🔴 انتقام؛ ابرگفتمانِ ایران معاصر✍سینا جهاندیده اگر بخواهیم تنها یک واژه را برای توصیف فضای روانی و…
انتشار: 2026/07/24 09:08 UTC
🔴 انتقام؛ ابرگفتمانِ ایران معاصر✍سینا جهاندیده اگر بخواهیم تنها یک واژه را برای توصیف فضای روانی و سیاسی ایران امروز انتخاب کنیم، شاید هیچ واژهای به اندازهی «انتقام» گویا نباشد. کافی است رسانههای رسمی، شبکههای اجتماعی، گفتوگوهای روزمره یا جدالهای سیاسی را مرور کنیم؛ گویی جامعه در وضعیتی دائمی از انتظار انتقام به سر میبرد. در سالهای اخیر، بهویژه پس از کشته شدن برخی فرماندهان و چهرههای بلندپایه، گفتمان رسمی نیز بارها مفهوم «انتقام» را به مرکز روایت سیاسی خود آورده است. در سوی دیگر، مخالفان حکومت نیز زبان خود را بر محور انتقام، حذف و مجازات بنا میکنند. گویی دو سوی میدان، با وجود همهی اختلافها، در یک نقطه به هم میرسند: انتقام.از همینجا میتوان گفت که انتقام دیگر یک احساس فردی نیست؛ بلکه به «ابرگفتمان» جامعهی ایران تبدیل شده است. ابرگفتمانی که از سیاست تا فرهنگ، از رسانه تا زبان روزمره، همه چیز را سازمان میدهد.کارل اشمیت سیاست را بر تمایز «دوست» و «دشمن» بنا میکرد. از نظر او، سیاست زمانی آغاز میشود که دیگری نه رقیب، بلکه دشمنی تلقی شود که حذف او شرط بقای ماست. اگر این نظریه را بر ایران امروز تطبیق دهیم، خواهیم دید که بسیاری از نزاعهای اجتماعی دیگر بر سر حقیقت یا مصلحت نیستند؛ بلکه بر محور دشمن شکل میگیرند. هر گروه، هویت خود را با ساختن دشمن تثبیت میکند و بدون دشمن، گویی انسجام خود را از دست میدهد. اما اشمیت تنها نیمی از ماجرا را توضیح میدهد. رنه ژیرار گام دیگری برمیدارد. او معتقد است که خشونت، اگر مهار نشود، جامعه را به جنگ همه علیه همه میکشاند. برای جلوگیری از این فروپاشی، جوامع یک «قربانی» میآفرینند؛ کسی یا گروهی که همهی خشمها بر او متمرکز شود. این همان چیزی است که ژیرار آن را «خشونت مقدس» مینامد. خشونتی که خود را نه خشونت، بلکه عدالت، وظیفه یا رستگاری معرفی میکند.در چنین وضعیتی، انتقام دیگر یک واکنش شخصی نیست؛ آیینی جمعی است. جامعه برای حفظ انسجام خود، پیوسته به قربانی تازهای نیاز دارد. هر بحران، دشمن تازهای تولید میکند و هر دشمن، انتقامی تازه را ضروری جلوه میدهد.نیچه این وضعیت را «رسانتیمان» مینامد؛ اخلاقی که نه از آفرینندگی، بلکه از کینه تغذیه میکند. انسانی که در چرخهی رنج و ناتوانی گرفتار میشود، به جای خلق ارزشهای تازه، زندگی خود را بر نفی دیگری بنا میکند. او دیگر نمیپرسد «چه چیزی درست است؟» بلکه میپرسد «از چه کسی باید انتقام گرفت؟»شاید به همین دلیل است که فضای مجازی ایران تا این اندازه مستعد توهین، تحقیر، فحاشی و حذف است. رکاکت زبانی صرفاً نشانهی ضعف اخلاقی افراد نیست؛ بلکه نشانهی غلبهی گفتمانی است که در آن، دیگری پیش از آنکه مخاطب گفتوگو باشد، دشمنی است که باید شکست بخورد. زبان، از ابزار ارتباط، به ابزار مجازات تبدیل میشود.در چنین فضایی، عدالت نیز بهآرامی جای خود را به انتقام میدهد. عدالت میکوشد قانون را جایگزین احساس کند؛ اما انتقام، احساس را جایگزین قانون میکند. عدالت آینده را میسازد، اما انتقام همواره اسیر گذشته است.شاید مهمترین بحران ایران امروز نه اقتصادی باشد و نه حتی سیاسی؛ بلکه بحرانِ اقتصادِ عاطفه باشد. جامعهای که خشم، کینه و انتقام، سرمایهی اصلی گردش احساسات در آن شده است، به تدریج توانایی گفتوگو، مدارا و آفرینش را از دست میدهد.اگر روزی بخواهیم از این چرخه بیرون بیاییم، پیش از هر اصلاح سیاسی باید از منطق دوست و دشمن فاصله بگیریم، از خشونت مقدس عبور کنیم و اخلاق رنجورِ انتقام را با اخلاق آفرینندگی جایگزین سازیم. زیرا جامعهای که آیندهی خود را بر انتقام بنا کند، ناگزیر گذشته را بارها و بارها تکرار خواهد کرد.@tabarshenasi_ketab



