ما فهمیدن از تو میخواهیم نه باور کردن. (بینا، 1395: 77) مأخذ: بینا. 1395. هفت رساله. بیجا: باشگ…
انتشار: 2026/07/18 14:34 UTCدریافت: 2026/08/08 00:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:17 UTC
ما فهمیدن از تو میخواهیم نه باور کردن. (بینا، 1395: 77) مأخذ: بینا. 1395. هفت رساله. بیجا: باشگاه ادبیات. (از رسالهٔ ماشااله میرزا آقاخان کرمانی) @Shsyari .همین یک جمله برای اعداماش کافی بود! باقی موارد بماند.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — شهرام یاری
کبابچلوبه آذربادگان ویژه به شهر تبریز در بازار پزند، بس نیکو. اکنون به شهرهای دیگر ایرانزمین نیز پزند، نه چون تبریز. و این خوردنی همه گاه از سال در بازار پزند. و آن چنان باشد که چلو نیکو پزند و گوشت راستهٔ گوسپند برگها بُرند به اندازه. یک گونهٔ آن با دَم کارد بر روی تختهٔ چوبین زنند که نیمکوفته شود. و گونهٔ دیگر همچنان برگ بریده با پیاز کوفته روزی نهند که نازک گردد. پس کرهٔ تازهٔ بینمک به زیر نهند و چلو گرماگرم بر زبر کِشند، و کبابها به سیخهای پهن زنند، به آتش نرم پزند و بر روی چلو چینند که چلو بپوشد و کباب پدیدار باشد. نمک و پلپل و سماق جداگانه بُوَد، هرگَه خواهند به اندازه افشانند و خورند.تبریزیان با پشمک خوردند و سرکنگبین نوشند. اکنون به خانهها نیز پزند، بهتر از بازار. چهار سال پیش از این، این چلو در بازار با برنج مشکین پختندی، اکنون همه عنبربو پزند به خوبی.کدبانو گفت «پستهٔ تازه نیز بخشکانند و چون پلپل بکوبند، با این کباب خوردن بس نیکو و بویاست.»دیگر گفت «این چلو با کباب پرندگان یا برّهٔ شیرمست با ترشیهای خوب، چون انبهٔ هندوستان و ترشیهای ایران و نارنج تازه و آبلیمو، بهتر از گونهٔ نخست است، مگر اینکه از نخست این چلو با کباب خوردهاند و پخته و گاه با گوشت شکارهای دشت و کوه پزند. اگر شکار به تبریز آرند، چلوپزی آن بخرند و روزی پوستنکنده پیش دکان بیاویزند گرمی بازار را. تبریزیان گوشت شکار دشت را دارو دانند، و بدان دکان چند روز بیشتر روند. اوستاد، گوشت گوسپند یا گاو یا پارچهای از آن گوشت به خَرنده و خورنده به نام شکاری فروشند و سودها برند.» (قاجار، 1399: 140)مأخذ: قاجار، نادرمیرزا. 1399. کارنامه خورش: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار. بهکوشش نازیلا نظمی. تهران: نشر اطراف.@SofreNegar.
از زنان هستند که گردنبند شپشین باشند!روزگارِ مرد را اگر نیکو شمری، دو نیمه با زن سرآید. اگر خدای نخواهد مرد را جفت بیدانش دهد و دو نیمهٔ زندگانی او چنان بود که به دوزخ باشد و چاره نیارد کردن. از همین روی وَخشور گزین فرماید «إِنَّ مِن النساءِ غَلا قَملاً یقذفِهِ اللَّهُ على عُنُق مِن يَشاء»کدبانو چون این جای همی نوشتم، از سخن پیغامبر پرسید. گفتم همی فرماید «از زنان هستند که گردنبند شپشین باشند، خدای آن را به گردن هرکه خواهد اندازد.» گفتم «گردنبند شپشین چه باشد؟» گفتم «به روزگار گذشته اگر پادشاه یا بزرگی کشوری بر کسی خشم آوردی، او را به زندان فرستادی و به گردن او از چرم گاو تازه گردنبندی نهادندی، آن پوست بوی ناک شدی و شپشها از آن زاییدی و آن گناهکار را بخوردندی، آن بیچاره را فکار کردی تا بمردی و این سختترین پاداش بُدی که زندانیان را دادندی. بیدست و پای بسته و شپش که دشمن تن آدمی است بر آن چیره. به هر دَم زدن، مرگ بهتر از آن زندگانی خواهد بود. اگر آفرینندهٔ جهانیان مردی را خواهد زن فرمانبردار هشیوار پارسا بدو بخشد، چنان باشد که در زندگانی مر او را مینوانِ مینو بخشوده.» نیکو گوید سعدی پارسی:زن خوب فرمانبر پارساکند مرد درویش را پادشابر او پنج نوبت بزن بر درتچو یاری موافق بُوَد در برت(قاجار، 1399: 9/48)مأخذ: قاجار، نادرمیرزا. 1399. کارنامه خورش: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار. بهکوشش نازیلا نظمی. تهران: نشر اطراف.@Shsyari.
چون نی منال کز تو صدائی شود بلندهردَم صدای ناله ز جائی شود بلندمعمار خود مشو که کنی خانهها خرابویرانه شو که از تو بنائی شود بلند"مرتضی قلیخان سلطان"(نصرآبادی اصفهانی، بیتا: 27)مأخذ: نصرآبادی اصفهانی، میرزا محمدطاهر. بیتا. تذکره نصرآبادی. طهران: چاپخانه ارمغان.@Shsyari.
من فکر میکنم رویکرد ما به مشروطیت ایران در بسیاری از نشستها و کنفرانسهایی که به مناسبت سالروز آن برگزار میشود، تا حدی رویکردی «موزهای» است؛ گویی با واقعهای در گذشته مواجهیم که زمانی رخ داده، به پایان رسیده و اکنون تنها باید آن را روایت و بررسی کرد.در حالی که فهم من از مشروطیت چیز دیگری است.بازی مشروطه هنوز تمام نشده است.کنشگریِ هیچیک از بازیگران آن پایان نیافته و هر کدام همچنان برای سهم و جایگاه بیشتر در ساخت قدرت و در تعیین سرنوشت جامعه، به شیوههای گوناگون کوشش میکنند.از این منظر، مشروطه را نباید صرفاً از فاصلهای تاریخی و بهعنوان یک «واقعهٔ پایانیافته» نگریست؛ بلکه باید آن را از این زاویه دید که ما هنوز در فضای مشروطهخواهی نفس میکشیم و با مسئلههای آن زندگی میکنیم.به گمان من، جانِ مشروطه در یک عبارت خلاصه میشود: تقسیم واقعی قدرت، نه تقسیم صوری و تشریفاتی آن.مشروطه، در معنای عمیق خود، تلاشی برای محدود کردن قدرت مطلق و به رسمیت شناختن سهم جامعه در قدرت و سرنوشت خویش بود. این دستاورد، فارغ از فراز و فرودهای تاریخی و سیاسی پس از آن، برای همه و بهویژه برای ملت ایران و تاریخ ایران، اتفاقی مبارک و ماندگار است.شاید به همین دلیل است که مشروطه هنوز یک «موضوع تاریخی» صرف نیست؛ مسئلهای زنده است که همچنان ادامه دارد.@Shsyari.
فرودگاه همدان نظر به اینکه موقع فرود و پرواز هواپیمای پستی از میدان همدان جمعیت زیادی ازدحام مینمودند و باعث مزاحمت متصدیان پست هوائی میشدند، از طرف اداره یونکرس به وزارت پست مراجعه شده از وزارت مزبور هم شرحی به وزارت داخله نوشتهاند که دستور مقتضی به…فرودگاه میدان همداندر تعقیب تقاضای وزارت پست از وزارت داخله راجع به دستور داده به حکام نواحی غربی و جلوگیری از مردم در موقع هبوط و صعود هواپیما اخیراً از طرف وزارت داخله دستور تلگرافی صادر گردید که اکیداً جلوگیری شود و در این مرتبه آخر که هواپیما در میدان همدان در شرف صعود بوده یک نفر زن خود را بدان آویزان کرده بود ولی فوراً جلوگیری شده از خطر هلاکت نجات یافت.مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 181. سال دوازدهم. پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه 1306 – 3 ذیقعده 1345 – 5 مه 1927.@Shsyari.
شرکت مظفری جواهریبرای پیشرفت کار خود عموم جواهرات را عادلانه خریدوفروش میکند. آدرس: طهران - بازار – شرکت مظفری جواهری - نمره تلفن 219 عنوان تلگرافی شرکت مظفریشعبه در لندن دائر است.نمره اعلان 9241-5مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 180. سال دوازدهم. چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه 1306 – 2 ذیقعده 1345 – 4 مه 1927.@Shsyari.

