▪️۶۰ روز پس از تفاهم اسلام آباد✍🏼محبوبه نیاورانی🔸شصت روز پس از تفاهم اسلامآباد، دیگر نمیتوان ای…
انتشار: 2026/08/16 08:18 UTCدریافت: 2026/08/16 20:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:22 UTC
▪️۶۰ روز پس از تفاهم اسلام آباد✍🏼محبوبه نیاورانی🔸شصت روز پس از تفاهم اسلامآباد، دیگر نمیتوان این رویداد را صرفاً یک «آتشبس موقت» تلقی کرد. این بازه زمانی، تبدیل به یک میدان آزمون بزرگ برای سنجش عمق راهبردی دو طرف شده است. نتیجه این آزمون، روایتی است که پیش از این کمتر کسی جرأت داشت آن را بنویسد، ایران نه تنها توقفناپذیر نشان داده، بلکه موفق شده آمریکا را در موقعیتی منفعل قرار دهد؛ بهگونهای که واشنگتن، برخلاف میل باطنیاش، ناچار به پذیرش چارچوب جدیدی از موازنه قدرت شده است.🔸تفاهم اسلام آباد نه تنها عقبنشینی ایران نبود بلکه به قول قالیباف «ادامه مبارزه» اما در میدان دیپلماسی بود. توافقی که با همان جدیت و سرسختی میدان، در میز مذاکره حقوق و منافع ایران پیگیری شد و توانست آمریکا را از رسیدن به اهدافش در جنگ دورتر سازد. بطوریکه در متن ۱۵ مادهای اولیه، که آمریکا میگفت ایران باید موشکی، هستهای، جبهه مقاومت و تنگه هرمز را کنار بگذارد، در تفاهم اسلام آباد ترامپ به رسمیت شناختن جبهه مقاومت را به زبان فارسی امضا کرده است.🔸از سوی دیگر، در این تفاهم، نهتنها ایران امتیازی به آمریکا واگذار نکرده، بلکه در بند ۵ آن بهدنبال تحمیل یک الزام جدید به واشنگتن بوده است. بر این اساس، ایران از آمریکا خواسته تا حق حاکمیت تهران بر تنگه هرمز را بهرسمیت بشناسد، اعمال حاکمیتی که قبل از جنگ وجود نداشت. براساس همین بند پذیرفته شده، ایران و عمان برای ترتیبات عبور و مرور مذاکراتی انجام میدهند که امروز این مذاکرات در جریان است و به وضع مسیری جدید برای عبور کشتیها انجامیده تا ایران بتواند نظارت مؤثرتری بر آمدوشد شناورها اعمال کند.🔸بنابراین، اگرچه دونالد ترامپ در ابتدا نابودی ایران و جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهای را به عنوان اهداف اصلی هرگونه اقدام علیه تهران مطرح کرده بود، اما مقاومت ایران نه تنها او را در تحقق این اهداف ناکام گذاشت، بلکه معادلات را به گونهای تغییر داد که کاخ سفید ناچار به تعدیل اولویتها و تغییر محور گفتوگوها به سمت حوزه انرژی شده است. تأیید این تغییر رویکرد را میتوان در اظهارات اخیر جی.دی. ونس، معاون ترامپ، مشاهده کرد که صراحتاً اعلام نمود: «هدف نخست ما، حفظ ثبات قیمت انرژی از طریق تضمین عرضه نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج فارس به اقتصاد جهانی است؛ چراکه این مسئله برای مردم آمریکا حیاتی است. هدف شماره دو نیز اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای خواهد بود.» وقتی معاون رئیسجمهور آمریکا مجبور میشود «ثبات انرژی» را بالاتر از «موضوع هستهای» بنشاند، یعنی اذعان کرده که ایران هزینههای جنگ را به اقتصاد داخلی آمریکا منتقل کرده است
