آشکار میشود. نقد قضایی میخواهد گفتوگو را با صدور حکم پایان دهد؛ نقد ارتباطی میکوشد گفتوگو را تداوم بخشد. نقد قضایی، حقیقت را در اختیار منتقد میبیند؛ نقد ارتباطی، حقیقت را حاصل گردش استدلالها و خوانشها میداند. نقد قضایی، منتقد را مرجع میکند؛ نقد ارتباطی، او را میانجی میسازد. منتقد، معلمی نیست که متن را تصحیح کند و نه قاضیای که درباره آن رأی صادر کند. او واسطهای است میان متن و جامعه خوانندگان؛ کسی که امکان دیدن آنچه را پیشتر دیده نمیشد، فراهم میکند. ارزش یک نقد نیز نه در تعداد احکام قطعی آن، بلکه در توانایی آن برای گشودن افقهای تازه فهم و برانگیختن گفتوگوهای تازه است.از این رو، گذار از نقد قضایی به نقد ارتباطی، تنها دگرگونی یک روش در نقد ادبی نیست؛ بلکه نشانه گذار از یک صورت عقلانیت به صورت دیگری از عقلانیت است. جامعهای که نقد را به گفتوگو بدل میکند، به تدریج در سیاست، فرهنگ و زندگی اجتماعی نیز از منطق حکم به منطق استدلال نزدیک میشود. نقد ادبی، در این معنا، نه حاشیه فرهنگ، بلکه یکی از نهادهای بنیادین شکلگیری فرهنگ گفتوگو است.شاید رسالت منتقد نیز دقیقاً از همینجا آغاز شود: نه اینکه آخرین سخن را بگوید، بلکه چنان سخن بگوید که سخنهای بیشتری امکان ظهور پیدا کنند. زیرا نقد، زمانی به وظیفه تاریخی خود وفادار است که به جای بستن معنا، امکانهای تازه فهم را بگشاید؛ و به جای تولید اطاعت، فرهنگ گفتوگو را بیافریند.@tabarshenasi_ketab



