شیعه کیست؟وقتی ولایت عهدی برای حضرت رضا تثبیت شد، روزی دربان حضرت رضا علیه السلام خدمت حضرت عرض کرد: «إن قوماً بالباب یستأذنون علیک یقولون نحن من شیعة علی علیه السلام »؛ عده ای آمده اند و می گویند ما شیعه علی علیه السلام هستیم و می خواهیم خدمت امام رضا علیه السلام برسیم. حضرت فرمود: «أنا مشغول فاصرفهم»؛ من کار دارم آن ها را رد کن. «فصرفهم، فلما کان فی الیوم الثانی جاءوا و قالوا کذلک مثلها»؛ آن عده فردا باز آمدند و همان حرف را تکرار کردند: ما جمعی از شیعیان علی علیه السلام هستیم و آمده ایم آقا را زیارت کنیم. حضرت دوباره فرمود: «إصرفهم»؛ آن ها را بر گردان. «إلی أن جاءوه هکذا یقولون و یصرفهم شهرین»؛ برای مدت دو ماه هر روز آن ها می آمدند و درخواستشان را عرضه می کردند و حضرت می فرمود: من کار دارم، بگو بروند. «ثم أیسوا من الوصول»؛ آنان ناامید شدند. «و قالوا للحاجب قل لمولانا إنًا شیعة أبیک علی بن أبی طالب علیه السلام و قد شمت بنا أعداؤنا فی حجابک لنا»؛ به دربان حضرت گفتند به امام بگو: ما شیعیان پدرت علی بن ابی طالب علیه السلام هستیم. ما دو ماه است می آییم و شما اجازه نمی دهید. این مایه شماتت دشمنان شده است. «و نحن ننصرف هذه الکرّة و نهرب من بلدنا خجلًا و أنفةً مما لحقنا»؛ ما از این جا می رویم؛ ولی از شهرمان نیز فرار می کنیم. چراکه وقتی این داستان در آن جا نقل شود مردم می گویند حتماً آن ها گناه بزرگی مرتکب شده اند که آقا راهشان نداده است. «و عجزاً عن احتمال مضض ما یلحقنا بشماتة الأعدائنا»؛ برو و به آقا بگو: ما تلخی شنیدن این شماتت اعداء را دیگر نمی توانیم تحمل کنیم. «فقال علی بن موسی الرضا علیه السلام ائذن لهم لیدخلوا»؛ وقتی کار به این جا رسید، حضرت فرمود: بگو بیایند. «فدخلوا علیه فسلّموا علیه فلم یردّ علیهم و لم یأذن لهم بالجلوس»؛ آنان آمدند سلام و احترام کردند؛ اما حضرت اعتنایی به آن ها نکرد، حتی اجازه نشستن هم به آن ها نداد. توجه کنید: در این جا تنبیه آنان تکمیل شد. «فبقوا قیاماً»؛ همین طور ایستادند. «فقالوا یا ابن رسول الله ما هذا الجفاء العظیم و الاستخفاف بعد هذا الحجاب الصعب»؛ آن عده گفتند: ای پسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم راز این که پس از دوماه انتظار دیدار، ما را این گونه مورد خفت و خواری قرار می دهید چیست؟ «أیّ باقیة تبقی منّا بعد هذا؟» با این رفتاری که با ما شیعیان می کنید دیگر کسی شیعه نمی ماند. حضرت فرمود این آیه را خوانده اید؟ «و ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم و یعفواً عن کثیر»؛ هر بلایی به شما می رسد، حاصل رفتار خودتان است. آن عده بیشتر ناراحت شدند و گفتند: مگر ما چه گناهی کرده ایم که این گونه باید تنبیه شویم؟ حضرت در جواب فرمودند: «ما اقتدیت إلا بربی عزوجل فیکم و برسول الله و بأمیرالمؤمنین و من بعده من آبائی الطاهرین علیه السلام عتبوا علیکم فاقتدیت بهم»؛ این را من از قرآن یاد گرفتم که شما را مورد عتاب قرار دهم؛ پدران من هم همین طور بودند. «قالوا لماذا یا ابن رسول الله»؛ آنان گفتند: مگر ما چه گناهی کرده ایم؟ «قال لدعواکم أنکم شیعة أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام؛ زیرا شما دروغ بزرگی گفتید. شما ادعا می کنید که شیعه هستید؛ ولی شیعه نیستید. چون این ادعای دروغ را کردید باید مجازات بشوید.
هیچ کس جز چهار نفر به یاری مولا نیامد قَالَ سَلْمَانُ فَلَمَّا أَنْ كَانَ اللَّيْلُ حَمَلَ عَلِيٌّ فَاطِمَةَ عَلَى حِمَارٍ وَ أَخَذَ بِيَدَيِ ابْنَيْهِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فَلَمْ يَدَعْ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ لَا مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَّا أَتَاهُ فِي مَنْزِلِهِ فَذَكَّرَهُمْ حَقَّهُ وَ دَعَاهُمْ إِلَى نُصْرَتِهِ فَمَا اسْتَجَابَ لَهُ مِنْهُمْ إِلَّا أَرْبَعَةٌ وَ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فَأَمَرَهُمْ أَنْ يُصْبِحُوا [بُكْرَةً] مُحَلِّقِينَ رُءُوسَهُمْ مَعَهُمْ سِلَاحُهُمْ لِيُبَايِعُوا عَلَى الْمَوْتِ فَأَصْبَحُوا [فَلَمْ يُوَافِ] مِنْهُمْ أَحَدٌ إِلَّا أَرْبَعَةٌ فَقُلْتُ لِسَلْمَانَ مَنِ الْأَرْبَعَةُ فَقَالَ أَنَا وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ ثُمَّ أَتَاهُمْ عَلِيٌّ (علیه السلام) مِنَ اللَّيْلَةِ الْمُقْبِلَةِ فَنَاشَدَهُمْ فَقَالُوا نُصْبِحُكَ بُكْرَةً فَمَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أَتَاهُ غَيْرُنَا ثُمَّ أَتَاهُمُ اللَّيْلَةَ الثَّالِثَةَ فَمَا أَتَاهُ غَيْرُنَا فَلَمَّا رَأَى غَدْرَهُمْ وَ قِلَّةَ وَفَائِهِمْ لَهُ لَزِمَ بَيْتَهُ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْقُرْآنِ يُؤَلِّفُهُ وَ يَجْمَعُهُ فَلَمْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ حَتَّى جَمَعَهُ وَ كَانَ فِي الصُّحُفِ وَ الشِّظَاظِ وَ الْأَسْيَارِ وَ الرِّقَاعِ ️️️️ سلمان می گوید: وقتی شب شد علی (صلوات الله علیه) حضرت زهرا (صلوات الله علیها) را سوار بر الاغی نمود و دست دو پسرش امام حسن و امام حسین (صلوات الله علیهما) را گرفت، و هیچ یک از اهل بدر از مهاجرین و انصار را باقی نگذاشت مگر آنکه به خانه هایشان آمد و حقّ خود را برایشان یادآور شد و آنان را برای یاری خویش فرا خواند. ولی جز چهل و چهار نفر، کسی از آنان دعوت او را قبول نکرد. حضرت به آنان دستور داد هنگام صبح با سرهای تراشیده و در حالی که اسلحه هایشان را به همراه دارند بیایند و با او بیعت کنند که تا سر حد مرگ استوار بمانند. وقتی صبح شد جز چهار نفر کسی از آنان نزد او نیامد. (سلیم می گوید:) به سلمان گفتم: چهار نفر چه کسانی بودند؟ گفت: من و ابو ذر و مقداد و زبیر بن عوام. سپس علی (علیه السلام) در شب بعد هم نزد آنان رفت و آنان را قسم داد. گفتند: (صبح نزد تو می آئیم). ولی هیچ یک از آنان غیر از ما نزد او نیامد. در شب سوم هم نزد آنان رفت ولی غیر از ما کسی نیامد. وقتی حضرت عهدشکنی و بی وفایی آنان را دید خانه نشینی اختیار کرد و به قرآن رو آورد و مشغول تنظیم و جمع آن شد، و از خانه اش خارج نشد تا آنکه آن را جمع آوری نمود در حالی که قبلا در اوراق و تکه چوبها و پوستها و کاغذها (نوشته شده) بود.📗 كتاب سليم بن قيس/ج2/ص580📕 الإحتجاج (طبرسي)/ج1/ص81 📙مرآة العقول/ج26/ص184📚 بحار الأنوار/ج22/ص329 📘منهاج البراعة/ج3/ص22 @sibtayn
جنّی که مأمور تخریب محافل مذهبی و دینی است امام صادق عليه السلام فرمودند: هیچ جمعی نیستند که بنشینند و ذکر خداوند متعال کنند، مگر اینکه شیطان، جنّی از سپاه خود را بسوی آنان میفرستد تا سخن و ذکر آنان را قطع کند. «مَا قَعَدَ قَوْمٌ قَطُّ یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا بَعَثَ إِلَیْهِمْ إِبْلِیسُ شَیْطَاناً فَیَقْطَعُ عَلَیْهِمْ حَدِیثَهُمْ.»📚 بحارالأنوار، ج۹۰،ص۱۶۰ @sibtayn