ıl💎lıانسان بیشتر از آنکه اسیر شرایط بیرونی باشد،زندانی ناآرامیهای ذهنی خویش است.افکار، مثل لباسی هستند؛که هر روز بر تنِ آگاهیمان میکنیم.و بیشترِ ما،بدون آگاهی، لباسهایی را میپوشیم،که دیگران برایمان دوختهاند.اینجا حرف از انتخاب آگاهانهی فکرهاست.نه اینکه ذهنت را خاموش کنی!بلکه یاد بگیری،چطور صدای درست رو،از میانِ هیاهوی درون بشنوی.اما گام بعدی، از تلاش هم فراتر میرود.«تلاش» گاهی خودش نوعی تقلای ناآگاهانهست.نوعی چنگ زدن در تاریکی برای یافتن چیزی که،تنها در سکوت و پذیرش پیدا میشود.تسلیمشدن در اینجا بهمعنای شکست نیست،بلکه یک اعتماد ریشهدار به نظم جهان است.یعنی اجازه بدهی چیزها «باشند»،بدون آنکه تو بیوقفه بخواهی،آن ها رو درست کنی، کنترل کنی، یا تحلیل کنی.در نهایت:«کنترل ذهن» بهمعنای فشار نیست،بلکه بهمعنای نرمی، انتخاب، و وقار درونیه.در جایی که بیشترها با هیاهو زندگی میکنند،آرامزیستن یک هنر نجاتبخش است.• رادِنفید@SiLence_of_mind2