برای جلاد شریک نتراشیدجمهوری اسلامی و مامورانش میکوشند برای کشتار جنایتکارانه ۱۸ و ۱۹ دیماه شریک…
انتشار: 2026/08/03 21:53 UTCدریافت: 2026/08/06 13:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 13:42 UTC
برای جلاد شریک نتراشیدجمهوری اسلامی و مامورانش میکوشند برای کشتار جنایتکارانه ۱۸ و ۱۹ دیماه شریک پیدا کنند. چون وقتی نمیتوان اصل جنایت را پنهان کرد، باید مسئولیتش را مثل قبض رستوران میان همه تقسیم کرد: کمی آمریکا، کمی اسرائیل، مقداری هم پادشاهیخواهان و رسانههای مستقل؛ فقط کسی نپرسد اسلحه دست چه کسی بود.کسانی که مسئولیت جمهوری اسلامی را انکار میکنند یا میکوشند از وزن آن بکاهند، دانسته یا ندانسته، در عملیات تطهیر رژیم مشارکت دارند. برای همکاری با حکومت لازم نیست حتما حقوقبگیر وزارت اطلاعات باشید؛ گاهی کافی است درست وقتی نام قاتل مطرح میشود، عینک تحلیل به چشم بزنید و دنبال «ریشههای پیچیده ماجرا» بگردید. و البته عددسازیهای نظام برای جاویدنامهای انقلاب ملی را باور کنید و چوب طلا بدست بگیرید و البته بر سر خود بکوبید.طرفداران خجالتی رژیم معمولا میگویند: «بله، ما هم انتقادهایی به جمهوری اسلامی داریم، اما...»همین «اما» ماشین لباسشویی اصلاحطلبان و مالهکشان است؛ جنایت را خونآلود تحویل میگیرد و با دور تند «شرایط حساس کنونی» و «نباید جامعه را دوقطبی کرد» تمیز پس میدهد.اصلاحطلب حکومتی همواره مخالف کشتار است، مشروط به اینکه نام قاتل گفته نشود. با اعدام مخالف است، اما درباره «زمینههای امنیتی پرونده» سوال دارد. از مردم حمایت میکند، اما زمان اعتراض را مناسب نمیداند. با اصل جمهوری اسلامی مشکلی ندارد؛ فقط آرزو میکند جلاد هنگام کشتن لبخند بزند، حکم را با فونت زیباتری چاپ کند و پیش از شلیک یک میزگرد درباره گفتوگوی ملی برگزار شود.چپ محور مقاومتی نیز طبق معمول ابتدا قربانی را بازجویی میکند: چرا اعتراض کردی؟ چرا آن شعار را دادی؟ چرا پرچم شیر و خورشید داشتی؟ چرا شاهزاده رضا پهلوی را قبول داری؟ چرا اسرائیل را محکوم نکردی؟ در دستگاه فکری این جماعت، مامور مسلح همیشه «واکنش» نشان میدهد و جوان بیدفاع باید توضیح دهد چرا کاری کرده که اسلحه ناراحت شود.نه! جمهوری اسلامی به دلیل یک فراخوان یا یک رسانه مردم را نکشت. کشت چون بقای خود را در کشتن ایرانیان دید. فرمان را حکومت داد، ماشه را نیروهای حکومت کشیدند و دستگاه تبلیغاتی حکومت برای دفن حقیقت به حرکت درآمد. مسئولیت این جنایت را نمیتوان با چند واحد درسی از مارکس و یک میزگرد درباره امپریالیسم سبکتر کرد.سیاست خارجی هر رژیم توتالیتر ادامه سیاست داخلی آن است. حکومتی که در داخل با زندان، گلوله و چوبه دار حکومت میکند، پشت مرز ناگهان کبوتر صلح نمیشود. جمهوری اسلامی در داخل ایرانی میکشد و در خارج تروریسم صادر میکند؛ اینها دو سیاست جداگانه نیستند، دو شیفت کاری یک کارخانهاند.تفکیک میان «جمهوری اسلامی بد در داخل» و «جمهوری اسلامی مقاوم در خارج» همان قدر مضحک است که بگوییم با دست راست جلاد مخالفیم، اما دست چپش چون ضد امپریالیستی است، قابل احترام است. هر دو دست به گلوی ایران چسبیدهاند.تحلیل با همدستی تفاوت دارد. تحلیل علتها را بررسی میکند، اما قاتل و قربانی را کنار هم روی صندلی متهم نمینشاند. هر کس جمله «جمهوری اسلامی مردم را کشت» را با یک «اما» ادامه دهد، در حال باز کردن در پشتی دادگاه برای فرار جلاد است.کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سوءتفاهم، حادثه یا واکنش نبود؛ تصمیم حکومتی بود که برای ماندن، ایران را میکشد. مسئولیت آن کامل و مستقیم بر عهده جمهوری اسلامی، آمران، عاملان و همه کسانی است که هنوز با سطل و تی اصلاحات و محور مقاومت دنبال پاککردن خون از عبای نظام میگردند.#انقلاب_شیر_و_خورشید #انقلاب_ملی_ایران #ایران_را_پس_میگیریمکامیار بهرنگ@supape_tel

