تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 03:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
💠 پستهای ایام هفته: 🔹 شنبه : موزیک بیکلام + نامهها و یادداشتها🔸 یکشنبه : شعر سپید / شعر ترجمه🔹 دوشنبه : برش کتاب🔸 سه شنبه : پادکست / فایل صوتی دیالوگ فیلم🔹 چهارشنبه : فایل پی دی اف🔸 پنج شنبه : دربارهی ادبیات🔳 جمعه : پست آزاد
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 18 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
این قافلهی عمر عجب میگذرددریاب دمی که با طرب میگذردساقی غمِ فردایِ حریفان چه خوریپیش آر پیاله را که شب میگذرد#خیام
افسرده بود.سالها رفت تراپی. و حالا؛خیلی دقیق و علمی میدونه که چرا حالش اینقدر خرابه.همین!
فرهنگ قبیلهاتدر نوک شمشیرتشمشیرت و استخوانهایتکه فرقی ندارنداولیدر سینهٔ برادریدر بدخشانفرو میروددومیدر سینهٔ پدریدر کابلامروز امانوبت هرات استجای هر گنجشکیسنگی نشستهجای هر مردیتفنگیجای هر زنیلکهٔ خونیخراساندر چه چاهیغلتیدهاز خشم چنگیزکه سردور میکنددر قندهاربر حلقهٔ دار است.#وحید_بکتاش پانوشت تصویر: طالبان با گلوله به اعتراض جمعی از زنان و مردان در جبرئیل هرات پاسخ دادند. این تجمع به منظور اعتراض علیه تشدید محدودیتها و تحمیل پوشش اجباری برقع برای زنان بود که از سوی طالبان اتخاذ شده است. @shersepidafg
باید چیزی داشته باشم که مرا فرو ببرد توی خودش و نگذارد بفهمم کجا هستم. باید روزهایم را بگذراند. باید حواسم را پرت کند از همه چیز. حواسم که به چیزی پرت نمیشود، فکرها پیدایشان میشود.📚 #پاییز_فصل_آخر_سال_است✍ #نسیم_مرعشی@sher3epidd
موقعی که آدم میمیرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره میکنند. من امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازهی مرا توی رودخانهای، جایی بیندازد. هرجا که میخواهد باشد ولی فقط توی قبرستان، وسط مردهها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه میآیند و روی شکم آدم دسته گل میگذارند، و از این جور کارهای مسخره. وقتی که آدم زنده نباشد، گل را میخواهد چه کار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد. آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد...📚 #ناطور_دشت✍ #سلینجر@sher3epidd
تو را دوست دارمحتی در روزهایی کهخودم را دوست ندارم#ریچارد_براتیگان@sher3epidd
سعی میکنم فکر نکنم، یا اقلاً کمتر فکر کنم تا بتوانم زنده بمانم. تا به سرم نزند و پاک خودم را نبازم. نشستهایم و تماشا میکنیم. میترسم که آخر کار چیزی به اسم ایران فقط در تاریخ باقی بماند نه در جغرافیا.📚 #روزها_در_راه✍ #شاهرخ_مسکوب@sher3epidd
تو در خانهی من،بی هیچ رودربایستی میتوانی غمگین باشی.از نامههای #ژرژ_ساند به #گوستاو_فلوبر@sher3epidd
دلم میخواهد خوشحال باشیتو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی.📚 #خطاب_به_عشق✍ #آلبر_کامو به #ماریا_کاسارس@sher3epidd
حافظ وصال میطلبد از ره دعایارب! دعایِ خستهدلان، مستجاب کن...#حافظ@sher3epidd
دستهایت راچون خاطرهای سوزاندر دستان عاشق من بگذار...#فروغ_فرخزاد @sher3epidd
باکره محجبه مجسمه ای از سنگ مرمر کارارا است که توسط مجسمه ساز ایتالیایی جیووانی استرازا (1818–1875) در رم حک شده و نیم تنه مریم باکره محجبه را به تصویر می کشد. تاریخ دقیق تکمیل مجسمه مشخص نیست، اما احتمالاً در اوایل دهه 1850 بود. حجاب ظاهری نیمه شفاف دارد، اما از سنگ مرمر تراشیده شده است.@sher3epidd
ای دوست ای برادرای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گلها را بنویس#فروغ_فرخزاد@sher3epidd
آنچه جرات میخواهددوام آوردن استخود را به زندگی سپردن. #فرانتس_کافکا@sher3epidd
چهارشنبه، ۳۰ ژوئن ۱۸۹۷:«دیوانهوار کار میکردم؛چراکه این تنها راه نجات من از فکرکردن و فکرکردن و فکرکردن بود!»- یادداشتهای شخصی ال. ام. مونتگمری@sher3epidd
چنان بد که هر شب دو مرد جوانچه کهتر چه از تخمهٔ پهلوانخورشگر ببردی به ایوان شاههمی ساختی راه درمان شاهبکشتی و مغزش بپرداختیمر آن اژدها را خورش ساختی#شاهنامه#فردوسی#ضحاک@sher3epidd
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها…اجرای این غزل حافظ با صدای ماندگار استاد #محمدرضا_شجریان و #پرویز_مشکاتیان
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْهاکه عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلهابه بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشایدز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلهامرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَمجَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلهابه مِی سجّاده رنگین کن گَرت پیرِ مُغان گویدکه سالِک بیخبر نَبوَد ز راه و رسمِ منزلهاشبِ تاریک و بیمِ موج و گردابی چنین هایلکجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلهاهمه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخرنهان کِی مانَد آن رازی کزو سازند محفلهاحضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظمَتٰی ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا و اَهْمِلْها#حافظ@sher3epidd