🖤 چهل روز بسیار تلخ از رفتنِ بابای نجیب و مهربانم گذشت؛ 🟢 اما پدر، هرگز از خانهی دل نمیرود... د…
انتشار: 2026/07/28 19:47 UTC
🖤 چهل روز بسیار تلخ از رفتنِ بابای نجیب و مهربانم گذشت؛ 🟢 اما پدر، هرگز از خانهی دل نمیرود... در قلب فرزندانش، نام و یاد و خاطرات شیرینش جاودانه خواهد ماند. 🕯️ آیین چهلمین روز درگذشت زندهیاد حاج رحمتعلی پشتگاه قاسمی 🔹️ چهارشنبه ۱۴۰۵/۵/۷ 🕒 ساعت ۳ تا…@shool_ramsar به نام خداوند بخشنده مهربان 🌹 یادنامه پدری که کتاب زندگی را خوب خوانده بود... به مناسبت چهلمین روز بازگشت پدر عزیزم به سوی خداوند ﴿وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا﴾ «پروردگارا! همانگونه که آنان مرا در کودکی پرورش دادند، بر آنان رحمت آور و مهربان باش.» (سوره اسراء، آیه ۲۴) بعضی انسانها وقتی از میان ما میروند، تازه بیشتر دیده میشوند؛ نه به خاطر جایگاه، شهرت یا داراییشان، بلکه به خاطر ردّ نیکیهایی که در دلها و زندگی دیگران بر جای گذاشتهاند. آنچه پیش روی شماست، تنها روایت زندگی یک پدر نیست؛ روایت مردی است که سرمایه اصلیاش نه مال و مقام، بلکه ایمان، صداقت، پاکی، سختکوشی، مهرورزی و عشق به خانواده بود؛ پدری که با شیوه زندگی خود، درسهایی ماندگار برای فرزندان و همه کسانی که او را میشناختند، به یادگار گذاشت. این نوشته، ادای دِینی است از سوی فرزندی به پدری که بزرگترین میراثش، اخلاق نیک، نام نیک و دعای خیر بود؛ یادگاری برای فرزندان، نوهها و نسلهای آینده، تا بدانند ستون این خانواده چگونه زیست و چه سرمایهای از ایمان، انسانیت و نیکنامی برای آنان به یادگار گذاشت. پدر، فقط یک واژه نیست؛ پدر، تکیهگاه روزهای سخت، آموزگار خاموش زندگی و ستون استواری است که خانواده در سایه مهر، بزرگواری و حضورش آرام میگیرد. پدر عزیز ما، زندهیاد حاج رحمتعلی پشتگاه قاسمی، از آن انسانهایی بود که زندگیاش سرشار از ایمان، اخلاق، پاکی، محبت و مهرورزی بود؛ انسانی که بیش از آنکه سخن بگوید، با رفتار خود درس زندگی میآموخت. پدر، گرچه از نعمت خواندن و نوشتن بیبهره بود، اما کتاب زندگی را به زیبایی خوانده بود و خداوند گنجینهای از معرفت، تجربه، آگاهی، تدبیر، دوراندیشی و مهرورزی را در جان و دل او به ودیعه نهاده بود. او بیآنکه پای در مکتب و مدرسه نهاده باشد، مکتب زندگی را به نیکی آموخته بود و با فطرتی پاک، خردی سرشار و تجربهای گرانسنگ، راه درست را از نادرست بازمیشناخت و در بزنگاههای زندگی، بهترین تصمیم را برمیگزید و درس چگونه زیستن را نه با زبان، بلکه با کردار و منش خویش به فرزندان، نزدیکان و همه کسانی که با او مأنوس و همنشین بودند، میآموخت. او به ما آموخت که ارزش انسان، نه به مدرک و سواد ظاهری، بلکه به ایمان، خرد، اخلاق، انصاف، دوراندیشی و مهربانی است. چه بسیار کسانی که سالها درس خواندهاند، اما از حکمت و تدبیر بیبهرهاند؛ و چه بسیار انسانهای کمسوادی که با نور ایمان، عقل سلیم، تجربه و مهرورزی، چراغ راه خانواده و جامعه خویش میشوند. او همواره شکرگزار خداوند بود و بندگی را در عمل معنا میکرد. رعایت حلال و حرام، پایبندی به فرائض دینی و اهتمام به نماز، بخش جداییناپذیر زندگیاش بود. نماز برای او تنها یک تکلیف نبود؛ بلکه گفتوگویی عاشقانه با پروردگار بود که حتی خستگی و سختی نیز نمیتوانست او را از آن باز دارد. از برجستهترین ویژگیهای او، پاکدستی و پاکچشمی بود؛ دو گوهر گرانبهایی که در سراسر زندگیاش جلوه داشت و همه کسانی که او را میشناختند، بر آن گواهی میدادند. او حرمت پدر و مادر خویش را به نیکوترین شکل پاس داشت و نشان داد که احترام به والدین، تنها یک سفارش اخلاقی نیست؛ بلکه راهی برای جلب رضایت خداوند و برکت یافتن زندگی است. با آنکه بزرگ خاندان بود، هرگز خود را بینیاز از دیگران نمیدانست. در صلهرحم و دیدار با برادران، خواهران، اقوام و دوستان، همیشه پیشقدم بود. هرگز منتظر نمیماند که دیگران آغازگر دیدار باشند؛ خود آغازگر محبت بود و فرزندان را نیز همواره به حفظ پیوندهای خانوادگی و صلهرحم سفارش میکرد. او عاشق خانواده بود. شادی فرزندان، موفقیت نزدیکان و پیشرفت عزیزان، شادی دل او بود. خانهاش با حضور خانواده رونق میگرفت و از گردهم آمدن فرزندان، نوهها و بستگان در کنار یکدیگر، عمیقاً خرسند میشد. پدری که با رزق حلال، دسترنج پاک و سالها تلاش صادقانه، سه پسر و پنج دختر را پرورش داد و با عشق، مسئولیتپذیری و تربیتی مبتنی بر ایمان، آنان را به زندگی شرافتمندانه رهنمون ساخت. او باور داشت که محبت به فرزند، تنها در مهرورزی و سخن گفتن خلاصه نمیشود؛ بلکه در آیندهنگری، مسئولیتپذیری و فراهم کردن آرامش و امنیت خاطر آنان معنا پیدا میکند. از همین رو، حدود بیست سال پیش، در زمان حیات خود، همه اموالش را میان فرزندان تقسیم و به آنان واگذار کرد؛ زیرا اعتقاد داشت فرزندان نباید برای بهرهمندی از میراث پدر، چشمانتظار خاموش شدن چراغ زندگی او بمانند، بلکه شایسته است پدر، تا زنده است، ثمره یک عمر تلاش خویش را با دستان خود به فرزندانش بسپارد و شادی، آرامش و آسودگی خاطر آنان را با چشمان خود ببیند.

