دیروز یه امانتی رو بهم سپردن که به مقصد برسونم. یک سطل بدون در، پر از عسل شُل که بجای در یه کارتن ر…
انتشار: 2026/07/30 09:42 UTCدریافت: 2026/08/03 00:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 00:52 UTC
دیروز یه امانتی رو بهم سپردن که به مقصد برسونم. یک سطل بدون در، پر از عسل شُل که بجای در یه کارتن رو گذاشته بودم روش و باید حواسم رو در کل مسیر 6 ساعته معطوفش میکردم که یوقت ازش نریزه. جاده پر از مانعهای بدون هشدار، پیچهای 360 و رانندهای بد که ترمزهای محکم مکرر میگرفت .چند بار متوجه شدم که همراهان حاضر در خودرو از اتفاقاتی در مسیر صحبت میکنن؛ اما من بیشترشون رو ندیده بودم! من باید امانت رو به سلامت میرسوندم و این کار سختی بود.با خودم فکر کردم چقدر سخت بود اگر این کارو بجای ۶ ساعت، برای ۶ روز یا ۶ سال انجام میدادم. مجبور بودم این سطل رو همهجا ببرم و نگذارم گزندی ببینه.و اگر امانتیی بود که کل زندگیم همراهم باشه تا زمان مرگ تحویلش بدم چطور؟ همهی ما انسانها حامل امانتی سنگینی هستیم. انقدر سنگین که آسمان و زمین و کوههای سرسخت از حمل آن عاجز بودن؛ اما ما پذیرفتیم که این امانتی رو در این زندگی دنیوی پست، پر فراز و نشیب، خطرناک و پر پیچ و خم حمل کنیم! اونم نه برای ۶ ساعت بلکه از بدو تولد تا آخرین نفس باید از امانتیمون نگهداری کنیم. ـ وَحَمَلَهَا ٱلۡإِنسَٰنُۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومٗا جَهُولٗا (الأحزاب - 72)روش حفظ این امانتی اما کارتن و پا گذاشتن برای محکم کردن جای سطل نیست!! بهش تقوا میگن و تقوا حفظ لباس پشمین از آسیب، در زمان حرکت در دل شب در یک دشت پر از خارشتر هست.راستی امانت شما در چه حاله؟#تذکرة
