دیدار عبدی، بارزانی و الشرع؛ ادغام SDF میان پیشرفت میدانی و نگرانیهای کردی✍محمدعلی سوره- ارشد علوم سیاسیدیدار سهجانبه مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، و احمد الشرع، رئیس دوره انتقالی سوریه، در دمشق را میتوان یکی از مهمترین نشستهای سیاسی ماههای اخیر این کشور دانست؛ نشستی که در ادامه توافق چارچوب ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ میان دمشق و SDF برگزار شد و بر سر مسائل حساس و مناقشهبرانگیزی چون ادغام نیروهای کردمحور در ساختار رسمی نظامی و امنیتی دولت و نحوه تقسیم برخی پستهای حساس، تفاهمهایی به دست آمد.باید به این نکته توجه داشت که مسیر رسیدن به این نشست هموار نبود. توافق ۲۹ ژانویه خود پس از هفتهها درگیری نظامی و با میانجیگری تام باراک، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه، شکل گرفت. در ماههای پس از آن نیز اجرای توافق بارها با کندی و بحران مواجه شد: حادثه پایین کشیدن پرچم سوریه در مراسم نوروز کوبانی، حملات به شهروندان کرد در عفرین و شمال حلب، و اختلاف بر سر ساختار حکمرانی، وضعیت زندانیان، جایگاه زنان در نهادهای نظامی و پرونده دستگاه قضایی، بارها اعتماد دو طرف را متزلزل کرد. گزارشهای میدانی در همین بازه از فاصله میان متن توافق و واقعیت اجرای آن حکایت داشتند.در این میان، نچیروان بارزانی نقشی کلیدی در نزدیک کردن مواضع دمشق و رهبری SDF ایفا کرد؛ نقشی که با دیپلماسی موازی مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق، از طریق تماسهای تلفنی مستقیم با احمد الشرع تکمیل شد. از منظر راهبردی، این روند دو مسیر موازی و گاه متناقض را نشان میدهد. از یک سو، حکومت دمشق به رهبری احمد الشرع بدون ورود به رویارویی نظامی گسترده، گامهای محسوسی در بازگرداندن حاکمیت بر شرق فرات برداشته است؛ چنانکه بر اساس آخرین اظهارات مقامات ریاستجمهوری سوریه (اوایل مرداد ۱۴۰۵)، روند اجرای ادغام به مراحل پایانی رسیده، ارتش سوریه کنترل شماری از پاسگاهها را از قسد تحویل گرفته و مسئولان اداری جدیدی در برخی مناطق منصوب شدهاند. حتی گزارشهایی از نزدیک بودن اعلام رسمی انحلال ساختار «قسد» و «اداره خودگردان» منتشر شده است.از سوی دیگر، همین سرعت در جمعکردن ساختارهای موازی است که نگرانیهای جدی برانگیخته: منابع نزدیک به مدیریت خودگردان از کاهش محسوس اختیارات محلی، محدودشدن نقش زنان، ابهام در سرنوشت زندانیان و نادیدهگرفتن حقوق سیاسی و فرهنگی کردها سخن میگویند. به بیان دیگر، آنچه در نگاه نخست «ادغام توافقی» به نظر میرسد، از زاویه بخشی از نیروهای کرد بیشتر به تحلیل تدریجی قدرت محلی زیر فشار زمان شبیه است.بنابراین، پیش از آنکه این توافق را نشانه قطعی گشودهشدن یکی از گرههای چندساله بحران سوریه بدانیم، باید در نظر داشت که میان امضای توافق، اعلام رسمی ادغام و اجرای واقعی و منصفانه آن، فاصلهای است که تجربه هشت ماه گذشته بارها نشان داده بهآسانی پر نمیشود. آینده این روند، بیش از آنکه به متن توافقنامهها گره خورده باشد، به میزان پایبندی دمشق به تعهدات خود درباره حقوق محلی و فرهنگی کردها، و تداوم میانجیگری فعال اربیل و واشنگتن بستگی دارد.