▪️ابعاد یک قدرت الهام بخش✍🏼مصطفی صادقی : سفر محمدباقر قالیباف به عراق را اگر صرفا در قاب متعارف دید…
انتشار: 2026/08/22 12:50 UTCدریافت: 2026/08/22 19:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 19:20 UTC
▪️ابعاد یک قدرت الهام بخش✍🏼مصطفی صادقی : سفر محمدباقر قالیباف به عراق را اگر صرفا در قاب متعارف دیدارهای پارلمانی، ملاقاتهای رسمی و مناسبات همسایگی محصور کنیم، دقیقاً آن چیزی را نمیبینیم که باید دید. بغداد امروز نه صرفاً یک مقصد دیپلماتیک، که نقطهای در هندسه قدرت منطقهای است؛ نقطهای که ایران باید در آن از مرحله «انباشت قدرت» عبور کند و به مرحله دشوارتر «تبدیل قدرت» برسد: تبدیل بازدارندگی به امنیت، نفوذ به منفعت، جغرافیا به اقتصاد و دستاورد میدان به عایدی استراتژیک.🔸قدرت در سیاست بینالملل، صرف «داشتن» نیست؛ توان «تبدیلکردن» است. قدرتی که در یک ساحت متراکم شود اما امکان سرریز به ساحتهای دیگر را نیابد، در بهترین حالت قدرتی ناقص و در بدترین حالت سرمایهای مستهلکشونده است. جنگ افزار میتواند بازدارندگی تولید کند، اما بازار نمیسازد؛ دیپلماسی میتواند امکان ائتلاف بیافریند، اما بدون پشتوانه قدرت سخت، فاقد وزن چانهزنی است. عقلانیت استراتژیک درست در نقطه اتصال این دو شکل میگیرد؛ آنجا که قدرت سخت، قدرت سیاسی میآفریند و قدرت سیاسی، منفعت اقتصادی تولید میکند.از این منظر، سفر قالیباف به عراق حلقهای از زنجیرهای بزرگتر است: گذار سیاست منطقهای ایران از منطق صرف«حفظ نفوذ» به منطق «تولید منفعت از نفوذ».🔸عراق نیز در این معادله یک همسایه معمولی نیست. جغرافیای آن امتداد طبیعی ایران به سوی شامات و مدیترانه است؛ بازارش یکی از مهمترین حوزههای تنفس اقتصاد ایران و ساخت سیاسی متکثرش، میدان تلاقی و تزاحم ارادههای تهران، واشنگتن، آنکارا و پایتختهای عربی است. در چنین جغرافیایی، خلأ وجود ندارد؛ غیبت هر بازیگر، نه بیطرفی، که تولید فرصت برای بازیگر دیگر است.🔸اما در وضعیت کنونی، وجه ژئواکونومیک سفر اهمیتی مضاعف یافته است. هنگامی که تحمیل اراده از مسیر قدرت سخت پرهزینه میشود، آمریکا میکوشد مزیت خود را از «ژئوپلیتیک جنگ» به «ژئواکونومی فشار» منتقل کند؛ تحریم، انسداد مالی، محدودسازی تجارت و مختلکردن شبکههای اتصال ایران، اجزای یک معماری واحد قدرتاند.🔸پاسخ به این معماری نیز نمیتواند به محکومکردن تحریم تقلیل یابد. خنثیسازی تحریم یعنی ساختن واقعیتی که در آن تحریم بهتدریج بخشی از کارکرد خود را از دست بدهد: ارزهای ملی به جای دلار، بازارهای همپیوند، مرزهای فعال، کریدورهای ترانزیتی و شبکهای از منافع مشترک که هزینه گسست از ایران را برای همسایگان افزایش دهد.🔸اینجاست که مفهوم «وابستگی متقابل» از متن نظریههای روابط بینالملل خارج و به ماده خام امنیت ملی تبدیل میشود. امنیت فقط پشت خاکریز تولید نمیشود؛ گاه یک خطآهن، شبکه انرژی، بازار مشترک یا زنجیرهای از تجارت چنان «هزینه خروجی» برای طرف مقابل ایجاد میکند که خود به سازوکار بازدارندگی بدل میشود. اقتصاد در این معنا، حاشیه امنیت نیست؛ یکی از صورتهای امنیت است.🔸سفر قالیباف وجه دیگری نیز دارد: دیپلماسی چندسطحی. در جهان امروز، سیاست خارجی دیگر تکصدایی و منحصر به دستگاه رسمی دیپلماسی نیست. پارلمان، بخش خصوصی، شبکههای تجاری و نهادهای اجتماعی نیز در تولید قدرت ملی سهم دارند. حضور رئیس مجلس در کنار فعالان اقتصادی، اگر بتواند گرههای حقوقی، بانکی و تجاری را باز کند، نه حاشیه سفر، که یکی از متنهای اصلی آن است.🔸ایران امروز بیش از «نمایش قدرت»، محتاج نقدکردن قدرت است؛ نقدکردن نه به معنای نفی، بلکه به معنای تبدیل سرمایه ژئوپلیتیکی به ارزش قابل مصرف برای جامعه. مردمی که هزینه تولید قدرت را پرداختهاند، باید محصول آن را در امنیت اقتصادی، تجارت، سرمایهگذاری و زندگی خود نیز لمس کنند.🔸از این زاویه، بغداد صرفاً پایتخت یک کشور همسایه نیست؛ یکی از آزمونگاههای عقلانیت جدید سیاست منطقهای ایران است: آیا میتوان قدرت را از میدان به بازار برد؟ نفوذ را به منفعت تبدیل کرد؟ ژئوپلیتیک را به ژئواکونومی پیوند زد و از قدرتی که برای دفع تهدید ساختهایم، امکانی برای ساختن زندگی نیز استخراج کرد؟🔸اگر پاسخ مثبت باشد، معنای سفر قالیباف را نه فقط در قاب عکسهای بغداد، بلکه در همین گذار از «قدرت برای مقاومت» به «قدرت برای مقاومت و منفعت» باید جستوجو کرد@sobhe_no



