🔹چرا واشنگتن همچنان در فهم ایران دچار خطاست؟✍رویا ایزدی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه رودآیلندوي در…
انتشار: 2026/08/09 05:43 UTCدریافت: 2026/08/10 13:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 13:11 UTC
🔹چرا واشنگتن همچنان در فهم ایران دچار خطاست؟✍رویا ایزدی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه رودآیلندوي در یادداشتی به تاریخ هفتم آگوست ۲۰۲۶ نوشت که یکی از دلایل اصلی شکست پیشبینیهای واشنگتن درباره فروپاشی جمهوری اسلامی، برداشت نادرست از ماهیت نظام سیاسی ایران است. او معتقد است آمریکا و اسرائیل دو خطای اساسی مرتکب شدهاند: نخست، صدای مخالفان جمهوری اسلامی در میان ایرانیان خارج از کشور را با افکار عمومی داخل ایران یکی گرفتهاند؛ دوم، جمهوری اسلامی را شبیه رژیمهای شخصمحور و شکنندهای مانند عراق صدام حسین یا لیبی قذافی تصور کردهاند که با حذف رهبر، کل ساختار قدرت نیز فرو میپاشد.جمهوری اسلامی را باید یک "رژیم اقتدارگرای رقابتی پس از انقلاب" دانست. این تمایز مهم است، زیرا جمهوری اسلامی برخلاف بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا که محصول کودتای نظامی بودهاند، از یک انقلاب اجتماعی گسترده متولد شده است. انقلاب ۵۷ میلیونها ایرانی از گروههای اجتماعی مختلف را بسیج کرد و در جریان آن، سازمانها، شبکهها و تعهدات ایدئولوژیک شکل گرفتند. این میراث انقلابی باعث شده جمهوری اسلامی از نفوذ اجتماعی و انسجام نهادی قابلتوجهی برخوردار باشد. نویسنده با اشاره به نمونههایی مانند چین، کوبا و ویتنام استدلال میکند که رژیمهای انقلابی، علیرغم عملکرد اقتصادی ضعیف یا فشار خارجی، معمولاً از مقاومترین انواع رژیمهای سیاسی هستند.یکی از مهمترین منابع تابآوری جمهوری اسلامی، ظرفیت سازماندهی و بسیج سیاسی آن است. حکومت طی بیش از چهار دهه شبکه گستردهای از سازمانها و نهادها ایجاد کرده که در مساجد، دانشگاهها، دستگاه اداری و سایر ساختارهای اجتماعی ریشه دارند. این شبکهها امکان بسیج سریع حامیان حکومت در شرایط بحرانی را فراهم میکنند؛ از برگزاری راهپیمایی و مراسم عمومی گرفته تا واکنش به اعتراضات ضدحکومتی. پس از اعتراضات مهم سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۹، ۲۰۱۸، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ژانویه ۲۰۲۶، تجمعات گسترده حامیان حکومت نیز در نقاط مختلف کشور برگزار شده است. بنابراین وجود اعتراضات گسترده، بهتنهایی به معنای فقدان هرگونه پایگاه اجتماعی برای حکومت نیست.یادداشت برای این ادعا به دادههای نظرسنجی نیز استناد میکند. بر اساس یک نظرسنجی ملی که نویسنده در سال ۲۰۲۴ انجام داده، تنها ۳۰ درصد پاسخدهندگان از تغییر رژیم حمایت میکردند، در حالی که ۵۷ درصد خواهان اصلاحات تدریجی و ۱۳ درصد خواهان حفظ وضع موجود بودند.نکته مهم دیگر این است که تهدید خارجی میتواند نتیجهای معکوس با انتظار آمریکا داشته باشد. بنابراین فرض اینکه حمله نظامی خارجی موجب شود مردم ایران علیه حکومت خود قیام کنند و کار فروپاشی آن را تکمیل کنند، از نظر تجربی و نظری قابل اتکا نیست.عامل دوم تابآوری جمهوری اسلامی، ساختار نهادی پیچیده آن است. نویسنده هشدار میدهد که نباید جمهوری اسلامی را صرفاً یک رژیم شخصمحور تحت کنترل رهبر تصور کرد. اگرچه رهبر عالیترین مقام سیاسی و مذهبی و فرمانده کل نیروهای مسلح است، اما تصمیمگیری در ایران از طریق شبکهای از نهادهای رسمی و غیررسمی انجام میشود: نهادهای انتخابی، نهادهای نظارتی، جناحهای سیاسی رقیب، ساختار امنیتی، روحانیت و یک بوروکراسی گسترده همگی در این فرآیند نقش دارند. حتی رهبران جمهوری اسلامی نیز در طول تاریخ نظام ناچار بودهاند میان این نیروها و منافع متعارض موازنه برقرار کنند.انتخابات آزاد و عادلانه به معنای متعارف وجود ندارد، زیرا شورای نگهبان نامزدها را پیش از ورود به رقابت بررسی میکند؛ اما انتخابات، بهویژه در سطح مجلس، همچنان کاملاً بیمعنا نیستند و امکان رقابت و پاداش یا مجازات سیاسی نمایندگان را فراهم میکنند. این پیچیدگی نهادی باعث میشود قدرت سیاسی در یک فرد متمرکز نباشد و با حذف یک رهبر، کل نظام الزاماً از بین نرود. به تعبیر یادداشت، نهادها به گونهای ساخته شدهاند که تداوم رهبری و بازتولید ساختار قدرت را امکانپذیر کنند.برای فهم رفتار نیروهای نظامی ایران نباید صرفاً از الگوی متعارف غربی روابط غیرنظامیان و ارتش استفاده کرد. در سنت شیعی، رابطه رهبر و جامعه صرفاً یک رابطه اداری و سلسلهمراتبی نیست، بلکه میتواند با مفاهیمی مانند هدایت، حمایت، وفاداری و مسئولیت اخلاقی همراه شود. مفهوم ولایت در نظریه ولایت فقیه نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. @su_ghot

