.بی رحم ترین خاطره! شلاق چه داریلخت است خیالم، به تنم داغ چه داریعمریست که جز حسرت از این باغ نچیدم…
انتشار: 2026/07/30 12:29 UTCدریافت: 2026/08/03 17:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 17:52 UTC
.بی رحم ترین خاطره! شلاق چه داریلخت است خیالم، به تنم داغ چه داریعمریست که جز حسرت از این باغ نچیدمای سیب ترین مزه این باغ! چه داریمن خشک ترین زوزه ی طوفان کویرمای برف به تن ریخته! قشلاق چه داریدر هر وجبت عشق کمین کرده به تاراجبازنده ی محض آمده، ارفاق چه داریاز دایره های تنت از هندسه عشقاز حسرت این پیکر مشتاق چه داریاز منحنی و پبچ و خم حادثه خیزتبی رحم ترین حسرت من! داغ چه داریای دکمه ی پیراهنت آغاز شکستن ای برف به تن ریخته! ای بستر بهمنبی تابم و تن تشنه ی این برف مذابمسر رفته هوای تنت از گوشه ی خوابممن مرتکب عشق تو در خواب و خیالمتو ممکن الامکانی و من بی تو محالمبی تاب ترین قوس! هوسناک ترین شعر!ای دختر اندام تراشیده ی این شعرمن دست شدم از بدنت شعر تکاندمهر منظره بر روی سرم ماشه چکاندم چون قطره ی جاری شده بر گونه خیستبا خون دلم می شوم اندام نویستبگذار تصور کنمت با سر انگشتای داد که این هندسه عشق مرا کشتمن چشم شدم بر بدنت شعر بسابمای گیجی بیرون زده از گوشه ی خوابماز عطر تنت گیجم و دیوانه ترینممن خواهش بی تاب ترین مرد زمینممن خواسته آخر پایی لب گورماز هاله ی اندام تو در حال عبورمای شعله ات آتش زده جد پدری راای خانه نشین کرده خیالت 'صفری' رامن هیزم این آتشم ای عشق بسوزانکوکم بزن و بر تن خورشید بدوزان!ای سیب ترین مزه این باغ چه داریبی رحم ترین حسرت من! داغ چه داری#علی_صفری@sheremehr🍃🌻