حکایت 2⃣1⃣6⃣ 📌عیارِ خرد در کلام خاتم رُسُل صلی الله علیه و آله مردی مسیحی از اهالی نجران به مدینه آ…
انتشار: 2026/08/12 02:40 UTCدریافت: 2026/08/15 01:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:42 UTC
حکایت 2⃣1⃣6⃣ 📌عیارِ خرد در کلام خاتم رُسُل صلی الله علیه و آله مردی مسیحی از اهالی نجران به مدینه آمد . آن مرد صاحب بیانی شیوا و با وقار و پُر هیبت بود . شخصی عرض کرد : ای رسول خدا، این مسیحی چقدر #عاقل است! پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله به او نهیب زد و فرمود:« مهْ إِنَّ اَلْعَاقِلَ مَنْ وَحَّدَ اَللَّهَ وَ عَمِلَ بِطَاعَتِهِ خاموش باش ! همانا عاقل _ واقعی _ کسی است که خداوند متعال را یکتا بداند و او را #اطاعت کند » .🗂منبع :تحف العقول ، ص ۵۴#معرفت_خدا#اطاعت#بندگی#عاقل#عمل#عقل#تقوا📜@sofre_ye_del
پستهای تلگرام — سفره ی دل
Channel photo updated
حکایت 1⃣1⃣6⃣ تفسیر قرآن ➖ رجوع به اهل بیت علیهم السلام 🟰 هلاکت #زید_شحام میگوید : روزی #قتادة_بن_دعامه بر #امام_باقر علیهالسلام وارد شد.حضرت فرمود: ای قتاده! آیا تو فقیه مردم بصره هستی؟قتاده گفت : چنین می گویند .امام باقر علیهالسلام فرمود: به من خبر رسیده است که تو #تفسیر_قرآن میکنی.قتاده گفت: بله.امام علیهالسلام فرمود: آن را از روی #علم تفسیر میکنی یا از روی #جهل و نادانی؟قتاده گفت: نه، بلکه با علم تفسیر میکنم.حضرت فرمود: اگر آن را با علم تفسیر میکنی، پس تو برای خودت جایگاه و مقامی داری؛ و من از تو سؤالی میپرسم.قتاده گفت: بپرس.امام علیه السلام فرمود: مرا از _معنای_ این سخن خداوند عزوجل در سوره سبأ آگاه کن که میفرماید: { وَ قَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَ أَيَّامًا آمِنِينَ و سیر و سفر را در آن سامان دادیم؛ شبها و روزها در آن با ایمنی سفر کنید }*قتاده گفت: منظور کسی است که با توشه ی حلال، مرکب حلال و کرایه ی حلال از خانهاش خارج شود و قصد زیارت خانه ی خدا را داشته باشد؛ چنین کسی در امنیت است تا زمانی که به سوی خانوادهاش بازگردد.امام باقر علیهالسلام فرمود: ای قتاده! تو را به خدا قسم میدهم، آیا میدانی که گاهی مردی با توشه، مرکب و کرایه ی حلال از خانهاش به قصد این خانه (کعبه) خارج میشود، اما راهزنها راه را بر او میبندند و خرجیاش از بین میرود و علاوه بر آن ضربتی میخورد که باعث نابودی و هلاکت او میشود؟قتاده گفت: _ راست می گویی _ به خدا قسم همینطور است .امام باقر علیهالسلام فرمود: وای بر تو ای قتاده! اگر قرآن را از پیش خود تفسیر کردهای، قطعاً هلاک شدهای و دیگران را هم به هلاکت انداختهای؛ و اگر آن را از مردمان دیگر فراگرفتهای، باز هم هلاک شدهای و دیگران را نیز ، هلاک کردهای.وای بر تو ای قتاده! منظورِ این آیه کسی است که از خانهاش با توشه، مرکب و کرایهای حلال خارج شود و قصد این خانه را کند، در حالی که به حقِ ما اهل بیت علیهم السلام #معرفت و شناخت داشته باشد و قلبش به ما گرایش داشته باشد و ما را دوست بدارد ، همانطور که خداوند عزوجل در قرآن _ از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام فرموده است : { فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن }**خداوند در این آیه ی سوره ی ابراهیم خودِ کعبه را قصد نکرده است که بفرماید «إِلَیهِ» (به سوی آن - مفرد)، _ بلکه فرموده است : «إلیهم» به سوی آنها - جمع].سپس فرمود :« فَنَحْنُ وَ اَللَّهِ دَعْوَةُ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلَّتِي مَنْ هَوَانَا قَلْبُهُ قُبِلَتْ حَجَّتُهُ وَ إِلاَّ فَلاَ يَا قَتَادَةُ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ كَانَ آمِناً مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِبه خدا قسم ، ما همان دعای ابراهیم علیهالسلام هستیم که هر کس قلبش به سوی ما گرایش یابد، #حج او پذیرفته میشود وگرنه پذیرفته نیست. ای قتاده! پس اگر کسی #ولایت ما را داشته باشد، در روز قیامت از #عذاب جهنم در امان خواهد بود » .قتاده گفت: به خدا قسم که از این پس آن آیه را جز اینگونه تفسیر نخواهم کرد.امام باقر علیهالسلام [در پایان] فرمود: وای بر تو ای قتاده! جز این نیست که قرآن را تنها کسی میفهمد و میشناسد که مخاطب آن قرار گرفته است . ( یعنی تنها پیامبر اکرم و اهل بیت ایشان علیهمالسلام)*سوره سبأ ، آیه ۱۸** سوره ابراهیم ، آیه ۳۷🗂منبع :کافی ، ج ۸ ، ص ۳۱۱#اهل_بیت_علیهمالسلام #معرفت_امام #قبولی_اعمال#تفسیر_قرآن #گمراهی#هلاکت#محبت#ولایت#عذاب#جهنم#فقیه#جهل#علم#حج📜@sofre_ye_del
حکایت0⃣1⃣6⃣ ⚠️ دینداریِ افراطی و خودساخته⚠️#حمزه_بن_عمران می گوید :چند کنیز (خدمتکار زن) داشتم که همراه آنها وارد شهر مدینه شدم. _ عادت من این بود که _ هرگاه برای انجام کارهایم از خانه بیرون میرفتم، آنها را داخل خانه میبردم و در را به رویشان قفل میکردم.روزی به محضر #امام_صادق علیهالسلام رسیدم و ماجرا را به ایشان خبر دادم.حضرت فرمود : « وَ يُشَارُّ اَلرَّجُلُ عَلَی مَا لاَ يَرَی أَمَا إِنَّهُنَّ إِنْ يَظْلِمْنَكَ فِي أَنْفُسِهِنَّ خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ تَظْلِمَهُنَّ . آیا آدمی به خاطر چیزی که ندیده است، نزاع و سختگیری میکند؟ آگاه باش! اگر آنها در حقِ خودشان به تو ستم کنند ( و پنهانی مرتکب خطا یا خیانتی شوند)، برای تو بهتر از آن است که تو به آنها #ظلم کنی _ و با حبس کردن و بدگمانیِ بیدلیل، حقشان را ضایع کنی _ » .🗂منبع :مشکاة الأنوار في غرر الأخبار ، ص ۲۳۷#حمل_به_صحت#آداب_معاشرت #همسرداری#سوء_ظن #بد_گمانی#ظلم📜@sofre_ye_del
حکایت9⃣0⃣6⃣ 💟🥺 تو اگر پناهِ مایی ، چه غم از زمانه ما را چه غمی اگر که با ما ، نکند کسی مدارا 💟🥺ابو محمد حسن بن محمد بن یحیی علوی (برادرزادهی طاهر) در بغداد، سمت بازار پنبهفروشان در خانهی خودش به ما خبر داد و گفت:ابوالحسن علی بن احمد بن علی عقیقی در سال دویست و نود و هشت در بغداد نزد علی بن عیسی بن جراح که در آن زمان وزیر بود رفت تا دربارهی مزرعه ی خود با او صحبت کند و از او درخواستی کرد.وزیر به او گفت: بستگان تو در این شهر زیادند؛ اگر بخواهیم هرچه از ما میخواهند به آنها بدهیم، کار به درازا میکشد! عقیقی به او گفت: پس من می روم و از کسی #حاجت خود را می خواهم که برآورده کردن حاجتم در دست اوست.علی بن عیسی پرسید: او کیست؟عقیقی پاسخ داد: خداوند عزوجل و با حالت خشم از آنجا بیرون رفت.عقیقی میگوید: پس بیرون آمدم در حالی که با خود میگفتم: در _ پناه _ خداوند، برای هر چیزِ از دسترفتهای تسلایی، و برای هر مصیبتی جبرانی وجود دارد.میگوید: پس بازگشتم. آنگاه فرستادهای از جانب #حسین_بن_روح ( حسین بن روح نوبختی ، نایب سوم امام زمان علیه السلام در دوران غیبت صغری بود . ) نزد من آمد و من از اتفاقی که افتاده بود به او شکایت کردم. آن فرستاده از پیش من رفت و پیام مرا به حسین بن روح رساند. سپس همان فرستاده با صد درهم – که هم از نظر تعداد و هم از نظر وزن دقیقاً صد درهم بود – و یک دستمال و مقداری حنوط و کفن نزد من آمد.و به من گفت: « مَوْلاَكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ إِذَا أَهَمَّكَ أَمْرٌ أَوْ غَمٌّ فَامْسَحْ بِهَذَا اَلْمِنْدِيلِ وَجْهَكَ فَإِنَّ هَذَا مِنْدِيلُ مَوْلاَكَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ خُذْ هَذِهِ اَلدَّرَاهِمَ وَ هَذَا اَلْحَنُوطَ وَ هَذِهِ اَلْأَكْفَانَ وَ سَتُقْضَی حَاجَتُكَ فِي لَيْلَتِكَ هَذِهِ .مولایت _ #امام_زمان علیهالسلام _ به تو سلام میرساند و به تو میفرماید: هرگاه #گرفتاری مهمی پیش آمد یا غم و #اندوهی تو را فرا گرفت، این دستمال را به صورت خود بکش، چرا که این دستمالِ مولای تو (علیهالسلام) است. و این درهمها و این حنوط و این کفنها را بگیر، که حاجت تو در همین امشب برآورده خواهد شد » .🗂منبع :کمال الدين و تمام النعمة ، ج ۲، ص ۵۰۵#امام_زمان_علیهالسلام #دست_گیری#گره_گشایی#گرفتاری#حاجت#اندوه#تبرک#دعا📜@sofre_ye_del
حکایت 8⃣0⃣6⃣ 💔 ای هشت جد تو همه سلطان همه کریم تا هفت جدّم اند گدایان خانه زاد 💔#محمد_بن_سهل میگوید:من در #مکه مقیم بودم، سپس به #مدینه رفتم و به محضر #امام_جواد علیهالسلام شرفیاب شدم. قصد داشتم از ایشان لباسی درخواست کنم تا به من بپوشانند و به آن #تبرک بجویم، اما فرصت و قسمت نشد که از ایشان بخواهم؛ تا اینکه با ایشان خداحافظی کردم و قصد خروج از مدینه را داشتم.با خود گفتم: نامهای به ایشان مینویسم و درخواستم را مطرح میکنم . محمد بن سهل میگوید: نامه را خطاب به ایشان نوشتم، سپس به مسجد پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله رفتم تا دو رکعت نماز بخوانم و صد مرتبه از خداوند طلب خیر کنم؛ _با خود عهد کردم _ اگر به دلم افتاد که نامه را برایشان بفرستم، آن را میفرستم و در غیر این صورت، آن را پاره میکنم.پس این کار را [نماز و طلب خیر را] انجام دادم و به دلم افتاد که این کار را نکنم و نامه را نفرستم . در نتیجه، نامه را پاره کردم و از مدینه خارج شدم.در همین حال و در مسیر حرکت بودم که ناگهان شخصی را دیدم که لباس هایی در بقچه به همراه داشت و از میان قطارِ _ شترانِ کاروان _ عبور میکرد و سراغ محمد بن سهل قمی را میگرفت، تا اینکه به من رسید.آن فرستاده گفت: « مَوْلاَكَ بَعَثَ إِلَيْكَ بِهَذَا وَ إِذَا مُلاَءَتَانِمولایت این را برای تو فرستاده است ! و دیدم که دو قطعه پارچه است».احمد بن محمد [راوی حدیث از محمد بن سهل] میگوید:خداوند متعال چنین مقدر کرد که وقتی محمد بن سهل از دنیا رفت، من او را غسل دادم و در همان دو قطعه پارچه کفن کردم.🗂منبع :الخرائج و الجرائح ، ج ۲، ص ۶۶۸#رأفت_امام#علم_غیب#سخاوت#تبرک📜@sofre_ye_del
حکایت 7⃣0⃣6⃣ 🥹 عزت سرای ماست عزا خانه شما با گریه بر تو بود عزیز خدا شدیم 🥹#زید_شحام می گوید :ما گروهی از اهالی کوفه نزد #امام_صادق علیه السلام بودیم که #جعفر_بن_عفان وارد شد . حضرت او را به خود نزدیک کرد و در کنار خویش نشاند. سپس فرمود : ای جعفر !عرض کرد: درخدمتم ، خدا مرا فدای شما گرداند.حضرت فرمود: به من خبر رسیده است که تو درباره ی #امام_حسین علیه السلام #شعر میگویی و این کار را خوب انجام می دهی .عرض کرد: بله، خدا مرا فدایتان کند.حضرت فرمود: بخوان.جعفر برای آن حضرت و کسانی که پیرامون ایشان بودند شعر خواند، تا جایی که #اشکهای حضرت بر روی صورت و محاسن ایشان جاری شد.سپس فرمود: « يَا جَعْفَرُ وَ اَللَّهِ لَقَدْ شَهِدَكَ مَلاَئِكَةُ اَللَّهِ اَلْمُقَرَّبُونَ هَاهُنَا يَسْمَعُونَ قَوْلَكَ فِي اَلْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) وَ لَقَدْ بَكَوْا كَمَا بَكَيْنَا أَوْ أَكْثَرَ، وَ لَقَدْ أَوْجَبَ اَللَّهُ تَعَالَی لَكَ يَا جَعْفَرُ فِي سَاعَتِهِ اَلْجَنَّةَ بِأَسْرِهَا وَ غَفَرَ اَللَّهُ لَكَ .ای جعفر ! به خدا قسم قطعاً فرشتگان مقرب الهی در اینجا حاضر شدند و گواه تو بودند و این شعر تو را درباره ی حسین علیه السلام میشنیدند، و قطعاً آنان نیز گریستند همانگونه که ما گریستیم، یا حتی بیشتر از ما . و خداوندِ متعال، ای جعفر، در همین ساعت تمامِ #بهشت را بر تو واجب گردانید و تو را مورد مغفرت خودش قرار داد .سپس فرمود: ای جعفر! آیا _ بر این مژده _ برایت نیفزایم؟عرض کرد: بله، ای آقای من.فرمود: هیچکسی نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بگوید، پس خود بگرید و به وسیله ی آن دیگران را نیز بگریاند، مگر آنکه خداوند بهشت را بر او واجب میگرداند و او را میآمرزد.🗂منبع :اختیار معرفة الرجال ، ص ۲۸۹#امام_حسین_علیهالسلام #مرثیه_سرایی#بهشت#گریه#شعر📜@sofre_ye_del