می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت. روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مرد…
انتشار: 2026/07/31 12:48 UTCدریافت: 2026/08/15 02:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:14 UTC
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت. روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد. هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است: خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما. اندکی اندیشه کرد، سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند، دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد. دزد کیسه در پاسخ گفت: صاحب کیسه باور داشت که دعا ، دارایی او را نگهبان است. او با این دعا به خدا باور قلبی دارد. من دزدِ دارایی او بودم نه دزدِ دین او... اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد. آن گاه من دزد باورهای او هم بودم. و این دور از انصاف است! کاری نکنید که آدمها باورشان سست شود...@startingover