خوشا مرغی که در کنج قفس با یاد صیّادشچنان خرسند بنشیند که پندارند آزادشنمیگویم فراموشش مکُن، گاهی…
انتشار: 2026/08/16 14:05 UTCدریافت: 2026/08/17 11:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 11:05 UTC
خوشا مرغی که در کنج قفس با یاد صیّادشچنان خرسند بنشیند که پندارند آزادشنمیگویم فراموشش مکُن، گاهی بیاد آوراسیری را که میدانی نخواهی رفت از یادشبهدل مهرِ بتی دارم ز خوبان خوبیَش افزونولی با من بقدرِ خوبرویی ذوقِ بیدادشندارم جرأتِ نظّارهی قدّش خوشا گلشنکه میبندند مرغان آشیان بر سرو شمشادشدلم در آتشست از عشق و من آسودهام از غمکه میدانم محبّت میرسد روزی بفریادشبهغم فرصت مده ساقی سرت گردم که ملک دلچو ویران گشت نتوان کرد دیگربار آبادشز شکّر داغِ رشکی گر نبودی بر دل شیرینبخلوتخانهی خسرو نرفتی یاد فرهادشندانم حالِ «عاشق» را، درین نخجیرگه دیدمبخون آغشته صیدی چشمِ حسرت سوی صیّادش #عاشق_اصفهانی🌱🌹