اتاقِ بستهای که زمان را نگه داشتشهرِ جفرسون، سالها از پشتِ پنجرهها، «خانم امیلی» را تماشا کرده ب…
انتشار: 2026/08/19 09:43 UTCدریافت: 2026/08/19 19:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 19:35 UTC
اتاقِ بستهای که زمان را نگه داشتشهرِ جفرسون، سالها از پشتِ پنجرهها، «خانم امیلی» را تماشا کرده بود. خانهای بزرگ و رو به زوال، با دیوارهایی که گردِ زمان بر آنها نشسته بود. وقتی او درِ خانه را به روی شهر بست، مردم حدس میزدند، شایعه میساختند و قضاوت میکردند.اما فاکنر، با آن قلمِ وهمآلودِ جنوبیاش، صحنهی نهایی را در اتاقی که دههها باز نشده بود، میسازد. وقتی در شکسته میشود و قفلِ زنگزده میافتد، حقیقتِ عریانِ تنهاییِ امیلی، روی تختِ خوابِ غبارگرفته، مثلِ یک پتک فرود میآید.فاکنر استادِ این است که نشان دهد جنوبِ آمریکا، فقط جغرافیایِ مکان نیست؛ جغرافیایِ «رازهای دفنشده» است.گاهی آدمها، برای اینکه نگذارند زمان آنها را ببرد، به چیزی چنگ میزنند که مدتهاست مرده است...-«گل سرخی برای امیلی»؛ ویلیام فاکنر@SoulofDream✅