🥰📱🥰📱🥰دربارهٔ تکنوازی «کردی بیات» ۲(شاید بهتر باشد بنویسم: به بهانهٔ کردی بیات)دربارهٔ چرایی اینکه م…
انتشار: 2026/07/26 12:01 UTCدریافت: 2026/08/13 15:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 15:51 UTC
🥰📱🥰📱🥰دربارهٔ تکنوازی «کردی بیات» ۲(شاید بهتر باشد بنویسم: به بهانهٔ کردی بیات)دربارهٔ چرایی اینکه موسیقی دستگاهی ایران را هفت دستگاه و پنج (یا شش) آواز میدانند، اختلافنظرهای زیادی میان بزرگان #موسیقی_سنتی وجود دارد.بعضی اتنوموزیکولوگها آن را «موسیقی کلاسیک ایرانی» مینامند که من، به دلایل زیادی، «موسیقی سنتی» را مناسبتر میدانم. شاید بعدها دربارهٔ چرایی این ادعا، بهعنوان یک موزیسین تجربی (نه اتنوموزیکولوگ)، بیشتر بنویسم.دربارهٔ انتخاب نام دستگاهها و آوازها نیز، هرچند در دهههای اخیر پژوهشهای بیشتری انجام شده، همچنان نمیتوان با اطمینان کامل حرف زد.طبیعتاً اگر واژهها برای ما حاوی معنا و ارزش باشند، نام «کُردی بیات» این احتمال را به ذهن میآورد که باید نسبتی با موسیقی کُردی داشته باشد؛ همانطور که دربارهٔ «بیات ترک» (یا بیات زند) نیز چنین پرسشی مطرح میشود.در «درآمد» بیات کرد نیز میتوان شباهتهایی با بسیاری از ملودیهای اصیل کردی یافت؛ بهویژه در موسیقی نواحیای که امروز در شمال عراق و جنوب شرقی ترکیه قرار دارند و یکی از مهمترین مراکز آن، دهوک در اقلیم کردستان عراق و حوزهٔ فرهنگ کردیِ #بادینی است.ملودی «گولنیشان» را نیز دقیقاً به همین دلیل انتخاب کردم؛ چراکه از ملودیهای شناختهشدهٔ موسیقی کردیِ حوزهٔ بادینی است و دوست داشتم اجرای بیات کرد، بیشتر «کُردی» صدا بدهد.جالب است هنگامی که ردیف میرزاعبدالله، به روایت نورعلیخان برومند و شاگردانش، را بررسی میکنیم، بیات کرد آواز بسیار مختصری است. هر علاقهمندی که متعصب به حفظ روایت و دستهبندی #میرزاعبدالله که به زیبایی آن را #ردیف نامیده، نباشد، احتمالاً از خود میپرسد چرا #بیات_کرد یا #کردی_بیات را یک آواز مستقل در نظر گرفته، اما مثلاً مخالف سهگاه را، با آن وسعت، تنها یک گوشه دانسته؟ اینجا باید به نکتهای اشاره کرد؛ مخالف سهگاه در صورتی میتواند استقلال مُدال به عنوان آواز پیدا کند( به ویژه در مقابل اصفهان) که فاصلهٔ نتِ ماقبلِ شاهد تا شاهد، مُجَنَّب (سهچهارم پرده) باشد؛ درحالیکه در بیات اصفهان این فاصله، بقیه (نیمپرده) است. همین تفاوت، یکی از دلایل تمایز تاریخی این دو فضاست. اگر اصفهان ِ قدیم را در نظر بگیریم دیگر این نکته بی معناست.نمونهها و شباهتهای دیگری نیز وجود دارند که اگر تعصبها کنار گذاشته شوند، میتوانند به فهم بهتر موسیقی سنتی کمک کنند. شاید بتوان گوشههایی را که فقط به دلیل تفاوت روایتها یا تفاوتهای ظریف اما مهم، نامهای گوناگونی پیدا کردهاند، دوباره بررسی و دستهبندی کرد.مانند حجاز در ابوعطا و حسینی در شور.منظورم حذف روایتها یا نادیدهگرفتن سنت نیست.بلکه شاید بتوان با نگاهی تحلیلیتر، این موسیقی بسیار زیبا و غنی، این گنجینهٔ ارزشمند، را برای نسلهای بعدی روشنتر و منسجمتر طبقهبندی کرد. برای آهنگسازانی هم که با پیشینهٔ موسیقی کلاسیک غربی به سمت موسیقی سنتی میآیند، درک این مفاهیم بسیار آسانتر خواهد شدبرگردیم به کردی بیات.در روایتهای متکی به نورعلیخان برومند، گوشههایی مانند قرایی نیز دیده میشود که دقیقاً با همین بستر نغمگی و ملودیها ، در آواز افشاریِ برخی روایتهای دیگر نیز حضور دارد. به نظر من اگر موسیقی کردی را ملاک قرار دهیم، میتوان این گوشه را با افشاری سازگارتر دانست.در مراحل تمرین، به این فکر میکردم که شاید به همین خاطر پدرم #پشنگ_کامکار در روایتی که از ردیف میرزاعبدالله ارائه کردهاند، گوشهٔ قرایی را در بیات کرد حذف کردهاند.در ردیف ابوالحسن صبا بیات کرد را در نسخه های صوتی و مکتوب پیدا نکردم.اما هنگامی که نسخههای صوتی #حسن_کسایی و #عبدالله_دوامی را گوش میکنیم، هر دو اجرای مختصری از بیات کرد دارند.( #سابجکتیو: که بسیار زیبا و اصیل است.)عبدالله دوامی در آغاز روایت، نام «کردی بیات» را به کار برده. مطمئن نیستم این نامگذاری سهواً بوده یا عمداً، اما چون با نگاه من برای یافتن نسبت میان ملودیهای کردی و آواز بیات کرد همسو بود، همین نام را برای این اجرا انتخاب کردم.در اجرای حسن کسایی نیز تحریری (که به #تحریر_بلبلی در ردیف میرزاعبدالله شباهت دارد) مورد تأکید قرار گرفته و ایشان میفرمایتد: به نظر من، اساس بیات کرد همین تحریر است.پس به تاثیر از این اجرا، همین تحریر را پس از جملهٔ اول، جمله اول بر روی بیتی از سعدی:امیدوار بود آدمی به خیر کسانمرا به خیر تو امید نیست، شر مرسانبا این ترتیب اجرا کردم:«امیدوار بود»؛ آکوردهای سهصدایی«امیدوار بود»؛ آکوردها«آدمی»«به خیر کسان»و سپس اجرای کامل بیت و تکرار آن.دو بار اجرا کردم و پس از آن، اجرا تا آغاز قطعهٔ «گولنیشان» کاملاً بداهه است.@siavashkamkar 🥰