چند قدم با پیاده‌روی اربعینقدم اول: ۷۶۰ کیلومتر اتوبان و جاده دو باندهعوارضی اتوبان تهران-ساوه را که رد می‌کنیم، هوا گرگ‌ومیش شده و راه، چراغ لازم. چراغ‌ها را که روشن می‌کنم، شوکه می‌شوم. نور ضعیفی بر سطح تیره جاده می‌افتد و مسیر را از تاریکی مطلق، به شکل اشباحی در حرکت درمی‌آورد؛ تقریباً چیزی دیده نمی‌شود. تا همدان می‌روم با سایه‌روشن‌های ماشین‌های جلو و کناری، در دل اتوبانی که کار را آسان کرده است. اگر اتوبان نبود، نمی‌شد. نه، نمی‌شد؛ با خودم تکرار می‌کنم.مکانیک همدانی می‌گوید: «مشکل این مدل ماشین‌ها همین کم‌نور بودن چراغ‌هاست، باید برقی‌اش را بررسی کنی.» ماه در آسمان می‌درخشد و نورش بیشتر از نور چراغ‌ها، جاده را روشن می‌کند. چشم به جاده دوخته‌ام تا ببینم چه زمان جاده دو بانده تمام می‌شود و کار سخت‌تر. اسدآباد، کرمانشاه، اسلام‌آباد، کرند، و هنوز جز یکی دو مورد، راه دو بانده است؛ با کیفیت خوب آسفالت، تابلوهای راهنمایی و... همه چیز در بالاترین کیفیت تا نقطه مرزی.سرمست این آبادانی‌ام که با سرعت ۱۲۰ می‌روم روی سرعت‌گیر؛ و در هوا پرواز می‌کنم. شیرینی ۷۶۰ کیلومتر راه دو بانده و اتوبان، با یک سرعت‌گیر در کامم تلخ می‌شود؛ مثل تلخ شدن کام مردم از تورم و گرانی که اجازه نداد شیرینی آبادانی کشور در کام ملت بماند. به لطف اربعین، آبادانی به استان‌های غربی رسیده است.قدم دوم: عبور آسان از هر دو مرزرد شدن از مرز ایران و عراق، به این آسانی و راحتی، چیزی شبیه معجزه است. شاید ده سال پیش، تصورش را هم در خواب نمی‌شد کرد؛ ولی یک الگوی کارآمد از سیستم اداری، نه در پایتخت، که در مرز شکل گرفته است. نشانی از این‌که چطور نظام اداری می‌تواند بهترین عملکرد را از خود نشان دهد. نشان دیگری از روح اربعین در کالبد بی‌روح نظام اداری.قدم سوم: از خودروهای زیبا تا رونق حمل‌ونقلهنوز هم این تنوع مدل‌ها و برندها در عراق چشم‌نواز است و اگرچه احتمالاً در ذهن زائران چندان شبهه تولید نکند، اما شوق‌آور است؛ مخصوصاً بچه‌ها که با دیدن انواع مدل‌های روز، با چشم تحسین نگاه می‌کنند. سهم سیاست‌های خودرومحور کشور هم در نهایت، همین تولید فاصله و حسرت بوده است؛ سرعت‌گیر دیگری که کام مردم را تلخ کرد.اربعین اما حمل‌ونقل عراق را رونق داده است. میلیون‌ها مسافر در مدت زمانی کوتاه، نظام حمل‌ونقل عراق را به جوش‌وخروش درمی‌آورند و میلیون‌ها دینار درآمد را نصیب آنها می‌کنند. درآمدهایی که البته چند کیلومتر آن طرف‌تر، تبدیل به پذیرایی رایگان در ده‌ها کیلومتر مسیر پیاده‌روی می‌شود. دادوستدی که از یک دست می‌دهد و از دست دیگر می‌گیرد. هم روزیِ زندگی است و هم رزقِ طعام زوار.قدم چهارم: پرچم‌های خونخواهی و تصاویر رهبریخاص‌ترین تصویر، تصویر رهبر شهید و رهبر جدید بر خودروهای نظامی عراقی است. چه کسی باور می‌کند؟ چه کسی باورش می‌شد؟ این، لحظه ظهور یک امت است؛ امتی یکپارچه، همچون روحی واحد در بدن‌هایی که با جبر جغرافیای دولت‌ها از هم جدا شده‌اند. امت شیعیان از سراسر جهان، درآمیخته در آیین اربعین، رو به سوی امامی واحد.قدم پنجم: تحول نسلی دختران و زناندر مسیر پیاده‌روی، دسته‌های دختران خردسالی که اغلب تصاویر رهبر شهید را به دست داشتند، با صدای بلند فریاد می‌زدند: «لبیک یا حسین». در جامعه سنتی عراق، این نشانه مهمی از تأثیرات الگوی زنان انقلابی ایران بر دختران شیعه عراق و البته سایر شیعیان جهان است. زن انقلابی ایرانی، به‌خصوص آن گونه‌اش که بعد از جنگ دوم و در شکل ملت مبعوث ظهور کرد، حالا الگویی قابل تکرار و تقلید برای همه دختران و زنان مسلمان و شیعه در جهان است؛ تجسمی از زن فعال اجتماعی، یا همان الگوی سومی که سال‌ها زمان لازم داشت تا بتواند در صحنه اجتماعی ظهور کند.قدم آخر: باید رفتاربعین، آیین حرکت است؛ آیین رفتن و نایستادن. اینجا رسم بر رفتن است؛ رسیدن، سلام دادن و عبور کردن. جمعیت ۲۰ تا ۲۵ میلیونی، تنها با رفتن می‌تواند در راه و خیابان و شهر جا شود. همین خصلت سیال اربعین است که چنین عظمتی را ممکن می‌کند، نظمی از ایثار را برپا می‌دارد و تجربه‌ای از جلای جان را برای زائر به یادگار می‌گذارد تا هر سال، دلش به یاد آن تجربه شیرین پر بکشد.@sinakallhor